نویسنده : کورش ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۳

 فعلاً که دوره امتحاناست و وبلاگ در رکود به سر میبره!بگذریم...

یه فیلم از برنامه کودک دیدم دوباره فیل من یاد هندستون کرد....

میگم کاشکی بزرگ نمیشدیم ها.....میخوام دوباره برم مدرسه....
میخوام وقتی زنگ میخوره مثل موشک بدوم بیرون تا کارتون فوتبالیست ها رو ببینم!

میخوام دوباره زنگ تفریح برم بیسکویت یا ساندویچ دوستم رو به زور
بگیرم و بخورم ...اونام مظلوم هیچی نگن!

میخوام دوباره رو اون نیمکت ها بشینم هر چند دیگه جا نمیشم!

میخوام مبصر بشم!

میخوام دوباره راه مدرسه تا خونه رو بدوم یا از اون پودر ها بخرم...تمبر هندی...
لواشک....دوباره با دوستم دزدکی بریم کلوپ سگا بازی کنیم! بعدش هم پیراشکی
بخوریم...یا یخ در بهشت...اوووه...چه کارا که میکردیم....

میگم بد نیست چند وقت یه بار به کوچه باغ های خاطره سر بزنیم

کاش زمان به عقب بر میگشت و دوباره عاشقش میشدم...بعد زمان متوقف میشد!

 راستی شما که مدرسه میرفتید و یا میرید...چه کار میکنید یا میکردید!؟

 

راستی عیدتون هم مبارک!

 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر