نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٩

1-امسال سال تحویل بهتری داشتم! چون به عقلم رسید
که عکسش رو بزارم و جلوم و مثل اینا که احضار روح میکنن!
چشامو ببندم و سعی کنم بیارمش اینجا! نیومد ولی احساس بهتری
بهم دست داد...خیال باطلشاید اونم یاد من افتاد، از 80 که سال رو با هم تحویل
کردیم و بقیه سال تحویل های بدون اون تا 89 چی بر من گذشت
فقط خدا میدونه و بس...

2-اینم باید قاب گرفت زد به دیوار! کاش من هم فرصت گفتن
"دوستت دارم" رو از دست نداده بودم...


3-امسال هم به عادت این چند ساله سریال های عید رو سعی کردم
ببینم و از اونجا که با دیدن سریال های خارجی توقعم بالا رفته! چندان چنگی
به دل نزدند البته سرگرم کننده بودند..زن بابا رو به خاطر پریسا و بهبود و این
ازدواج فامیلی دوست داشتم! البته بازی علیرضا صادقی رو هم خیلی دوست دارم
دارا و ندار آقای ده نمکی رو هم وقتی خمسه گفت به حرف گربه سیاه نه
ولی به آهش دنیا زیر و رو میشه رو دیدم فکر کردم سریال خوبیه ولی بعدش
دیگه معمولی شد و در حد عقده گشایی نسبت به قشر مرفه جامعه!

4- یه برنامه جالبی در مورد مفهوم "بی نهایت" دیدم موضوعات جالبی
رو مطرح می کرد از جمله اینکه آیا اصلاً چیزی به اسم بی نهایت وجود
داره یا ساخته ذهن بشره؟ و در صورت بی نهایت بودن دنیای ما چه
مسائل دیگه ای مطرح میشه...مثل وجود بی نهایت سیاره که توشون
بی نهایت اتفاق میفته و چیزی به نام غیر ممکن دیگه وجود نداره و
در بین این همه احتمال دنیایی دقیقاً کپی دنیای ما وجود داره که توش
یه کپی از من در حال تایپ کردن همین کلماته! و از لحاظ ریاضی ثابت
میکنه که اون کپی من در فاصله دو به توان ده به توان صد و هجده! متر
از منه!کاش میشد اون کپی من هم که با SH هست رو فاصله اش
رو میشد پیدا کرد و میتونستم برم ببینم چه زندگی دارن!قلب

5-جدیداً یه نکته ای رو در مورد آرایش خانم ها متوجه شدم!
اینا که توی تلویزیون و اینا می بینیم خوجل موجل! شدن وقتی
عکس های فاصله نزدیکشون رو می بینم اون زشتی ای رو میخواستن
پنهان کنن دیده میشه! ظاهراً آرایش فقط برای فاصله دور فایده داره!
پس خواستید زن بگیرید از فاصله نزدیک ببینیدش!نیشخند

6-امسال عید فرصتی پیش اومد تا اون تنهایی که سال ها بعد!
در انتظارمه رو بیشتر از قبل تجربه کنم! اونقدرا هم بد نبود..اینقدر
شطرنج بازی کردم و فیلم و سریال دیدم که نفهمیدم چطور گذشت!
احتمالاً تا اون زمان سرگرمی های بیشتری هم برای آدم های تنها
اختراع میشه پس چندان جای نگرانی نیست!

7-برداشته شده از اینجا
چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تنِ کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟
و چه قدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟!     آنا گاواندا
بوی تنش که نه! ولی بوی عطر ش رو دارم هنوز...راستی عجب چیز غریبیه این بو...

نکته! نه حال و حوصله دارم نه حرف زیادی برای گفتن...احتمالاً از این
بعد وبلاگ باز هم کمتر آپدیت میشه! از ماهی سه بار به دو بار!

آپدیت! میخواستم برای دروغ سیزده بگم که به عشقم رسیدم
ولی دیدم اینقدر باورش سخته که نه خودم باور میکنم نه شما!افسوس

عکس روز! زیبا هستند ایشون!

عاشقانه های کورش برای SH
به فدای تو مگه این دله دیوانه نبود؟

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :هفت شماره ای