نویسنده : کورش ; ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۳

یک خواب مهم!

 

بچه ها این خواب رو تازه دیدم شما بخونید واسه م تعبیر کنید

خواب دیدم من و عشقم نشستیم یه جایی و مثل اینکه بعد از مدتها دیده بودمش
چون داشتم شیرین زبونی میکردم....! یهو یه 200 تومنی گذاشت کف دستم!
گفتم این چیه..؟ گفت یه بدهی قدیمی!...بهم بر خورد و ناراحت شدم و با
دلخوری گفتم باشه اینم رو بقیه....
دید ناراحت شدم گفت ناراحت نشو..من هم ناراحت میشم....گفتم: اشکال نداره
اینم رو بقیه! بعد سرم رو لای دستام قایم کردم و بی صدا گریه کردم...
بعد اومدم بگم که: یه چیزی هست که هیچ وقت نشد بهت بگم...میخوام بگم دوست
دارم ....
که اون پیش دستی کرد و نذاشت من حرف بزنم گفت...بذار یه چیزی رو
برای آخرین بار بهت بگم...گفت:
خدحافظ!!
احساس کردم داره گریه میکنه و میره.....بعد صدای امبولانس رو شنیدم
و چند نفر که داشتن میاومدن طرف من..!آره  من مرده بودم!

من فکر میکنم یه بار دیگه میبینمش و میمیرم!البته فکر میکنم که اونم

منو خیلی دوست داشته ولی نشده...نظر شما چیه؟

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر