نویسنده : کورش ; ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۳

اینم یه شعر دیگه که اگه ببینمش حتما میخونم براش.....اصلاً همه

شعر های که میخوام براش بخونم می نویسم..شما بگید..! ها..؟؟

حالا اگه ببینمش.....اگه...اگه....اگه،....اخ خ خ خ.....اگه....

 

داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی......

شهر خاموش دلم رو تو پر اوازه کردی.........

آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود......

اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود.......

به عشق تو زنده موندم.....

منو کشتی....دوباره زنده کردی....

دوست داشتم....دوستم داشتی..؟؟.

...منو کشتی...دوباره زنده کردی...

تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم.....

من به غیر از خوبی تو مگه حرفی میزنم...؟

عشقت به من داد عمر دوباره......معجزه با تو فرقی نداره...

تو خالق من بعد از خدایی....در خلوت من تنها صدایی..

 

.......رفته بود هر چی که داشتیم

                         دیگه از خاطر من....

کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من.....

 من فراموش کرده بودم

                         همه روزای خوب رو....

اومدی افتابی کردی تن سرد غروب رو......

عشقت به من داد عمر دوباره....

معجزه با تو فرقی نداره....

تو خالق من بعد از خدایی...در خلوت من تنها صدای...

 

نظر بدین حتماً........




کلمات کلیدی :ترانه