نویسنده : کورش ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۱

1- تولد هشت سالگی وبلاگم بود و هیچ کدوم نفهمیدین!
به جای این وبلاگ الان بچه ام باید 8 سالش بود اگه شروع
دلشکستگیم در سالگرد این روزهای اون مراسم اتفاق نمی افتاد..افسوس

2-آخه چطور میشه عاشق و مجنون یه نفر باشی ولی
بگی هیچ به خاطر نابود کردن زندگیم نمی بخشمت..

3-اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمیکنی...

دلتنگ تر میشم ولی، نشنیده میگیری منو...

با اینکه با من نیستی، دیوونه میشم از غمت...
اصلاً نمیخوام بشنوم که اشتباه گرفتمت...
داشتن تو کوتاه بود اما همونم کم نبود...
گذشته بودم از همه، هیچ کس به غیر تو نبود...

حقیقتو میدونی و ازم دفاع نمی کنی...
کنار تو می میرم و تو اعتنا نمی کنی...

کاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری...
به روم نیارم که چقدر میخوام که از پیشم نری..
هر بار با شنیدن صدای تو آروم شدم...

4-بازم خوابشو دیدم...نمیدونم ازدواج کرده بودم یا در آستانه ازدواج
بودم با کسی که بارها اومده به خواب من! بعد رفته بودیم تو یه مراسمی
فکر کنم باید گزارش تهیه می کردیم تو یه قسمتیش هم SH اومد روی
صحنه و مجری بود..آخر مراسم همونی که من عاشقش بودم
با ناراحتی ولم کرد و رفت! بعد من تازه دیدم چقدر ایمیل از طرفش
برام اومده در حین مراسم و من نفهمیدم! نوشته بود ما زنا اینجور
چیزا رو خوب می فهمیم از طرز نگاهت فهمیدم هنوز دوستش داری
و اینا...آره این واقعیتیه که SH هیچ وقت از زندگی من حذف
نمیشه و هیچ وقت هم که بهش نمی رسم فقط رنج و عذاب
میشه سهم من...

حرف های من از زبان دیگران!

5-سخــت است ببـــازی
تمــــامــــ احـساس پاکـت را
و هنــــوز نفهمـیده باشی
اصلــــا دوستـــت داشــت ؟؟؟!!!

baran baran originally shared this post:

6- صدای خنده اش، از پشت تلفن...

چیزهای کوچک‎ originally shared this post:

7-جهنمی بدتر از آن نیست
که مدام
به یاد بیاوری
بوسه ای را
که اتفاق نیفتاده است!

ریچارد براتیگان
کافی کتاب +‎ originally shared this post:

عاشقانه های کورش برای SH
چرا من عاشقت شدم...چرا تو دل ندادی...




کلمات کلیدی :سالگرد