نویسنده : کورش ; ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۳

گفتی برو ........گفتم به چشم.....

این بود کلام آخرین......

گفتی خدا حافظ تو....

گفتم همین!!؟؟؟

گفتی همین.!!!

گریه نکردم پیش تو.....با این که پر پر میزدم....

با خون دل از پیش تو .......رفتم و باز نیومدم.......

بازی عشق تو رو جانانه باختم.....مثل یک بازنده خوب مردانه باختم..!

 

لبخند آخرین من....دروغ معصومانه بود.....

برای پنهان کردن داغ دل ویرانه بود.......

 

من مات مات از بازی.، شطرنج عشق می آمدم......

شاه مهره دل رفته بود.....من لاف بردن میزدم...!!

 

نظر یادتون نره..!




کلمات کلیدی :ترانه