نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩

1- می بینم که همه فکر و ذکر تون اون عروسی و احتمال دیدار
من با SH بوده و تو کامنت ها مدام سؤال می کردید محض اطلاع دوستان
باید بگم عروسی انجام شد و من نرفتم و البته SH هم به ایران نیومد!
و اصولاً من از گرفتن یه تصمیم سخت برای دیدن یا ندیدنش راحت شدم!اوه
البته ناگزیره چون از قدیم گفتن آدم به آدم می رسه حتی تو 82 سالگی!

2-یکی از مهم ترین دلایل اینکه عشق من و SH به ازدواج منتهی
نشد این اختلاف سنی حدود 6 سال ما بود که اون بزرگتر از من بود
داشتم داستان زندگی می خوندم که پسره با همین شرایط گفته بود
ای بابا این که چیزی نیست خدیجه هم از پیامبر 15 سال بزرگتر بود! اگه
ما هم مسلمون و مذهبی بودیم می تونستم به عنوان یه دلیل خوب
ازش استفاده کنم!خیال باطل

3- توی CNN داشت نشون می داد یه قسمت هایی تو هیمالیا زن هاشون
چند شوهره هستند! همه برادر ها با یک زن ازدواج می کنند تا زمین خانوادگی
تقسیم نشه و ثروتشون کم شه. خیلی هم زندگی فقیرانه ای داشتند و اینا
ببین کار آدم ها به کجا می رسه که عشق و ازدواج رو تا حد یه سنت برای
حفظ زمین های خانواده پایین میارن...



4- تو خبر ها خوندم میانگین سن مرگ تو تهران شده 49 سال!! با این
حساب نصف بیشتر عمرم رفته! یه نکته دیگه هم در مورد مرگ و زندگی
اینکه آدم فکر میکنه این بچه هایی که معلول به دنیا میان آخه چه گناهی
کردن؟ جواب اینه که احتمالاً تو زندگی قبلیشون گناه کردند! من هم نمیدونم
تو زندگی قبلیم چه غلطی کردم که این عذابم شده!ناراحت

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)


5-قانون بقای نوستالژی! افسوس

6- وای به حالم... افسوس

7-قابل توجه بی وفایان! افسوس

عاشقانه های کورش برای SH
درد عشقت کرده پیرم....اما باور کن می ارزه...افسوس

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر