نویسنده : کورش ; ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۳

 با یه چشمک دوباره....منو زنده کن ستاره
نذار از نفس بیفتم....تویی تنها راه چاره


آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره...
....این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میآره

امروز یه ماجرایی یادم اومد بد نیست شما هم بدونید

من چند وقت پیش با دوستم رفتیم یکی از واحد های انتقال خون که خون بدیم
شاید یه خورده خونمون تمیز بشه! رفتیم کلی فرم پر کردیم و کلی سؤال جواب دادیم
تا نوبت معاینه رسید...یه خانوم دکتر بود....شروع کرد چرت و پرت پرسیدن!...

نمیدونم غش نمیکنی...بیمارستان بستری نبودی سابقه فلان نداری.....معتاد نیستی.....اوه....

یه مشت چرت و پرت دیگه من هم وا نمیسادم سؤال بپرسه میگفتم نه..نه ..نه..نه...!
تا این که رسید به یه سؤال حساس!

گفت آخرین رابطه جنسیت کی بوده!؟گفتم تا حالا نداشتم!.... ازدواج نکردم خوب...

یه جوری نگام کرد....اینجوری!

 (یعنی خوب ازدواج نکردی رابطه چی؟)

خلاصه...بگذریم از بقیش....نکته اینجاست که براش جالب بود که میگم تا حالا رابطه نداشتم...یعنی اینقدر وضع جامعه خرابه؟....تفسیرش با شما!

راستی یادتون نره شما هم خون بدید! خوبه به خدا...

 کامنت شما باعث دلگرمی ماست!

 

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر