نویسنده : کورش ; ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۳

این سال هم با همه خوبی و بدی هاش تموم شد..

اینم سفره هفت سین ما ...البته نصف و نیمه!


  • 1-وفادار هم چهارمین عید رو بدون عشق جشن میگیره...اونهم تنهایی!

  • بچه ها تبلیغ های هندی کم سونی رو دیدین؟ میگه:
    زندگی دکمه بازگشت ندارد....خیلی تبلیغ جالبیه!
    بیاین بشینیم فکر کنیم به کارهایی که در این سال کردیم....اگه دکمه بازگشت بود
    و به عقب برمیگشتیم باز هم همین کارهایی رو میکردیم که تا حالا کردیم؟
    اگه نه ، پس واسه امسال دقت کنیم که سال دیگه این طور نشه.

  • 2- یک بزرگی گفته: طبیعت معشوق همه کسانی است که از معشوقان دیگر سرخورده ند.
    الان که بهار اومده تا میتونید به دامان طبیعت برید! نظرتون چیه؟

  • 3- بهار باز هم میآد عشق رو میآره....هوای بهار خود به خود ادم رو عاشق میکنه!
    خیلی مواظب باشید! البته من میگم:
    بهار وقتی بهاره که بوی تو رو داره....وگرنه مثل هر سال خزون انتظاره
    نظرتون چیه؟

  • 4- خیلی ساده هست ولی خیلی هم موثر ه!    گاهی به آسمان نگاه کن!

  • ۵-من دارم بهار بهار...میبازم به روزگار .....شما چی؟
  •  
  • ۶-منو به بازی میگیرن...عقربه های ساعتم
    برگه ی تقویم میکنه...لحظه به لحظه لعنتم....
  • شما چی؟
  •  
  • ۷-حالا میفهمم چرا کسی ککش هم نگزید وقتی من شکستم آخه:

  • از خواب نمیپره کسی....وقتی که برگا میریزن
  •  
  • تو این هجوم بی کسی...پروانه بودن اشتباس...نظرت چیه دوست من؟


کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :هفت شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۳

موزیک و رقص!

یه بحث جالبه! رقص و موزیک!
واسه عوض شدن حال و هوای وبلاگ!
 



اول رقص! نظرتون در این مورد چیه!
والا یه زمانی این واسه من مشکل شده بود!
همش گیر میدادن که تو باید برقصی!! بابا به کی بگم بلد نیستم! خلاصه به زور ما رو
میفرستادن اون وسط! ( دوران عاشقی...الان که هیچ نمیرم که مجبورم کنن!) من هم
یه خورده نرمش میکردم!! ورزش میکردم تا اینا راضی بشن من بیام بشینن!
بدبختی این بود که مثلاً میرفتیم شمال...لب دریا...اونجا که نمیشد دخترا برقصن!
من و پسر دایی هام میشدیم مضحکه! که بریم برقصیم!
حالا بگذریم این خارجی ها که رقص خوراکشونه! ما هم فکر کنم داریم راه اونا رو میریم!
علما میگن که حرامه من هم یه جورایی موافقم..
ولی وقتی اونا رو میبینم که چقدر شادن و ما چقدر افسرده! فکر میکنم
شاید رقص بد هم نباشه مخصوصاً تنهایی!
به نظر من میتونه مثل یه سوپاپ عمل کنه! وقتی داری از غصه میترکی! یه خورده
از فشاری که روته کم میشه! من این روزا خیلی داغونم گفتم دو تا آهنگ شاد بزارم
شاید حالم بهتر شد...ای بد نبود یخرده خندیدم!شاید اگه میرقصیدم حالم
بهتر هم میشد!
از خیلی ها پرسیدم وقتی نا راحتن چه کار میکنن گفتن اهگ غمگین گوش میدن!
حالا من یه بار بر عکس امتحان کردم بد نبود! شما هم امتحان کنید!

منتظر نظر و تجربه شما هستم!

راستی یه پیشنهاد....بیاین آهنگ ها ی قشنگ از خواننده هایی که معروف نیستن رو به هم
معرفی کنیم تا همه لذت ببرن!

راستی من قبل از عید باز هم اپدیت میکنم! روز عید یا قبلش!

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۳

امروز 2 تا مطلب دارم براتون...یکی فوتبالی! و یکی هم....خودتون بخونید!


۱-جام باشگاه ها هم دیشب با حذف بزرگان به مرحله بعد رفت!
من نمیخوام بحث فوتبالی بکنم! وقتی بازی ها تموم شد رفتم تو سایت یوفا
تا نتایج رو ببینم...خوشبختانه بایرن رفت بالا / من رفتم دنبال عکس های بازی
تا اینکه این عکس رو دیدم...بی اختیار بغضم گرفت...شما هم نگا کنید( خوب به
چهره لباس ابی نگاه کنید)
تا بقیش رو بگم

به الیور کان ( لباس ابی!) تو المان میگن مرد یخی! یعنی به عنوان یه ادم سرد و بی احساس میشناسنش! کلاً آلمانی ها رو زیاد آدم های با احساسی نمیدونن!ولی با غیرت و تعصب میدونن..


ولی من میگم آدم بی احساس و سرد نداریم! اونایی که بهشون این برچسب رو میزنن
بلد نیستن احساسآتشون رو نشون بدن! یعنی استانه احساس شون بالاست! مثل همین
الیور کان باید خیلی تحت فشار قرار بگیرند تا یه خورده فواران احساس کنن!

نظر شما چیه؟

 یعنی خیلی ها ممکنه از من و شما حساس تر باشن! ولی نتونن
بیان کنن؟ دیدین خیلی زن ها به شوهرشون میگن تو اصلاً احساس نداری!!
 منو درک نمیکنی!!
بابا جان قضیه این مرد های بدبخت هم همینه! موافقین؟

۲-توجه کردین هر چی سطح سواد میره بالا...آدما بی عاطفه تر میشن...
عقلشون میآد جای احساس شون.....نمیدونم این خوبه یا بد...
شما بگید....؟
ولی من که دوست ندارم.....

دیدید میگن بیا مثل 2 تا آدم روشنفکر!! از هم جدا بشیم!
ما به درد هم نمیخوریم و...

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۳

اول یه خبر بدم که مثل خبرنگار ها بعضی از عکس های پست ها رو خودم میگیرم!
یعنی دوربین دیجیتال! اینم اولین عکس از انگشترم! زیاد خوب نشده! ولی بد نیست!
 

من و انگشترم!
من و این انگشترم یه ماجرهایی داریم واسه خودمون!

قضیه بر میگرده به همون 4-5 سال پیش..وقتی دیگه خیلی عاشق شده بودم!
رفتم واسه خودم یه حلقه خریدم! نقره...رو نگینش هم دادم اول اسمش رو حک کنن!
اولا قایمش میکردم کسی نبینه ! آخه همون انگشتی کرده بودم که موقع ازدواج حلقه
رو میندازن! آره دیگه مثلاً خودم رو نامزد کردم!!! ( آرزو بار جوانان عیب نیست!)
بگذریم.. یه روز که دسته جمعی رفته بودیم پیک نیک فرحزاد کنار هم نشسته بودیم که
یهو انگشتر رو تو دست من دید!! خندید و گفت  واااواوو! (یه همچین صدایی!)
اینو کی دستت کرده!!!؟ بعد از دستم در اورد! نگا کرد ! مثل اینکه پسندید!! ( مبارکه!)
بعد خودش کرد تو همون انگشتم! ( اخ جون ن ن ن...مبارکه به پای هم پیر شید!)

حالا چند سال میآیم جلو! شروع دلشکستگی مصادف بود با شکستن انگشتر!
یه جوری شکست که دیگه نشد تعمیرش کنم! ( مثل دلم) مجبور شدم یکی دیگه
مثل همون بگیرم! نمیدونم چرا هم شکست!
بعد اینکه کمی بحران روحی رو رد کردم...دوباره وارد بحران شدم! ( همین این بحران کنونی!)
این بار ولی چون خفیف تر بود انگشترم ترک ور داشت! ولی تونستم تعمیرش کنم!!
ولی باز هم چند وقت یه بار سیاه میشه!! باید تمیزش کنم!( مثل گریه کردن واسه دلم)

خلاصه فکر میکنم یه جورایی این انگشتر شده نماد عشقم!
به نظر شما انگشتر یا هم چین چیز هایی میتونن نماد بشن و بشه از روشون
پیش بینی کرد؟

شما همچین نماد هایی دور و برتون دارید؟

راستی بچه ها دوتا خواهش دارم : 1- اینقدر تند تند اپدیت نکنید! 2- اینقدر شعر و متن ادبی ننویسید
آخه وبلاگ هامون داره میشه مثل ستون شعر روزنامه ها! حرف دلتون رو بنویسید! حرف هایی
از جنس دیگر! تازه بیشتر میشه در مورد این حرفا نظر داد!
 
این ویدو کلیپ هم واسه اونایی که سرعتشون خوبه ! بقیه هم به قسمت خدمات وبلاگ نگاه کنن ...میتونید خورد خورد دانلودش کنید! از دستش ندید!!!

برای دانلود راست کلیک کنید و save target as.. رو انتخاب کنید

دارم میرم به تهران  (لینک خراب شده است)

andy

16.1 مگابایت

3/03 دقیقه

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۳

قبل از اینکه مطلب امروزم رو بگم یه چیز بگم کف کنید!

میدونستید رکورد پرش سه گام ایران 31 ساله که شکسته نشده بود!
و این رکورد متعلق به کسی نبود جز....فرامرز اصف!!!...بله همون خواننده لوس انجلسی
و این رکورد به تازگی بعد از 31 سال!!! شکسته شده!
من چیزی نمیگم شما بگید!

بگذریم...گفتم بعد چند وقت دوباره یه شعر تو این وبلاگ بنویسم..

این شعر رو آندی برای مادرش خونده....وقتی مادرش تو انگلیس مریض بوده...
من معمولا با شعر های که واسه مادر میخونن حال نمیکنم! ولی این یه چیز دیگه س..
بخونید ببینید نظر تون با من یکیه یا نه..

راستی اگه بخواید یه جمله به مادراتون بگید چی میگید؟

من که میگم.....رفیق بی کلک مادر!

آهنگ رو با ریتم ملایم و غمگین بخونید!

نامه هاتو من....تا سحر خوندم...
خسته از درد غربت چشم به رات موندم...
سر به روی نامه هات من خوابتو دیدم...
نامه هات رو من...خیلی دوست دارم..
مینویسی جان مادر من چه کم دارم...
تا تو رو دارم مادر من چه غم دارم؟؟؟

مادرم غربت چرا...تو رو کرد از من جدا..
مادر..مادر... تو رو من کم دارم بیا....
بی تو من غم دارم بیا...
مادرم ای مهربون...با دل من همزبون
مادر...مادر...میدونی که برات تنگه دلم
بی تو غم شده آهنگ دلم...
آاه...

یاد تو دمسازمه...گرمی اوازمه..
مادر...مادر...ندونستم قدر تو رو...نکنه که نبینم تو رو...

آاه....
مادرم تنگه دلم...نگو از تو غافلم..
تو رو من به خدا میسپرمت....میدونی که چه قدر دوست دارمت..

مادر...مادر...مادر...

فکر کنم به کسایی که مادرشون از شون دوره یا خدای نکرده مریضه خیلی چسبید نه؟

 کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۳

میدونید که باز هم کرمان زلزله اومده...این بار زرند..


دیشب داشتم تلویزون میدیدم...یه حاج آقا یه چیزایی میگفت که بد نبود!

1- این زلزله ها که میاد پشت سرش یه زلزله دیگه هم میآد! اونم تو قلب های ما!
نظر شما چیه؟

2-ایمان با بلا رابطه مستقیم داره! یعنی ما که بلا زیاد سرمون میآد ایمانمون زیاده..؟
نظر شما چیه؟

3-خدا این سختی ها رو میذاره که ما به یادش باشیم! یادمون نره که خدایی هم هست...
نظر شما چیه؟

4-این داستان آموزنده رو هم گفت:
یه روز یه مرده داشته تو بیابون راه میرفته! یه مار میبینه! دنبالش میکنه!
این مار میره تو دهن یه مرده که اونجا خوابیده بوده!! یارو با خودش فکر میکنه
اگه این بابا رو بیدار کنم بگم مار خوردی که سکته میزنه میمیره! اگه هم بیدارش نکنم
مار تو شکمشه میکشدش! خلاصه فکر میکنه...
یارو رو بیدار میکنه! شروع میکنه به زدنش!!! میگه چرا میزنی؟ جواب نمیده!
میبردش به زور میگه این میوه گندیده ها رو بخور! یارو هم مجبور میشه! بد خودش
سوار اسب میشه! یارو رو با شلاق میزنه تا راه بره و بدوه! خلاصه یارو اینقده میدوه
تا بلا میآره! ماره هم از شکمش میآد بیرون! بعد مرده میگه دیدی من کاریت نداشتم
میخواستم کمکت کنم! به نفعت بود!

نتیجه: هر چی بدبختی میکشید به نفعتونه!
نظر شما چیه؟

 

5-ممکنه همه اینا واسه دلگرمی زلزله زده ها و یا واسه توجیه سهل انگاری ها باشه؟

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۳

بچه ها تا حالا به اسم خودتون فکر کردین؟
اسم خودتون رو دوست دارید؟
یه چیزی در مورد اسم توجه منو به خودش جلب کرده!
اسم روی شخصیت آدما تأثیر داره!
یعنی مثلاً اونایی که اسمشون مثل همه یه جورایی هم شبیه همن!
مثلاً کورش ها همه باید وفادار باشن!
شما تا حالا نمونه ش رو دیدین؟
یه چی دیگه...قشنگ ترین اسم به نظرتون چیه؟
تا حالا شده وقتی اسمی رو میشنوین دلتون بلرزه..
اینم یه چیز دیگه س که من فهمیدم! آدم به هم اسم های کسی که
دوستش داره ناخوداگاه بیشتر توجه داره!
نظر شما چیه؟

راستی بچه ها دوباره ترم جدید شروع شده...بیاین یه خورده دیر به دیر تر اپ کنیم!

 

و اما دانلود!

 

2 آهنگ قشنگ از مریم حیدر زاده...حجمش زیاده ولی به دانلودش میآرزه!

همه میگن این قشنگتره ...

 ya to ya hichkase dige

 

ولی من این رو بیشتر دوست دارم! (لینک ها از کار افتاده ند!)

 yadame

 

تو این شعر میگه...

یه چیزی مینویسم..خدا منو ببخشه....

اگه یه وقت به هم خورد...منتظرت نشستم..

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای