1-باز هم یه اردیبهشت دیگه و تولد اندی و SH این دو
تأثیر گذار زندگی من..هنوز عاشق هر دو شونم..
2- خواب دیدنام خیلی کم شده..شاید به خاطر
همون جریان تسلیم شدن باشه ولی اواخر یکی
از خوابام خیلی واقعی شد..می دونستم که خوابم
در واقع می دونستم که رفتم تو یه دنیای موازیه دیگه..
دنیایی که با SH خوشبختم..اگه یه روزی خوابیدم
و دیگه بیدار نشدم بدونید ذهن خوداگاهم رو منتقل
کردم به یه دنیای موازیه دیگه..الان تنها راه خوشبختیم همینه..
3-نمی تونی به گذشته بچسبی...چون هر چقدر هم
سخت تلاش کنی گذشته بالاخره گذشته..
How.I.Met.Your.Mother.S08E23
4-بچه آدم ترکیبیه از خودش و کسی که بیشتر از
همه دوستش داره، واسه همین میشه عزیزترین..
تا حالا اینطوری بهش نگاه نکرده بودم..
5-آقا این خدمت سربازی واقعاً خدمت بزرگی به سطح علمی
و دانش کشور داشته! طرفی رو شناختم که رفته دکترای
پژوهشی شیمی میخونه فقط به خاطر اینکه 5 سال دیر تر
بره سربازی! چه انگیزه ای بهتر از سربازی برای افزایش
سطح تحصیلات جوانان در کشور!
حرف های من از زبان دیگران!
6-آقا این ایده اش خیلی باحال بوده،
دوست دختر سابق بدون دعوت روز
عروسی طرف رفته عروسی...با لباس عروس!!
از FMylife.com
7-تنهایی یعنی.
یکی میشه تمام زندگیت ولی هیچ جای زندگیت حضور نداره!
1-هر سال عید که میشه یه دمو از آینده ام رو تجربه میکنم!
تنها در خانه! از بیرون غذا می خرم و کسی هم پیشم نیست
زندگی کسل کننده ایه ولی با وجود اینترنت و فیلم و اینا
بالاخره میشه صبح رو به شب رسوند..
2-یه جایی خوندم یکی از مراحل غلبه بر غم و افسردگی
و اینا اینه که تسلیم بشی! تا وقتی فکر میکنی نه میشه
یه کاریش کرد و درست میشه اینا و هی می جنگی نمی تونی
از اون درد رها بشی..منم مدتیه تسلیم شدم که دیگه کاری
نمیشه کرد ولی منجر به مرده شدنم شد!
3- یه قسمتی تو سریال Fringe بود پیتر یه چیپ تو
مغزش کار گذاشته بود که میتونست آینده رو ببینه و
باهوش تر شده بود و اینا اما داشت باعث تغییر شکل
مغزش می شد.. بیشتر از این نمیخوام توضیح بدم!
4-تو اونجا غرق زندگی، من اینجا غرق مردنم..
5- فرق خوب شدن تدریجی زخم ها با دل شکستگی
من اینه که مال من مثل دستی میمونه که از آرنج قطع
شده بعد اون جای قطع شدگیش پوستش جمع میشه و
زخمش خوب میشه!
حرف های من از زبان دیگران!
6-دیوارمو بشکن..

7-نمیدونم کدومش بدتره، دلتنگی تو یا اینکه کاریش نمیتونم بکنم..
1-واقعیت عجیب و تلخیه، دیگه کمتر تنهایی و دلشکستگی
اذیتم میکنه...دارم به 30 سالگی نزدیک میشم و دیگه
اون شور و شوق 18 سالگی رو ندارم، دیگه بعد 11 سال
تنهایی جزوی از زندگیم شده و کمتر اذیتم میکنه عادت کردم..
2-عید امسال هم مثل سال های قبل SH نیست
فقط فرقش اینه که دو تا لاکپشت هام کنارم هستن کمتر تنهام!
3-آره تو اینجا نبودی ولی من نگات می کردم..
حرف های من از زبان دیگران!
4-نگران نباش! نگرانی احمقانه است! مثل اینه که
چتر بگیری دستت و قدم بزنی در انتظار بارون!
5-بعضی وقتا اون شخص نیست که دلتنگشی بلکه
دلتنگ احساسی هستی که وقتی با اون بودی داشتی..
6-«ترا میخواهم»
در این جمله اندوهیست ؛
اندوه نداشتنت !
علیرضا روشن
7-بدهکار توام!
بدهکار بوسههایی که به دستانت نخواهم زد!
بدهکار دوستت دارمهایی
که به تو نخواهم گفت!
بدهکار لحظههای نابی که با تو نخواهم داشت!
بدهکار تو
و طلبکار جهانم!
به نقل از +



