نویسنده : کورش ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

1- سریال Fringe رو شروع کردم به دیدن...سریالی علمی تخیلی و در فضای
سریال FlashForward هست هر قسمتش یک پدیده علمی که البته آمیخته با
جنایت هست رو مطرح میکنه...از ارتباط بین دو مغز و زندگی یه نفر در مغز یه نفر
دیگه گرفته تا سفر در زمان و چیزای دیگه...اینقدر ایده های علمی جالب مطرح
و روش های عملی شدنش رو نشون میده که من مطمئنم یه روزی همه اشون
عملی میشه اگه هنوز نشده باشن! زندگی خوب حق همه آدم هاس و من امیدوارم
روزی بیاد که هر کسی که بخواد رو به یه خواب عمیق فرو ببرن و جوری خوابش رو
طراحی کنن که زندگی رویاییش رو داشته باشه تو خواب و هیچ وقت بیدار نشه!
به قول اندی رویای با تو بودن، قشنگ تر از زندگیست..

2- چند روز دیگه یعنی 31 تیر این وبلاگ در چنین روزی در سال 83 چشم
به جهان گشود! اگه بچه ام بود الان مدرسه هم رفته بود دیگه...افسوساینطور که
داره پیش میره و همه قدیمی ها ازدواج میکنن میرن یه روزی این وبلاگ میشه
قدیمی ترین دلشکسته! دوست دارم یه روزی بیام بنویسم که به عشقم
رسیدم و وبلاگم به آخر خط رسید...حرف زیادی بعد از 10 سال دلشکستگی
دیگه ندارم که بگم ولی همچنان این وبلاگ ماهی 1-2 بار به روز خواهد شد!

3-من از پولی که در می آرم راضی هستم! نه اینکه زیاد باشه ولی فعلاً
بیشتر از این نیاز ندارم...فکر کنم اینکه میگن خدا روزی هر کس رو میرسونه
درست باشه...ولی هی دور و بری هام منو با دیگران مقایسه می کنن و میگن
ببین اینا چقدر پول در می ارن و اینا هی میرن رو اعصاب من! که تو هم برو پولدار شو!
آدم باید شرایط خودش رو با نیاز های خودش مقایسه کنه نه با شرایط و نیاز های دیگران! من هم اگه SH رو داشتم بیشتر از اینا کار میکردم و پول در می اوردم ولی حالا
که ندارمش به اون پولها هم نیازی ندارم...

4-خواب دیدم به یه نفر علاقمند شدم بعد یه جایی که میخوام به همه
بگم دوستش دارم به جای اسم اون اسم SH رو میگم! عین ماجرای راس
تو فرندز برای من بعد دوست داشتن فقط اسم SH میاد...

5-هر چی بیشتر میگذره در مورد مسئله وجود خدا بیشتر گیج میشم...
یه جایی اون درون اعماق وجودم میگه خدا هست و همه چی درست میشه
بالاخره ولی از طرف دیگه هر روز بیشتر نا امید میشم از وجود خدا! فکر میکنم
انسان خدا رو آفرید چون چاره ای نداشت، موقع بدبختی هاش باید دل به وجود
چیزی می بست که کمکش کنه...

حرف های من از زبان دیگران!

6-و گفت اگر دوزخ مرا بخشند، هرگز هیچ عاشقی را نسوزم. از بهر انکه عشق خود او را صدبار سوخته است.
تذکره الاولیا/ ذکر یحیی بن معاذ رازی

From Nirvana in Google Reader

7-سه نقطه یعنی حرفهایی که نمی گویم اما تو می دانی افسوس
...

From *soma in Google Reader

عاشقانه های کورش برای SH
چه بی رحمانه زیبایی...

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :سالگرد