نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱

1-از وقتی که مرده شدم شب و روز به این فکر میکنم که
حالا چیکار کنم...دو تا راه بیشتر ندارم که یا بدون SH یا با اون..
هر چی به یه راهی برای خوشبختی بدون اون فکر کردم نتونستم
به نتیجه ای برسم از طرفی دیگه به SH هم نمی رسم واسه همین
بدجوری گیر کردم...از اونجا که بدون اون راهی پیدا نکردم دوباره فکرم
به با اون برگشته امیدوارم بعد از این همه انتظار آخرای عمرم فرصتی
پیش بیاد که چند روز خوش زندگی رو در کنارش تجربه کنم...والا همین
هم اگه سهمم از زندگی بشه راضی هستم...

2-من فکر میکردم این خون و اینا که رو لباس دندونپزشک ها
تو فیلم ها نشون میدن واسه طنز و ایناس تا اینکه رفتم دندون عقلم رو کشید
(جراحی)...هر چی در مورد دندونپزشکی میگن درسته!

با انبر و اینا میرن تو دهن آدم، درد و خون و اینا همش واقعیه!
کمتر شبیه این ماسک خندونه ماجرا و بیشتر مته و انبر و خون و خونریزی..

3-یک آهنگ آروم و عاشقانه و از اون زیباتر ویدیوش..

4- اون موقع که بحث خارج رفتنمون داشت جدی میشد
یکی از دلایل بزرگ نرفتنم این بود که SH تو ایران بود...
اما اون بعداً منو گذاشت رفت راحت حالا باز یکی از دلایلی
که نمیرم خارج بودنش اونجاست...کار دنیا رو ببین...

حرف های من از زبان دیگران!

5-ما که به هم نمی رسیم ولی موازی با تو تا بی نهایت به یادت هستم…
baran baran originally shared this post:

6-یعنی میشه روزی برسه....
که بیایی.....
مرا در اغوش بگیری....
بخواهم گله کنم....
بگویی هیس وببوسی لبانم و.....!!!
Sahba Moini originally shared this post:

7- از زندگیت چی میخوای؟
+ اونو…
- از اون چی میخوای؟
+ زندگیمو…
Gis boride originally shared this post:

عاشقانه های کورش برای SH

دست و دلت نلرزه..بزن تیر خلاص رو...
از اون که عاشقت شد بشنو این التماس رو...




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

1-اون اوایل دل شکستگیم همش بهم میگفتن خودتو با چیزای دیگه
سرگرم کن که یادت بره! یادم که نرفت ولی سعی کردم چیزای دیگه ای
برای معنی دادن به زندگیم پیدا کنم...علاقه به آلمان، فوتبال، شطرنج،
فیلم و موزیک و...کمی سرگرمم میکنن ولی نمیتونن حفره به این بزرگی
که تو زندگیم ایجاد شده رو پر کنن...مثل یه قطعه پازل که وقتی گم بشه
نمیتونی با چیز دیگه پازل رو کامل کنی حالا فکر کن نصف این پازل گم شده!
خسته شدم دیگه...کاش زودتر تموم شه این زندگی...

2-هر وقت یه مشکل کوچیک آزارم میده به مشکلات بزرگ و غیر قابل حل
زندگیم فکر میکنم تا اون یادم بره! چون به اون مشکل بزرگا قبلاً زیاد فکر
کردم کمتر اذیت میشم!

3- فکر کنم یه بار دیگه هم گفتم که برای یه زندگی خوب
سه چیز لازمه: چیزی برای دوست داشتن، کاری برای انجام دادن
و یه چیزی تو مایه های امید به آینده...اول فکر میکردم نداشتن
عشق از همشون بدتره ولی الان می بینم امید نداشتن به آینده
بهتر از همه بدتره...اینکه هیچ امیدی به آینده و بهتر شدن اوضاع
نداشتی باشی زندگی رو به یک انتظار تلخ تبدیل میکنه...روز ها رو
فقط میشه با امید به رسیدن به یه چیز خوب مثل یه تعطیلی، یا نزدیک
شدن به یه هدفی مثل خریدن چیزی و... سپری کرد وگرنه مرگ میشه
تنها چیز خوبی که بهش نزدیک میشی!

4-توی سریال لاست اون آخراش جک می گفت: با این شرکت
های هواپیمایی قراداد بستم مدام دارم سفر می کنم به امید
اینکه دوباره سقوط کنم تو اون جزیره...یه همچین حسی دارم
مدام می رم بیرون به امید اینکه تصادف کنم بمیرم شاید!

5-دیروز تولد اندی عزیز بود تولد SH هم چند روز دیگه...
اردیبهشت ماهیه که دو تا از تأثیرگذار ترین آدم های زندگیم
توش به دنیا اومدن...امیدوارم اتفاق های خوب دیگه ای هم
تو اردیبهشت ها برام بیفته...

حرف های من از زبان دیگران!

6-دردناکترین جای قصه اونجاییه که برات آرزوی خوشبختی بکنه …
مهدی اهوازی‎ originally shared this post:

7-دلتنــــگ نشــــدی ببینــــی
چــــگونـه خوبتــریــــنِ خــــاطره ها
بی رحــــم ترینشان می شــود . . .!
baran baran originally shared this post:

عاشقانه های کورش برای SH
Never Ending Dream of You...




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر و کلمات کلیدی :سالگرد و کلمات کلیدی :اندی