نویسنده : کورش ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ شهریور ۱۳۸۳

امروز داشتم تو مجله در مورد این بچه های خیابانی...میخوندم....

.یاد این بچه های

افتادم که فال حافظ میفروشن افتادم.....

همیشه من خیلی بی تفاوت از کنارشون رد میشم

شاید خیلی از شما هم این کار رو بکنین..

ولی با خودم گفتم از این به بعد سعی میکنم هر

دفعه یه فال ازشون بخرم...

آخه 50 تومن که چیزی نیست.ها؟....شاید همین 50 تومن من باعث

باشه بچه هه...دست خالی نره خونه..کتک نخوره ها..!

وای که چه کارا میکنه این 50 تومن!

به نظر شما این شاید بهتر از انداختن پول تو صندوق صدقات هست یا نیست.؟

آخه بعضی ها میگن اون پول هاپولی میشه!

 

 

بگذریم... سعی میکنم از شنبه داستان عشق رو بذارم..

امروز هم دوباره پروانه ی شدم...این چند خط تقدیم به عاشقا...

 

 

میگیره دل بهونه ت....میآم به سوی خونه ت...

اگه کسی ببینه.....میگم شدم دیونه ت...

 

میدونی توی دنیا...به غیر تو ندارم....

اگه بخوای دلم رو ....به زیر پات میزارم...

 

نظر شما چیه؟

 

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر