نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٠

1-دو بار غیر منتظره خوابش رو دیدم...یادم نمیاد موضوع خواب هام چی
بود ولی میدونم اونقدر خوشحال شدم و این خوشحالی رو حس کردم که
حد نداشت...انگار به هدف نهایی زندگیم رسیده بودم....SH دوستم داشت،
دیگه داشتمش....مثل وقتی که به یه جای خوش آب و هوا میری اون لحظه
اول احساس تازگی میکنی همونجوری ولی انگار تمام سلول های تنم تازه شدن
اصلاً انگار دوباره متولد شدم خیلی حس خوبی بود ولی حیف که زود تموم شد..

2-حس والتر رو میخوام وقتی تو Fringe.S04E09 ناگهان صدای همسر از دست داده ش
رو می شنوه...میخوام وقتی عین والتر مشغول یه کار عادی هستم غیر مترقبه ترین
اتفاق برام بیفته و صداش رو بشنوم و مثل والتر اول دچار حیرت بعد بغض بشم اما
نه اون تیکه آخرش که الیزابت میگه میدونی که من الیزابت تو نیستم؟
میخوام بگه من اون SH نیستم که عشقت رو نفهمید...من اون ورژنشم که فهمید!
اومدم برات جبران کنم این همه عذابی رو که کشیدی...

3-یه حکایتی هست به طور خلاصه اینه اوباما با زنش میرن رستوران
بعد صاحب رستوران یه صحبتی با زن اوباما میکنه بعد اوباما ازش می پرسه
چی گفت میگه این تو جوونی خواستگار من بود اوباما میگه اگه باهاش
ازدواج کرده بودی الان صاحب این رستوران بودی زنش میگه اگه باهاش
ازدواج کرده بودم الان رییس جمهور آمریکا بود! بعضیا اینو شوخی می گیرن
بعضی ها جدی ولی من واقعاً تأثیر زن و داشتن عشق رو تجربه کردم
البته بهتره بگم نداشتنش! منی که SH رو در کنارش داشت واقعاً نمی دونم
به کجا ها میتونست برسه...من جزو دو سه نفر اول یه منطقه مهم تو تهران
بودم و رتبه های برتر کنکور دور از دسترسم نبود...نمی دونم شاید بعدش
یه پست مدیریتی مهم در سطح کشور یا پزشک معروف...خدا میدونه که
اصلاً حسرت اینا رو ندارم چون زندگی بدون اون برام ارزشی نداره چه برسه
به این چیزا و از این بابت اصلاً پشیمون نیستم...فقط ای کاش اون هم
کمی صبور تر بود و دید بلند تری داشت...من نمیدونم چی از زندگی میخواست
که منه در کنار اون قادر به فراهم کردنش نباشه...

4- نکته جالب در مورد اون بحث کنکور اینه که چند سال قبلش من
پیش خودم فکر میکردم خیلی از این رقیب هام دیگه تو سال کنکور درگیر
عشق و عاشقی میشن و نمی تونن تمرکز کنن اینا ولی من نمیشم!
ولی چاه کن عاقبت ته چاه موند انگار!

5- این یه مبحث خصوصیه بین من و SH!
از شکستن دو چیز بترس .... قلبی که صادقانه دوستت داره ؛
و دلی که صادقانه به یادته ... !!!
فکر نکنم برای من باشه ولی نه واقعاً؟ الان کی بترسه من یا تو؟

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)

6-عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا....
mehdi ahwazi originally shared this post:

7-دیــدَن عَـکسَت تَـمــآم سَهــمــ مَــن است،
از "تــــ ــــو "
آن را هَـم جیره بَـــندی کَردِه امـــ
تــ آ مَبــ ــآدآ
تَــوقُــعش زیاد شَـــود!!دِلـ ـــ اســت دیـــگر ...
ممکن اســت فَــردا خودَتـــ ـــــ را از مــن بــِخواهـَد!..
hasan ashegh originally shared this post:

عاشقانه های کورش برای SH
اون که با تموم دلتنگیش، تولد تو دعوت نیست...

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر