نویسنده : کورش ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩

1- من هر وقت حوصله ندارم و حالم بده! (بیشتر وقتا!) یه قسمت از
سریال فرندز رو دوباره می بینم تا یکم بخندم روحیه ام بهتر شه! تو یه
قسمتش فیبی فکر میکنه که یه گربه مادرشه! و روح مادر مرحومش
به این شکل اومده سراغش، راس میاد میگه این فقط یه گربه هست
و گم شده اینم آگهی که صاحبش برای پیدا کردنش زده! فیبی بهش میگه:
تا حالا چند تا از والدینت رو از دست دادی؟ میگه هیچی.میگه پس نمیدونی
چه حسی داره وقتی یکی از اونا برگرده، من فکر میکنم این مادرمه! حتی
اگه من اشتباه کنم چه اهمیتی داره؟ فقط دوست من باش و ازم حمایت کن..

درس بزرگی تو این دیالوگ نهفته هست...کسانی که تجربه یه اتفاق عاطفی
دردناک مثل از دست دادن پدر و مادر یا عشق رو ندارند پس نمی دونند که احساس
یا امید به داشتن دوباره اونها یعنی چی...و بهتره که مثل یه دوست از دوستشون
حمایت کنند و بزارند به اون چیزی که دلش رو خوش کرده خوش باشه چون
به قول لاک توی لاست نمیتونند درک کنند که رها کردنش چقدر سخته..

2-فیلم Julie&Julia رو که کاندید اسکار بود دیدم...در مورد آشپزیه ولی سرشار
از روح و زندگیه دیدنش توصیه میشه! اما به غیر از روح و زندگی ایناش این حرکت
ها و رفتار و تیپ AmyAdams در نقش Julie منو رسماً عاشق خودش کرد!خیال باطل یه چیزی
می نویسم یه چیزی میخونی ها! خیلی شبیه به دختر ایده آل من بود...از اینجا
که میشینه کف آشپزخونه گریه میکنه و بعد نقش بر زمین میشه! عاشقش شدم
بعد که از درموندگی سرش رو کرد زیر بالش و بعد از تلفن با اراده بلند شد دیدم
چقدر درکش میکنم. اونجا که از دیدن عکسش تو روزنامه و بعد از شنیدن تلفن
ذوق زده میشه و می پره تو بقل شوهرش آرزو کردم کاش اونجا بودم! این و این
و این رو هم باید به پای هنر کارگردان گزاشت که زیبایی هاشو نشون داد.اوه راستی
بلاگ هم می نوشت! دیگه آدم مگه چی میخواد؟!نیشخند خوش به حال این!



3-لاست هم تموم شد! چون میدونم بعضی ها اینجا لاست می بینن
از پایانش چیزی نمیگم فقط میگم که من راضی بودم...اما یه نکته دیگه ای
به ذهنم رسید...پدر جان لاک که کلیه اش رو ازش دزدید! تو دنیای دیگه
به خاطر سقوط تا اخر عمر فلج شده بود...همیشه این سؤال برای من
هم بود که خدایا من چه گناهی کردم که این همه سال باید عذاب بکشم
و در حسرت عشقم بسوزم...ظاهراً من هم تو زندگی قبلیم! گناه بزرگی
مرتکب شدم که چنین عذابی رو باید تحمل کنم..افسوس

4-دلیل وجود مادر و پدر اینه که ما بدونیم جنس مخالف هایی
هم وجود داره که باعث دل شکستگی ما نمیشن...

5-اینجا رو بخون. گریه هامو دیدن اما نلرزیدن...

6-توی شطرنج خیلی وقتا برنده بازی به خاطر داشتن یه سرباز اضافه
به ظاهر بی ارزش تعیین میشه! و شما باید هوای همه مهره هاتون
رو داشته باشید و از دستشون ندید...تو شطرنج زندگیتون هم سعی
کنید به مهره های کم ارزشی که بهشون توجه ندارید بیشتر توجه کنید
و حفظشون کنید همون یک آدمی که فکر میکنید به هیچ دردتون نمیخوره
میتونه آخر بازی باعث برنده شدنتون بشه...

7- ما که نیمی از عمرمون رو در خوابیم! پس چرا راحت نخوابیم!؟ رفتم
تخت قراضه خودم رو انداختم دور و یه تخت خواب بادی یک نفره! خریدم
از اینا. بد نیست شکل بدن رو میگیره و راحته فقط حیف پکیجش رو کامل
تحویل ندادند!نیشخند

عکس روز! وظیفه همگانی!

عاشقانه های کورش برای SH
من که به تو نمی رسم...هر چی که اشک بریزم...افسوس

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :فیلم