نویسنده : کورش ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آبان ۱۳۸۳

خوووب....امروز تولد منه،!.....

چندین سال پیش در چنین روزی به دنیا افتخار وجود دادم!

دنیا دختر نیست ها!! منظورم همین دنیاست!

 

اول این شعر رو به مناسبت تولدم بخونید....

 

 

برای روز میلاد تن من....نمیخام پیرهن شادی بپوشی....

 

به رسم عادت دیرینه حتی ...برایم جام سر مستی بنوشی...

 

برای روز میلاد م اگر تو.....به فکر هدیه ی ارزنده هستی....

 

(این قسمت رو با اونم!..)

 

منو با خود ببر تا اوج خواستن....بگو با من...که با من زنده هستی..،،

 

بگو با من که با من زنده هستی....

 

که من بی تو نه آغازم نه پایان..

توی آغاز روز بودن من....

 

نذار پایان این احساس شیرین...

بشه بی تو غم فرسودن من....

 

بشه بی تو غم فرسودن من......

 

نمیخام از گلای سرخ و ابی...برایم تاج خوشبختی بیاری....

 

به ارزش های ایثار محبت.....به پایم اشک خوشحالی بباری...

 

بذار از داغی دستای تنهام....بگیره هرم گرما بستر من....

بذار با تو بسوزه جسم خستم.......

 

(این قسمت رو داد بزنید و بخونید!)

 

ببینی آتش و خاکستر من....

 

تو ای تنها نیاز زنده بودن..

بکش دست نوازش بر سر من...

به تن کن پیرهنی رنگ محبت.....

اگه خواستی بیای دیدن من...

 

اگه خواستی بیای دیدن من...

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای