نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩

1-این ترانه "چه دنیای عجیبیه" که مهسا خونده اگرچه به حال و روز
من نمی خوره ولی هم موزیکش رو دوست دارم هم بعضی جمله هاش
خیلی می سوزونتم...فرض کن که هیچکی اسممو کنار اسمت نیورد...
خیلی چیزا هست که دیگه نیمه تموم مونده حالا...خیلی چیزا رو نمیشه
بهش بگی یه اشتباه...فرض کن که هیچ وقت من و تو، هیچ جای دنیا ما نشد...
فرض کن هیچ صبحی چشام تو چشمای تو وا نشد...

2- از اون جمله های تکان دهنده که تو ریدر خوندم:
واقعاً میتونی ببخشی وقتی نمیتونی فراموش کنی...؟



3-یک نکته ای هست که شاید قبلاً هم گفتم! اون بالای وبلاگ رو که
نگاه کنید نوشته وفادار دلشکسته نه عاشق دلشکسته! چون که خصوصیات
من با عاشق فرق داره و اینکه شما میگین این عشق نیست و ول کن و اینا
خوب درست میگین این وفاداریه! درستش اینه که احتمالاً مثل اندی و خیلی
های دیگه اون عشق اول رو آدم بزاره به عنوان یه خاطره یا یه چیز مقدس
بمونه ولی بره زندگیش رو ادامه بده! ولی در مکتب وفاداری متاسفانه از این
راه گریز ها نداریم! یا جان رسد به جانان...یا جان ز تن در آید...

4-داریم به رکورد آپدیت 20 روزه می رسیم! اون روز رو می بینم که ماهی
یه بار یا شاید چند ماه یه بار! بیام اینجا بنویسم: هنوز نیومده، هنوز وفادارم همین...
گفتنی ها رو هر چی بوده دیگه گفتیم، دلتنگی های تکراری هم که گفتن نداره...

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)

5- به نقل از CoyBit در گودر:
باید یکی باشه که وقتی میخنده دل آدم بلرزه، وگرنه زندگی چیز بی خودیه !
پانوشت: اونوقت اگه اون رفت چی...

6-آخرین روز جهان...

7-بفهم!

عاشقانه های کورش برای SH
حالا که دلت رفته، دستاتو نمی گیرم...

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :هفت شماره ای