نویسنده : کورش ; ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ امرداد ۱۳۸۳

فعلن این شعر رو داشته باشید تا بیشتر داستان رو بفهمید!.......

لطفاً با ریتم بخونید..!

یادته اولین لحظه دیدار.................قسم خوردیم برایه هم بشیم یار

ولیکن تا شدم رام تو رفتی...........گذاشتی منو با دلم گرفتار

راضی شدی به مردن غرورم.............به یادتم اگر چه از تو دورم

به پات میافتادم چه عاجزانه ............اشکای من میریخت چه کودکانه

به پای وعده بی اعتبارت...............نشسته این دلم چه صادقانه

......................................................................................

منو تنها نذار رو قلبم پا نظر............به دیدن دلم فقط بیا یه بار

خودم قربونیتم یار جون جونیتم.......میاون عاشقات منو نذار کنار

من اوّلین و آخرین خریدار اداتم..........هنوزم عاشق لحظه دیدار چشاتم

راضی نشو به مردن غرورم..................به یادتم اگر چه از تو دورم




کلمات کلیدی :ترانه