نویسنده : کورش ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠

1- هنوزم که هنوزه وقتی تو مترو هستم و قطار میاد یه لحظه میزنه به سرم
که خودمو پرت کنم جلو قطار و خلاص! همه اش در یک لحظه میتونه اتفاق
بیفته ولی نمیدونم جرأت اش رو ندارم یا هنوز یه چیزی هست که منو
به این دنیا وصل میکنه و نمیزاره برم و خودم خبر ندارم! چرا تموم نمیشه..

2- خیلی سخته یه چیزیو ببینی و دلت بخواد بعد ببینی تنها مانع
بین تو و داشتن اون چیز فقط خودتی! بعد نتونی بر خودت غلبه کنی..افسوس

3- دوم اردیبهشت تولد اندی عزیز هست و یادم رفته که هشتم بود
یا هجدهم! اردیبهشت که تولد SH! هیچ وقت تولدی نگرفت که دعوت
باشم یا اصلاً صحبت تاریخ تولدا هم نبود که تولدشو بهم بگه! فقط یک
بار یک جایی اشاره شد که اگه بهش بگم خودشم عمرا یادش بیاد! ولی
خوب من تو ذهنم ثبته هنوز اون صحنه.نمیدونم اونم تولد منو میدونه؟
مثل همیشه فقط میتونم آرزومند آرزوهاش باشم و بس...نکته ای که
تا حالا دقت نکرده بودم اینه که تولد این دو نفر که مهمترین آدم های
زندگیم هستند تو اردیب
هشت و با فاصله کمه! اگه به این فال و طالع بینی
اینا اعتقاد داشته باشید من میتونم مثال خوبی بشم برای اینکه آبانی
ها عاشق اردیبهشتی ها میشن!

4-تلفن زنگ خورد...شماره ناشناس بود، گوشی رو برداشتم یه دختره
گفت سلام! گفتم سلام، شما؟ یکم مکث کرد بعد با صدای غمگینی
پرسید اشتباه گرفتم؟ گفتم بله و قطع کردم! فکر کنم عصر جمعه ای
دلش گرفته بود میخواست با یکی حرف بزنه! هیچ به وقت به این مدل
تلفنا جواب نمیدم ولی این دفعه پشیمون شدم که چرا قطع کردم...

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)

5-حتماً همین طور بوده! یا همین طور میشه!

6- مثالش منم! نمیدونم SH هم اینطور در موردم فکر میکنه؟
یک آدم هایی هستند
که می دانی هر چه قدر هم دور شوی
آنها هنوز همان جا ایستاده
و عاشق تو مانده اند
به نقل از شعر آواهای یک روح سرگردان!

7-اومدم بگم که دیگه حرفی ندارم که کمتر آپدیت میکنم که
اینجا خوندم که حرفی نداشتن با حرفی برای گفتن نمونده فرق داره!
پس اصلاح میکنم..

عاشقانه های کورش برای SH
ما بس که معشوق رو ندیدیم....عاشقی از یادمون رفت...

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :سالگرد