نویسنده : کورش ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠

1- یه بزرگی گفته آدم برای خوشبختی سه تا چیز میخواد:
کاری برای انجام دادن،چیزی برای دوست داشتن و امید به آینده بهتر...
کاری برای انجام دادن رو دارم، ولی به جای اون دو تای دیگه
چیزی برای غصه خوردن و ترس از آینده تلخ تر و آرزوی مرگ دارم...افسوس

2- یه اتفاقی افتاده که که میتونست دو نتیجه داشته باشه...ولی بر خلاف
تصور خیلیا نتیجه همونی بوده که خودم فکر میکردم! اون قوی تر از چیزای دیگه
اس....کیا فهمیدن چی گفتم؟

3- یه وقتایی فکر میکنم کاش ازدواج های چند نفره رو در شرایط خاص
مجاز میکردن! یه کسانی هستن که هم دیگه رو دوست دارن بعد یکیشون
میگه من دوستت دارم اما نمیتونم باهات ازدواج کنم!  بعد میره با یکی دیگه
ازدواج میکنه اونجوری میتونه با جفتشون ازدواج کنه ولی مثلاً وقت بیشتری
رو با یکیشون بگذرونه اون یکی هم حداقل دلشکسته نمیشه!

4- آقا من حاضرم شرط ببندم هیچ جای دنیا آموزش زبانش ضعیف تر
از ایران نیست! از اون سال های اول بچه ها تو مدرسه انگلیسی میخونن
ولی دیپلم که گرفتن چار تا کلوم نمیتونن صحبت کنن! اون وقت من تو اینترنت
با هر کی صحبت کردم (از کشورای خیلی مختلف!) در هر سن و سوادی بودن
با اینکه انگلیسی زبون اصلیشون نبوده مثل ما ولی خیلی خوب بلدن! حالا باز
این خوبه عربی که تحمیلی بهمون یاد دادن فقط وقتمون تلف شده عمرا
جز سلام و چند تا کلمه دیگه چیزی یادمون مونده باشه!

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)

5-انقدر بدم میاد صبا تو جام که غلط میزنم،جای اینکه به کسی بخورم
به دیوار می خورم
From PaRsA in Google Reader

6- تو درک نمی کنی...

7-بلیط ِ یکطرفه ام را گرفته ام
برای ِ بی تو مُردن
From‏‏‏ صبا میراسماعیلی in Google Reader

عاشقانه های کورش برای SH
تو نیستی اما اسمت، همیشه رو لبامه....بهانه ای برای شروع گریه هامه....

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :هفت شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠

1-اینقدر اسم SH رفته تو ناخوداگاهم که هر جا اطرافم باشه و
حتی به راحتی دیده نشه چشمام پیداش میکنه! بعد از اون جریان
شیرینی این دفعه تو نمایشگاه اسمش رو روی کارت یکی از غرفه
دارای اونجا اونم به انگلیسی! پیدا کردم!تو ماشین هم که نشستم
اگه تو خیابون از جلوی کبابی! یا مغازه دیگه ای که این اسمش باشه
رد شیم چشمام میگرده پیداش میکنه...

2- فکر نکنم هیچ کاری تو دنیا سخت تر از تغییر طرز فکر و باور ها
برای آدم نباشه...من 9 ساله دارم با خودم می جنگم...

3- یک نکته ای در مورد مطالب این وبلاگ هست که باید بگم...
اصولاً توجه داشته باشید نوشته های اینجا نوشته نمیشه که خواننده هاش
خوششون بیاد! یعنی من نمی نویسم که کسانی اینجا بخونن و یه شخصیت
خیالی و دوست داشتنی از من در اونها شکل بگیره! از روز اول قرار بوده و هست
که اینجا جز واقعیت محض چیزی ننویسم...بنابراین ممکنه یه چیزایی اینجا بخونید
که بخواین سر منو بکوبید تو دیوار یا شاید هم سر خودتون رو! یا مثلاً یه چیزای اعتراف
گونه ای از من بخونید که دوست نداشته باشید بخونید! یا مثلاً یه واقعیت های تلخی
که دوست دارید فکر کنید واقعیت نیستن و داستان هستن! همین دیگه...من هم
یک آدم معمولی هستم که نمیتونه از عشق اولش دست بکشه و تمام نوشته های
اینجا رو برای عشقش می نویسه به امید روزی که....

4-موقعیت هایی پیش میاد که همکارانم یا کسانی که باهاشون سر و کار
دارم می پرسند که آیا ازدواج کردی؟ و وقتی میگم نه میگن که پس حتماً دوست دختر
داری!؟ و باز هم که میگم نه انگار که یک چیز عجیب شنیدن کمی فکر میکنن و
بعد میگن مگه میشه؟! من هم میگم بله میشه! ولی به سختی! یادمه یکی
از این آخوندا تو تلویزیون در جواب این سؤال که سن ازدواج رفته بالا و دوست دختر
گرفتن و اینا هم که تو اسلام نیست پس جوونای ما چیکار کنن؟ گفت
تقوا پیشه کنن! من هم الان تقوا پیشه کردم!نیشخند امیدوارم خدا خودش کمکم کنه!

5-خواب بودم که تلفن زنگ خورد...رفتم گوشی رو بردارم که قطع شد...نگا کردم
دیدم شماره یکی از دوستامه...دوباره گرفتم خوابیدم. بعد که دوباره بیدار شدم
رفتم سراغ تلفن دیدم اصلاً تماسی گرفته نشده! انگار همه اینا خواب بوده!
کم کم داره تشخیص خواب و بیداری برام سخت میشه!

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)

6-چه جراتی پیدا می کند انسان زمانی که می فهمد دیگران دوستش دارند
کاملاً احساسش کردم... به نقل از:
manmanman.blogfa

7-شجاعت می خواهد
وفادار احساسی باشی
که میدانی
شکست می دهد
روزی نفس های دلت را...
به نقل از golnaz در گودر

عاشقانه های کورش برای SH
اونجا که برای گریه...هی ترانه کم میارم...

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :هفت شماره ای