14

نویسنده : کورش ; ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢

1-اواسط شهريور بود که عاشقش شدم...
14 سال پيش؟ کمی کمتر از نصف عمرم..
آخرش چی؟ فقط دل شکستگی..

2-برای اينکه يادم نره ايرانيم گاهی فيلم ايرانی
هم نگاه ميکنم! 40 سالگی رو ديدم...دليلی برای
ازدواج نکردن کسانی که عشق اولشون شديده..
عشق اول دختره برگشت پسره ديد دلش با اونه
خودشو کشت که زنش به عشق اولش برسه!

3-خواب ديدم مادرش اومده داره از من طلب بخشش
ميکنه! و من هم تمايلی ندارم! شايد عين عدالت
باشه که بلايی که سر من اومده سر مادرش بياد!
چرا که اگه مادرش به عشقش نرسه در نتيجه SH
به دنيا نمياد که من عاشقش بشم! هر چند اصلاً
عدالت نيست که زجری که من کشيدم بنی بشر
ديگه اي بکشه..

4-خواب ديدن ميتونه سفر به دنيای موازی باشه..
به يکی از اين دنيا ها که به عشقم رسيدم سفر
کردم...هر دفعه اين اتفاق می افته ميزان خوشحاليم
غير قابل وصفه تازه می فهمم که واقعاً هيچ چيز تو
اين دنيا حتی آلمان و اندی و اينا که عاشقشونم نميتونن
اينقدر خوشحالم کنه..

حرف های من از زبان ديگران!

5-بعضی وقتا چيزايی که نمی تونيم تغيير بديم اونا ما رو تغيير ميدن..

6-عشق داغیست که تا مرگ نیاید نــــــــــــرود

7-ساعتها را بگذارید بخوابند! بیهوده زیستن را نیاز به شمردن نیست.