نویسنده : کورش ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩

1-گاهی وقتا با خودم میگم این زندگی تکراری تا کی قراره ادامه داشته
باشه همینجوری...همه روزاش مثل هم و پر از دلتنگی. من تغییری در
زندگیم ایجاد نمیکنم اما دنیا منتظر من نمی مونه یه تلفن ساده یا یه ایمیل
یهو یه شوکی بهم وارد میکنه. اصلاً به فکرم نمی رسید که روزی از طریق
ایمیل خبر فوت یکی از هم کلاسی هام تو دانشگاه رو بگیرم! ناراحتدنیای عجیبیه
اصلاً قابل پیش بینی نیست همینطور که آروم واسه خودت نشستی ممکنه
یهو عجیب ترین اتفاقات ممکن بیفته! ممکنه زلزله بیاد! ممکنه خبر مرگ یکیو
بیارن! پس ممکن هم هست یهو SH در بزنه بیاد تو اتاقم!خیال باطل اینجور وقتاس که قدرت
خدا رو حس میکنه آدم...پس باید به معجزه ایمان داشته باشم...شاید هنوزم
دیر نیست به قول اندی قصه ای با آخر خوب، مثل یک افسانه میخوام...

2-از اونجایی که این وبلاگ دیر به دیر آپدیت میشه خوب بعضی خبراش
هم سوخته محسوب میشه! ولی خوب حتماً برای نگارنده! مهمه که نوشته
میشه مثل خبر مرگ کمدین معروف نورمن ویزدوم...یادش بخیر اولین فیلمی
که تو این ویدیو ها و به صورت سیاه سفید دیدم یکی از کارای نورمن بود...
باز هم یه بخش از زندگیم کم شد...اون از خسرو شکیبایی اینم از نورمن...
همینجوری چیزای خوب زندگیم که از دست بره دیگه چیزی ازم نمی مونه که..
به نظر من کمدین ها که مردم رو می خندونن بهترین جایگاه رو باید پیش
خدا داشته باشن چه کاری با ارزش تر از این...



3-اون موقع که هنوز رویاهای شیرین عاشقی جاشو به کابوس نداده
بود با خودم فکر کرده بودم که اگه بچه دار شدیم دختر بود اسم اونم
بزارم SH اینجوری خوشبختیم دو برابر میشه!خیال باطل چون صدایی که SH رو
به گوشم می رسوند با بقیه صدا ها فرق داشت، هر جا اسمشو
می خوندم با کلمات دیگه برام فرق داشت. بعداً یه سریال تو تلویزیون
نشون داد دلم خواست مثل اون اسمشو مخفف صدا کنم و تهش
جون و م مالکیت بزارم....اما حیف که دنیا چشم دیدن رسیدن من
به آرزو هام رو نداشت....

4- تو روزایی که فکر میکنم دیگه نمیشه عاشق موند، ابی میاد
میخونه که: هنوزم میشه عاشق موند، تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش، اگرچه دیگه وقتی نیست...
و کی بهتر از من میتونه عاشقی بدون مرز رو درک کنه...عاشق کسی
بودن تو یک قاره دیگه اونور دنیا! بعد لغت های آشنای دیگه ای
می شنوم تو این ترانه: از این زندگی خسته م...از مرگ نمی ترسم...
اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم...زیبا و شایسته بارها گوش
دادن اما به قول شادمهر: جای خالی تو، با ترانه پر نمیشه..

5- به قول یه وبلاگ نویس معروف چقدر ساده هست این مادرک من!
نگرانه اینه که نکنه دوست دختر پیدا کنم!دلقک یعنی وقتی مادرم فکر
کنه من امکان داره که وارد همچین چیزی بشم دیگه من از SH چه
انتظاری باید داشته باشم یعنی بعد این همه سال اینا هنوز نفهمیدن!
البته الانم بفهمن فایده ای نداره ولی وقتی می فهمن که تنها کاری
که از دستشون بر میاد اینه که قبل از مرگشون! ازم حلالیت بطلبن
واسه فکرایی که در مورد عشق من می کردن...

6-همیشه در مقابل مهاجرت به خارج از کشور مقاومت کردم به
دلایل شخصی و البته چون جذبه خاصی نداشته برام...ولی امروز
ناگهان یه جذابیت خاص پیدا کردم توش! وسوسه یک شروع تازه!
یه دنیای جدید بدون همه آدم هایی که می شناسی و بدون اینکه
آدم های مقابلت از تو چیزی بدونن! خیلی چیزا رو میتونم پاک کنم و
از اول شروع کنم اونجا ولی متاسفانه یه چیزایی همیشه باهام می مونه
ملیتم، احساساتی بودنم و شخصیتی که تو این سال ها شکل گرفته
و دیگه به این راحتی عوض نمیشه و از همه مهمتر یاد و فکر SH !

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)

7- منم اگه یه روزی آدم معروفی بشم حتماً از این کارا میکنم!

عاشقانه های کورش برای SH
تو نه هستی و نه نیستی...!

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر و کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩

1-نمیدونم چرا 9 سال پیش نشد...خجالت کشیدم یا شرایط جوری
شد که فرصت نشد ولی یه روز هم به آخر عمرم مونده باید دوباره
ببینمش و این آتش فشان درونم منفجر شه. مطمئنم هیچ وقت نفهمید
که چقدر دوستش دارم، هیچ وقت نفهمید جنس دوست داشتن من چیه

باید یه روز باهاش تنها باشم این دفتر خاطرات بدون سانسورم رو بزارم
جلوش بگم یه صفحه اش رو باز کن بخون. ببین با تو لحظات زندگی من
چطور می گذشته حالا بیا این وبلاگ رو بخون ببین چقدر آدم های غریبه
دلشون به حالم سوخت ولی تو....ب
اید سرمو بزارم رو دامنش گریه کنم
بگم من آدمی نیستم که بعد تو کس دیگه ای رو بتونه دوست داشته
باشه البته شاید تو هم زیاد مقصر نباشی و اگه من هم جای تو بودم
شاید همین کارو می کردم ولی همونطور که دردم از تو درمونم هم از توئه
این زندگی برای من عذابه اگه نمیتونی کمکم کنی بیا بکش خلاصم کن...

2- آقا ما به هر کی می رسیم می گیم بشینید این سریال فرندز
رو ببینید ولی گوش نمیدن که! اینقدر آدم هاش دوست داشتنی و
طنزش قویه که منه غمگین هر وقت میخوام اعصابم آروم شه میرم
یه قسمت فرندز می بینم...لاست و فلش فوروارد و اینا که گفتم ببینید
فلسفی و علمی اینا بود ولی اینو برای شاد شدن و لذت بردن از زندگی
بهتون وصیت! میکنم ببینید.موضوعش مورد علاقه شما یعنی روابط دختر
و پسره!خوشمزه فقط توصیه میشه به زبان انگلیسی ببینید چون بعضی نکته هاش
به فارسی قابل ترجمه نیست! اینم عکسیه که تو ریدر شر شد و خاطرات
ما رو تازه کرد...



3-هر دفعه اون آهنگ شادمهر رو گوش میدم که میگه:
باید تو رو پیدا کنم، شاید هنوزم دیر نیست...
دلم می لرزه بعد آه می کشم....افسوس

4-یه خواب بد دیدم...توی همون خواب بیدار شدم و فهمیدم که داشتم خواب
می دیدم! و همه این زندگی تلخ یه کابوس طولانی بوده و SH کنارم بود...
ولی این بار واقعاً از خواب بیدار شدم و فهمیدم که اون خواب در خوابه خودش
خواب بوده!تعجب مرز بین واقعیت و خیال چقدر باریکه خدا کنه یه روزی بیدار
شم ببینم همه این دلتنگی ها کابوس بوده و SH کنارمه...توی خوابم
که وقتی فهمیدم اینقدر احساس راحتی کردم...

5- قبلنا بهتر منظور من رو متوجه می شدید! جدیداً باید هی بعد هر آپدیت
توضیح بدم بعضی چیزا رو! تو مطلب قبلی نوشتم که احساس میکنم زندگیم
داره به سمت خاصی میره این معنیش این نیست که الان زندگی خوبی دارم!
یا به چیز خوبی رسیدم! چیزی شبیه حالت بالقوه و بالفعل که اینجا نوشته!
البته باز هم خدا رو شکر...

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)

6-خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی، ندادی، دادی پس گرفتی،
ندادی بعدا دادی، ندادی بعدا می خوای بدی، دادی بعدا می خوای پس بگیری،
داده بودی و پس گرفته بودی، اگه بدی پس می گیری، پس گرفتی دادی،
پس گرفتی بعدا می خوای بدی، اگه می دادی پس می گرفتی،
نداده بودی فکر می کردیم دادی و پس گرفتی، خلاصه ...به خاطر همه شکر
منبع: ناشناس! و ویژه یه نفر که زیاد شکر میکنه!

7-البته این حرف من نیست بیشتر لینک روزه! بخونید جالبه مخصوصاً دخترا!

نکته! این وبلاگ رو هم به زور به روز می کنم! اگه جوابی به کامنتی
داده نمیشه یا به بلاگتون نمیام شرمنده حوصله هیچی رو ندارم دیگه...

عاشقانه های کورش برای SH
با کوله بار خستگی، تو جاده های خاطره، به دنبال تو...

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر