نویسنده : کورش ; ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۳

 

یه مژده برای خواننده های داستا ن عشق من و داستان های عشق...!

داستان من که تموم نشده هنوز...یعنی نمی دونم کی تموم میشه در واقع..!

ولی تا اینجاش رو..! یه قسمت دیگه بیشتر نمومنده...و به زودی می

نویسمش..بقیش هم اگه اتفاق افتاد رو چشم.!

 

و اما عشق....

بله...یکی از دوستان هم قراره داستانش رو بگه ما(کیا..؟من بابا.!)

تو وبلاگ بنویسیم نه اینکه ما...(همون من بابا.!) پر خواننده ایم..!

 و خیلی هم نویسنده..!هر کی داستان عشق..مشق..!

داره برام of بزاره.....!بزارمش تو نوبت...!تا بنویسیم دوستان استفاده کنن...

اما اینم شعر توپی دیگر..!

والا من ادبی مدبی نیستم شما ببخشید..!

امروز زیاد خودم را تحویل گرفتم و بی مزه شدم ببخشید..!

 

 حالا که روزگار...دل ما رو شکست....

با این سر کش مست...دیگه چه میشه کرد..؟

 تا وقتی سر نوشت،...رو پیشونی نوشت....

با تقدیری که هست ...دیگه چه میشه کرد..؟

 شب تو سرای سینه...دیوونه داری کردم...

تو این همه هیا هو خودم رو یاری کردم....

 

نشکستم و نشستم....ابرو داری کردم..!

به عشق دیدن تو لحظه شماری کردم....

 

تا پیدا شدی تو سرنوشتم...

دیدم مسافر راه بهشتم...

 توی دفتر مهربونی دل....

اسم نازنینت رو نوشتم.....

 قلبم رو پر از نور امید کن...

عزیزم بیا عشق رو سفید کن....

 

عزیزم بیا عشقو روسفید کن...

 

طبق معمول در فشانی...!.(نظر دادن و شرکت در نظرسنجی احساسات من..) یادتون نره،،

راستی کسی بلده چه جوری میشه از شکلک های دیگه تو یاد داشت ها استفاده کرد..؟اگه بلدید بگید.!




کلمات کلیدی :متفرقه