نویسنده : کورش ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٩

1-میگم چشم تو باشه قبله من؟ میگی چشم که پرستیدن نداره...
میگم بابا داره به خدا داره اگه از نگاه من به چشمای خودت نگاه میکردی
و توش غرق میشدی می فهمیدی چی میگم...ولی خودمونیم ها کسی
رو بهتر از من برای پرستیدن چشمات پیدا نمیکنی...پیدا کردی...؟دل شکسته

2- توی قسمت یازده فصل شش لاست حرفای خیلی قشنگی
میزنه.. میگه شاید این زندگی الان ما قرار نبوده زندگی اصلی ما باشه!
شاید زندگی اصلی ما یه زندگی دیگه است و ما به دلایلی تغییرش دادیم..
من که فکر میکنم اینطوره و اصلاً به این دوره زمونه و این زندگی تعلق ندارم!
یه جای دیگه میگه به عشق در یک نگاه اعتقاد داری؟ وقتی کسی رو
می بینی که انگار از مدت ها قبل عاشقش هستی...و اون ازت می پرسه
ببخشید ما جایی هم دیگه رو دیدیم قبلاً؟ باید بگی بله در یک دنیای دیگه
و یک زندگی دیگه! دارم فکر میکنم دانشمندا این راز ها رو کشف کردند
و دارند با فیلم و سریال ذهن ما رو آماده پذیرش واقعیت می کنند!



3-خدا رو شکر که فوتبال تو زندگیم هست! وگرنه هیچ هیجانی تو این
زندگی تکراری نداشتم...وای چه استرسی داشتم موقع بازی بایرن منچستر!نگران

4- این جمله خیلی باحاله! میگه وقتی خوابت نمیره رفتی تو خواب یه نفر دیگه!خیال باطل

5-در سن 26 سالگی ام و شاید نیمی از دوره ای رو که بهش
میگن جوونی و باید توش جوونی کرد رو از دست دادم و گزاشتم
پای عشقی که سرانجامی نداره کاش یه روزی بیاد و بگه که اینها
"بیهوده نبوده" ولی اگر هم نیاد خیالی نیست! عمرم رو میزارم پای
این عشق و احساس و به افتخار عشق تو میگم که، "بازنده" منم
نمیدونم که سهم من از بودن تو فقط یه خاطره اس و یه دل شکسته؟
این منی که تو این دنیاس که سهمی از خوشبختی در کنار تو نبرد
ولی امیدوارم تو دنیای موازی اون منه دیگه در کنارت خوشبخت شده
باشه و تلافیشو در اورده باشه!خیال باطل

6-بازم یه خواب دردناک دیدم..خواب دیدم SH بارداره! (من دل شکسته بودم
همچنان! خیال بد نکنید!) و یه بیماری زندگی خودش و بچه اش رو تهدید میکنه
طوری که بغض کرده بود...من هم که طاقت دیدن ناراحتیش رو ندارم رفتم
به یه معبدی و شروع کردم دعا کردن براش و گریه کردن...اشک هام مثل
ابر بهار داشت می ریخت و اگه کمی خوابم ادامه پیدا میکرد مطمئناً از
گریه می مردم...در واقعیت اگه همچین اتفاقی بیفته باز هم از ته دل براش
دعا میکنم ولی در عجبم که چطور با دیدنش در اون وضع و در کنار کس
دیگه از غصه دق نکردم بمیرم همونجا...افسوس

7-توی شطرنج قوی ترین و به نوعی مهم ترین مهره بازی Queen هست
که ما میگیم بهش وزیر خارجی ها میگن ملکه! شطرنج باز های معمولی
سعی می کنن مهره وزیر رو حفظ کنند تا بازی رو ببرند اما حرفه ای ها
می دونند که بعضی وقتا قربانی کردن وزیر بهترین استراتژی برای پیروزیه!
و از اونجایی که مثل شطرنجه زمونه! و من هم شطرنج بازم و قسمت
جدید FlashForward هم اسمش Queen Sacrifice بود زندگی خودم رو
که با این دید نگاه کردم دیدم من هم که ملکه ام (SH) رو از دست دادم!گریه
البته من قربانی اش نکردم! تازه یه مهره مهم دیگه ام (قلعه=پدر) رو هم
از دست دادم مونده برام چند تا سرباز! (دوستام) و اسب و فیلم! (مادر و خواهر!)
در این نبرد نابرابر با زندگی شانسی کمی برای برنده شدن دارم...مگه اینکه
رو یکی از این سربازا کار کنم وزیرش کنم! واقعاً مثل شطرنجه زمونه ها!
نگاه کن ببین چه مهره هایی تو زندگیت مونده؟

عکس روز! از اینا که می زنید تو موهاتون دوست می دارم!قلب

عاشقانه های کورش برای SH
چه لبخندی زدی به گریه من....عزیزم گریه خندیدن نداره...

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :هفت شماره ای و کلمات کلیدی :فیلم و کلمات کلیدی :کمی احساسی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٩

1-امسال سال تحویل بهتری داشتم! چون به عقلم رسید
که عکسش رو بزارم و جلوم و مثل اینا که احضار روح میکنن!
چشامو ببندم و سعی کنم بیارمش اینجا! نیومد ولی احساس بهتری
بهم دست داد...خیال باطلشاید اونم یاد من افتاد، از 80 که سال رو با هم تحویل
کردیم و بقیه سال تحویل های بدون اون تا 89 چی بر من گذشت
فقط خدا میدونه و بس...

2-اینم باید قاب گرفت زد به دیوار! کاش من هم فرصت گفتن
"دوستت دارم" رو از دست نداده بودم...


3-امسال هم به عادت این چند ساله سریال های عید رو سعی کردم
ببینم و از اونجا که با دیدن سریال های خارجی توقعم بالا رفته! چندان چنگی
به دل نزدند البته سرگرم کننده بودند..زن بابا رو به خاطر پریسا و بهبود و این
ازدواج فامیلی دوست داشتم! البته بازی علیرضا صادقی رو هم خیلی دوست دارم
دارا و ندار آقای ده نمکی رو هم وقتی خمسه گفت به حرف گربه سیاه نه
ولی به آهش دنیا زیر و رو میشه رو دیدم فکر کردم سریال خوبیه ولی بعدش
دیگه معمولی شد و در حد عقده گشایی نسبت به قشر مرفه جامعه!

4- یه برنامه جالبی در مورد مفهوم "بی نهایت" دیدم موضوعات جالبی
رو مطرح می کرد از جمله اینکه آیا اصلاً چیزی به اسم بی نهایت وجود
داره یا ساخته ذهن بشره؟ و در صورت بی نهایت بودن دنیای ما چه
مسائل دیگه ای مطرح میشه...مثل وجود بی نهایت سیاره که توشون
بی نهایت اتفاق میفته و چیزی به نام غیر ممکن دیگه وجود نداره و
در بین این همه احتمال دنیایی دقیقاً کپی دنیای ما وجود داره که توش
یه کپی از من در حال تایپ کردن همین کلماته! و از لحاظ ریاضی ثابت
میکنه که اون کپی من در فاصله دو به توان ده به توان صد و هجده! متر
از منه!کاش میشد اون کپی من هم که با SH هست رو فاصله اش
رو میشد پیدا کرد و میتونستم برم ببینم چه زندگی دارن!قلب

5-جدیداً یه نکته ای رو در مورد آرایش خانم ها متوجه شدم!
اینا که توی تلویزیون و اینا می بینیم خوجل موجل! شدن وقتی
عکس های فاصله نزدیکشون رو می بینم اون زشتی ای رو میخواستن
پنهان کنن دیده میشه! ظاهراً آرایش فقط برای فاصله دور فایده داره!
پس خواستید زن بگیرید از فاصله نزدیک ببینیدش!نیشخند

6-امسال عید فرصتی پیش اومد تا اون تنهایی که سال ها بعد!
در انتظارمه رو بیشتر از قبل تجربه کنم! اونقدرا هم بد نبود..اینقدر
شطرنج بازی کردم و فیلم و سریال دیدم که نفهمیدم چطور گذشت!
احتمالاً تا اون زمان سرگرمی های بیشتری هم برای آدم های تنها
اختراع میشه پس چندان جای نگرانی نیست!

7-برداشته شده از اینجا
چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تنِ کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟
و چه قدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟!     آنا گاواندا
بوی تنش که نه! ولی بوی عطر ش رو دارم هنوز...راستی عجب چیز غریبیه این بو...

نکته! نه حال و حوصله دارم نه حرف زیادی برای گفتن...احتمالاً از این
بعد وبلاگ باز هم کمتر آپدیت میشه! از ماهی سه بار به دو بار!

آپدیت! میخواستم برای دروغ سیزده بگم که به عشقم رسیدم
ولی دیدم اینقدر باورش سخته که نه خودم باور میکنم نه شما!افسوس

عکس روز! زیبا هستند ایشون!

عاشقانه های کورش برای SH
به فدای تو مگه این دله دیوانه نبود؟

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :هفت شماره ای