نویسنده : کورش ; ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۳

میدونید که باز هم کرمان زلزله اومده...این بار زرند..


دیشب داشتم تلویزون میدیدم...یه حاج آقا یه چیزایی میگفت که بد نبود!

1- این زلزله ها که میاد پشت سرش یه زلزله دیگه هم میآد! اونم تو قلب های ما!
نظر شما چیه؟

2-ایمان با بلا رابطه مستقیم داره! یعنی ما که بلا زیاد سرمون میآد ایمانمون زیاده..؟
نظر شما چیه؟

3-خدا این سختی ها رو میذاره که ما به یادش باشیم! یادمون نره که خدایی هم هست...
نظر شما چیه؟

4-این داستان آموزنده رو هم گفت:
یه روز یه مرده داشته تو بیابون راه میرفته! یه مار میبینه! دنبالش میکنه!
این مار میره تو دهن یه مرده که اونجا خوابیده بوده!! یارو با خودش فکر میکنه
اگه این بابا رو بیدار کنم بگم مار خوردی که سکته میزنه میمیره! اگه هم بیدارش نکنم
مار تو شکمشه میکشدش! خلاصه فکر میکنه...
یارو رو بیدار میکنه! شروع میکنه به زدنش!!! میگه چرا میزنی؟ جواب نمیده!
میبردش به زور میگه این میوه گندیده ها رو بخور! یارو هم مجبور میشه! بد خودش
سوار اسب میشه! یارو رو با شلاق میزنه تا راه بره و بدوه! خلاصه یارو اینقده میدوه
تا بلا میآره! ماره هم از شکمش میآد بیرون! بعد مرده میگه دیدی من کاریت نداشتم
میخواستم کمکت کنم! به نفعت بود!

نتیجه: هر چی بدبختی میکشید به نفعتونه!
نظر شما چیه؟

 

5-ممکنه همه اینا واسه دلگرمی زلزله زده ها و یا واسه توجیه سهل انگاری ها باشه؟

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر