نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آذر ۱۳۸٩

1-این مسئله اد کردن SH توی فیس بوک برای من مسئله مهمیه
و تشکر میکنم از شما که اکثراً به صورت پیام خصوصی نظرتون رو
در این مورد گفتید. ولی لطفاً به صورت تشریحی پاسخ خودتون رو
بگید تا نمره کامل بگیرید! نه اینکه ادش کن یا نکن! من دلایلم رو تو
پست قبلی گفتم و همچنان نظرم همونه! یه بار دیگه مرور می کنیم!
اد کردن SH باعث ارتباط بین ما و کسب اطلاعات جدید از هم دیگه
میشه، خوب؟ من که می دونم چه اتفاقاتی افتاده اصلاً از عکس پروفایلش
مشخصه! (چطور دلش اومده منو اد کنه اصلاً؟) اونم اگه نمی دونه
دونستن این وضع من حتماً خوشحالش نمی کنه! پس هیچ نکته مثبتی
در این ارتباط نمی تونه وجود داشته باشه، بحث گلایه و احساسات رو
هم که قبلاً گفتم که اونم مثبت نمی تونه باشه. اونایی که میگن ادش
کن یه دلیل قانع کننده بیارن...

2-یه وقتایی با خودم فکر میکنم اگه همین الان SH برگرده پیشم
چی میشه؟ آیا Happily ever after میشیم؟ نه...چون یه بخش
مهمی از زندگیمون بدون هم و خیلی متفاوت گذشته...اتفاقات مهمی
تو زندگیش افتاده که به علت دردناک بودن برای من نمی تونم بگم
ولی تو اون لحظات خاص من کجای زندگیش بودم؟ هیچ جا...خاطره
های مهمی براش ساخته شده که من اصلاً درش نیستم... از طرفی
من تا همین الان بیشتر عمر و جوونیم رو به پاش گذاشتم، اونقدر
عذاب کشیدم و جای خالیش رو حس کردم که به قول سید ایرانی
حتی با برگشتنش هم پر نمیشه...و از طرفی هم تنها بودن را به
با کسی به غیر از او بودن ترجیح میدم...خدایا این چه داستانیه
ساختی چطوری میخوای آخرش رو خوب تموم کنی که هم تو
خشنود باشی و هم ما رستگار؟؟

3-احساس میکنم تصویری که بعضی ها از من تو ذهنشون دارند درست
نیست...اینکه من چرا تو این همه سال عاشق نشدم دیگه؟ دلیلش
ساده هست نه اینکه نخوام! مسئله اینه که نمیشه! هر دفعه این
فیلم های عاشقانه رو می بینم اینقدر دلم می سوزه به خودم میگم
الان منم باید اینجوری بودم! ولی این دل دیگه دل نیست منطق صفر و یک
داره! یا SH یا هیچ کس دیگه! داغ این عشق قدیمی بعد سال ها هنوز
اونقدر بزرگ و تازه هست که به نقل از آپدیت قبلیم باید بگم هیچ چیز
خوبش نمی کنه حتی برگشتن SH !

4- رابطه جالبی با خدا دارم! از یه طرف به خاطر دیدن برنامه های
علمی و فلسفی زیاد ایمانم به وجود داشتن خدا کمتر شده از طرف
دیگه میدونم فقط خدا میتونه مشکلم رو حل کنه !

5- توی فیلم EatPrayLove یارو از زندگی و ازدواج خسته میشه
تصمیم می گیره بره سراغ عرفان و اینا! کوله پشتیش رو ور میداره
میره دور دنیا رو بگرده! منم خیلی دوست دارم از این کارا بکنم شاید
یه تحولی ایجاد بشه ولی متاسفانه با پاسپورت جمهوری اسلامی
هیچ جا راهمون نمیدن! به جز چند کشور ناشناخته در شاخ آفریقا
و یه چند تا از این عربی های دور و برمون..

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)

6-احتمالاً اگه یه روز از SH بپرسن چرا کورش رو ول کردی
این جواب رو میده...گرفته شده از اینجا
تقصیر خودش بود!...دیوانه بود!...نشانه اش هم این است که
او هنوز هم عاشق من است!!!!
(یه تیکه اضافه تر داره این مطلب تو لینک بخونید)

7-نه فال حافظ، نه خواب، نه دفترچه خاطرات نه یادگاری هاش و نه هیچ چیز دیگه...

عاشقانه های کورش برای SH
حرفای من به جز تو، رو هر کسی اثر کرد...

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آذر ۱۳۸٩

1-دوباره خوابشو دیدم بعد چند وقت...اون لباس سبز کاموایی خودش
رو پوشیده بود، داشت موهاشو باز می کرد، منتظر من بود...یک لحظه
احساس کردم چقدر خوشبختمخیال باطل...اما فقط یک لحظه بود...باز هم سفر
به دنیای موازی...افسوس
پ.ن: هنوز اون لباس رو داری؟

2-دست تقدیر رو ببین اداره فلان که مربوط به کار منه و زیاد میرم
اونجا درست یه خیابون اونورتر از خونه SH ایناس! این چرخ گردون یا
میخواد منو عذاب بده هر دفعه یا میخواد یادم بیاره که هنوز چقدر
دوستش دارم یا هم نمیدونم چه مرگشه مریضه دیگه!

3-تو خبرا خوندم که یه زوج کانادایی رفتن خیارشور بخرن! بعد یه بلیت
لاتاری هم خریدن همون جک پات 22 میلیون دلاری رو برده! یعنی من عاشق
این جور چیزام که تو کشورای دیگه میتونه اتفاق بیفته اما اینجا نه! تو
خارج از این نقطه عطف ها که یهو زندگی آدم رو عوض میکنه زیاد ممکنه
اتفاق بیفته. نمونه اش همین لاتاری یا مثلاً اون دختره که یه روز مدرسه
نرفت به جاش رفت تست بازیگری داد بعد کاندید اسکار شد! یا مثلاً اینا
که یه شب میرن وگاس بعد صبح پا میشن می بینن حلقه دستشونه
و ازدواج کردن! الکی نمیگن که سرزمین فرصت هاست! اونوقت تو کشور
ما یه روز صبح پا میشی میخونی دانشگاه ایران منحل شده! یا یهو دلار و
طلا گرون میشه! ولی یهو اتفاق مثبتی نمی افته!

4- گاهی وقتا به فیس بوک سر می زنم... ای کاش عضوش نشده بودم
چون امروز رفتم دیدم که SH منو اد کرده! اگه به صورت اتفاقی و اسپم و
اینا منو اد کرده که هیچ ولی اگه آگاهانه بوده واقعاً جالبه که چطور منو
پیدا کرده که حالا اون فعلاً جای بحثش نیست. الان من در عجبم بعد از
نزدیک به 9 سال ما چی می تونیم به هم بگیم آخه. ادش کنم بگم مرسی!؟
برم عکساشو ببینم ذره ذره آب شم؟دل شکسته یا مثلاً فراموش کنم که چی شده
و مثل خارجی ها JustFriend بشیم؟ بگم من که زنده به گور شدم رفت تو
چطوری؟! من جز گلایه و دلتنگی و ابراز عشق! که هیچ کدومش
به نفع هیچ کدوممون نیست
چه حرفی می تونم داشته باشم؟
هنوزم دیوونه وار دوستش دارم و اگه امکان داشت اتفاق
خوبی بیفته برای تماس با اون لحظه ای تردید نمی کردم
ولی
وقتی خبر خوبی (برای خودم) از طرف ش نمیتونم داشته باشم بی خبری
بهترین حالته. می دونم لحظه تماس دوباره ام با ش سخت ترین
لحظه زندگیمه واسه همین میخوام اون آخرای عمرم باشه نه الان!
وقتی فیس بوکم رو داره احتمالاً وبلاگم رو هم داره این رو خودم یه زمانی
تصمیم گرفتم (وقتی مردم) که گفتم دیگه هیچی مهم نیست بزار همه دنیا
بدونه و راه رو برای پیدا کردنم توسط SH باز گذاشتم. من حرف های نگفتنی
زیادی باهاش دارم که باید همون نگفته باقی بمونه
چون گفتنش حال خودم رو
بهتر نمی کنه و چون دوستش دارم و نمیخوام ناراحت شه واسه همین
میخوام فعلاً کاری نکنم...شما فکر بهتری دارید؟

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)

5-هر چیزی دلیلی دارد...

6-آنقدر نبودی که جای خالی نبودنت پر نمی شود هرگز ! حتی با برگشتنت !
Twitter /3yedirani

7-اینم ویژه خوجلایه اینجا! گاهی...

عاشقانه های کورش برای SH
آخر یه شب این غصه هات منو از این دنیا می بره...

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر