نویسنده : کورش ; ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۳

1-هر دفعه که خوابش رو می بینم و میرم به اون
دنیا که ما به هم رسیدیم اینقدر خوشحالم که تا
مدتی بعد از بیدار شدن هنوز حسش در وجودمه..
حسی که نمیتونم باور کنم این دنیایی باشه...نه...
حتماً باید پاداش اون دنیام باشه برای سختی هایی
که دارم تو این دنیا می کشم..

2-یه فیلمی بود شخصیتش تو یه روز خاص گیر کرده
بود و هر روز که بیدار میشد همون روز بود! اولش
نمی فهمید ولی بعد مدتی فهمید...منم مثل اون
شدم تو 13 سال پیش تو روز دل شکستگیم گیر
کردم و هر روز زندگیم همون روزه...همیشه غمگینم
و در آرزوی مرگ...فقط چیزای کوچیکی هر روز
تغییر میکنه ولی اصلش همونه..

3- اینقدر گیج شدم که تولد وبلاگم یادم رفت
و باید شما یادم بندازین...به هر حال اینجا هم
10 ساله شد...مستندی از یک دهه دلشکستگی
که البته بیشتره..

حرف های من از زبان دیگران!

4-میخوام که خوشبخت باشی...
                    حتی اگه با من نباشی..

5-دلتنــگت  می شـــــوم
مـــــــرور می کنـــــم خــــاطراتت را
خــــاطراتت را مــــــرور می کنــــــم
دلتنـــگت می شــــوم

6-بعضی ها
آنقدر به دیگران وفادارند که به خودشان خیانت میکنند...
گابریل گارسیا مارکز

7-فقط زمانی میتونی کسی رو فراموش کنی
که دیگری رو پیدا کنی که بیشتر دوست داری..




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٤:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۳

1-تنها اتفاق این چند وقته که واقعاً خوشحالم
کرد یکم قهرمانی آلمان تو جام جهانی بود وگرنه
بقیه اش دلتنگی بود مثل همیشه و آرزوی مرگ..

2 و 3 و 4 - حرفی ندارم دیگه به زور باید وبلاگو آپدیت
کنم و زنده نگهش دارم...

5-یخ زدن تو زندگی که خودم انتخابش کردم رو ترجیح میدم..

*Frozen

6-اگه مدام نگران آینده باشی هرگز از زمان حال لذت نمی بری..
(که من همش هستم...)
Once.Upon.a.Time.S03E09

7-کلاه رو دوست دارم...
چون یادم می اندازه یه چیزی اون بالاها هست..
Lord of War – 2005




کلمات کلیدی :هفت شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳

1- جام جهانی هست و خوشحالم که نمی فهمم
چطور یک ماه از این زندگی تلخ به سرعت میگذره..
به امید قهرمانی آلمان که بیشتر خوشحال بشم..

2-چیزایی که سال هاست بهشون فکر نکردیم هنوز می تونن ما رو به گریه بندازن..
Once.Upon.a.Time.S03E01

3-قسمت سخت تصمیم، گرفتن اون نیست بلکه زندگی کردن با نتیجه اونه..
Law.Abiding.Citizen.2009

حرف های من از زبان دیگران!

4.5-""عشق"" از دست رفته هنوز هم عشق است. فقط شکلش عوض می شود، همین.
دیگر نمی توانی لبخند عشقت را ببینی یا برایش غذا ببری یا موهایش را نوازش کنی و یا با او برقصی.
اما وقتی این حس ها ضعیف می شوند، حس های دیگر قدرت
می یابند.
""خاطرات"". خاطرات شریکت می شوند .
تو آن را غذا می دهی. بغلش می کنی. با آن می رقصی .
زندگی باید به پایان برسد ولی عشق نه .
پنج نفری که در بهشت به ملاقات شما می آیند
میچ آلبوم

sa ye originally shared to کافی کتاب + Kafiketab‎

6-می تونی یک نفر رو از ذهنت پاک کنی

ولی بیرون انداختنش از قلبت یه داستان دیگه اس.
«درخشش ابدی یک ذهن پاک»

7-جهنم چیزی شبیه نبودن توست
                             وقتی میخواهمت و تو نیستی....+




کلمات کلیدی :هفت شماره ای