نویسنده : کورش ; ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳٩٤

چند ماهی از آپدیت آخر وبلاگم میگذره و دیگه عملا
کاری با دنیای وبلاگ ندارم و تو دنیای خودم هم خبری
نیست به جز ترانه جدید ا ن د ی که میگه: هنوز میام
تو کوچه تون دنبال جای پای تو...میام دم خونه تو،
خونه ای که رفتی از اون...در میزنم و میدونم هیچ
کسی نیست تو خونه تون..




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٤

13 سال داره میشه 14 سال که ندیدمش ولی هنوز به خوابم میاد...

دنبال خوشبختی هستیم همه، خوشبختی که تو سریاله می گفت: سه چیز در موردش باید بدونید. اول اینکه امید داشته باشید که بهش می رسید، دوم اینکه با حتماً در اون عشق هست و سوم اینکه همیشه اون چیزی نیست که فکر می کنید...دو تای اولش رو که ندارم..

*تولد اندی و عشقم هم تو اردیبهشت داشت یادم میرفت!




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ فروردین ۱۳٩٤

 

اومدم بگم در این چند ماهه تغییری در وضع من ایجاد
نشده و امسال هم مثل روال سال های قبل شروع
شد و ادامه خواهد داشت...کاش زودتر تموم شه فقط..




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۳

امروز 2 تا مطلب دارم براتون...یکی فوتبالی! و یکی هم....خودتون بخونید!


۱-جام باشگاه ها هم دیشب با حذف بزرگان به مرحله بعد رفت!
من نمیخوام بحث فوتبالی بکنم! وقتی بازی ها تموم شد رفتم تو سایت یوفا
تا نتایج رو ببینم...خوشبختانه بایرن رفت بالا / من رفتم دنبال عکس های بازی
تا اینکه این عکس رو دیدم...بی اختیار بغضم گرفت...شما هم نگا کنید( خوب به
چهره لباس ابی نگاه کنید)
تا بقیش رو بگم

به الیور کان ( لباس ابی!) تو المان میگن مرد یخی! یعنی به عنوان یه ادم سرد و بی احساس میشناسنش! کلاً آلمانی ها رو زیاد آدم های با احساسی نمیدونن!ولی با غیرت و تعصب میدونن..


ولی من میگم آدم بی احساس و سرد نداریم! اونایی که بهشون این برچسب رو میزنن
بلد نیستن احساسآتشون رو نشون بدن! یعنی استانه احساس شون بالاست! مثل همین
الیور کان باید خیلی تحت فشار قرار بگیرند تا یه خورده فواران احساس کنن!

نظر شما چیه؟

 یعنی خیلی ها ممکنه از من و شما حساس تر باشن! ولی نتونن
بیان کنن؟ دیدین خیلی زن ها به شوهرشون میگن تو اصلاً احساس نداری!!
 منو درک نمیکنی!!
بابا جان قضیه این مرد های بدبخت هم همینه! موافقین؟

۲-توجه کردین هر چی سطح سواد میره بالا...آدما بی عاطفه تر میشن...
عقلشون میآد جای احساس شون.....نمیدونم این خوبه یا بد...
شما بگید....؟
ولی من که دوست ندارم.....

دیدید میگن بیا مثل 2 تا آدم روشنفکر!! از هم جدا بشیم!
ما به درد هم نمیخوریم و...

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۳

قبل از اینکه مطلب امروزم رو بگم یه چیز بگم کف کنید!

میدونستید رکورد پرش سه گام ایران 31 ساله که شکسته نشده بود!
و این رکورد متعلق به کسی نبود جز....فرامرز اصف!!!...بله همون خواننده لوس انجلسی
و این رکورد به تازگی بعد از 31 سال!!! شکسته شده!
من چیزی نمیگم شما بگید!

بگذریم...گفتم بعد چند وقت دوباره یه شعر تو این وبلاگ بنویسم..

این شعر رو آندی برای مادرش خونده....وقتی مادرش تو انگلیس مریض بوده...
من معمولا با شعر های که واسه مادر میخونن حال نمیکنم! ولی این یه چیز دیگه س..
بخونید ببینید نظر تون با من یکیه یا نه..

راستی اگه بخواید یه جمله به مادراتون بگید چی میگید؟

من که میگم.....رفیق بی کلک مادر!

آهنگ رو با ریتم ملایم و غمگین بخونید!

نامه هاتو من....تا سحر خوندم...
خسته از درد غربت چشم به رات موندم...
سر به روی نامه هات من خوابتو دیدم...
نامه هات رو من...خیلی دوست دارم..
مینویسی جان مادر من چه کم دارم...
تا تو رو دارم مادر من چه غم دارم؟؟؟

مادرم غربت چرا...تو رو کرد از من جدا..
مادر..مادر... تو رو من کم دارم بیا....
بی تو من غم دارم بیا...
مادرم ای مهربون...با دل من همزبون
مادر...مادر...میدونی که برات تنگه دلم
بی تو غم شده آهنگ دلم...
آاه...

یاد تو دمسازمه...گرمی اوازمه..
مادر...مادر...ندونستم قدر تو رو...نکنه که نبینم تو رو...

آاه....
مادرم تنگه دلم...نگو از تو غافلم..
تو رو من به خدا میسپرمت....میدونی که چه قدر دوست دارمت..

مادر...مادر...مادر...

فکر کنم به کسایی که مادرشون از شون دوره یا خدای نکرده مریضه خیلی چسبید نه؟

 کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۳

بچه ها تا حالا به اسم خودتون فکر کردین؟
اسم خودتون رو دوست دارید؟
یه چیزی در مورد اسم توجه منو به خودش جلب کرده!
اسم روی شخصیت آدما تأثیر داره!
یعنی مثلاً اونایی که اسمشون مثل همه یه جورایی هم شبیه همن!
مثلاً کورش ها همه باید وفادار باشن!
شما تا حالا نمونه ش رو دیدین؟
یه چی دیگه...قشنگ ترین اسم به نظرتون چیه؟
تا حالا شده وقتی اسمی رو میشنوین دلتون بلرزه..
اینم یه چیز دیگه س که من فهمیدم! آدم به هم اسم های کسی که
دوستش داره ناخوداگاه بیشتر توجه داره!
نظر شما چیه؟

راستی بچه ها دوباره ترم جدید شروع شده...بیاین یه خورده دیر به دیر تر اپ کنیم!

 

و اما دانلود!

 

2 آهنگ قشنگ از مریم حیدر زاده...حجمش زیاده ولی به دانلودش میآرزه!

همه میگن این قشنگتره ...

 ya to ya hichkase dige

 

ولی من این رو بیشتر دوست دارم! (لینک ها از کار افتاده ند!)

 yadame

 

تو این شعر میگه...

یه چیزی مینویسم..خدا منو ببخشه....

اگه یه وقت به هم خورد...منتظرت نشستم..

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۳

 

بچه ها تا حالا فکر کردین وقتی مردیم اون دنیا چی میشه؟
اصلاً اون دنیا هست؟
میان جدامون میکنن میگن مسلمونا اینور بقیه اون ور...؟
چه میدونم والا...
یه رفیق میگفت اون دنیا خودتون رو میکنن قاضی! اون وقت
بی طرف باید قضاوت کنی که خودت خودت رو آدم خوبی میبینی
یا نه....نمیدونم بعضی وقتا از این فکرا میآد تو سرم....شما چی؟

جواب خودتون رو چی میدید؟

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۳

میگن کوه به کوه نمیرسه....آدم به آدم میرسه...نظر شما چیه؟

شما آرزوتون چیه؟

 یکی آرزوهای من اینه که ببینمش و این شعر رو براش بخونم!

شب میشه شب که میشه .......این دل من تو سینه تاپ تاپ میکنه
فکر دوست داشتنتم و نداشتنت .....دل منو بی خواب میکنه
نمیخوام به یاد تو همیشه زندونی باشم......ولی خاطرات تو وجودمو آب میکنه

شب که میشه انتظار خواب رو میگیره از چشام.....
بی تو آروم ندارم خوابو که مهمون نمیخوام...
خونه مون قفس شده ،پرنده اسیر منم.....
به نفس های تو پا بند شده بود جون و تنم....

و اون هم در جواب بگه:

 به تو گفتم که برو.....اما نگفتم همیشه
خودمم خبر نداشتم بی تو موندن نمیشه....

منی که به عشق و عاشقی روت میخندیدم
باورم نمیشه که امروز شدم عاشق پیشه....

یعنی میشه؟؟؟؟

اینم تو کتاب فارسی نوشته بودبه زبون خودمون! میگم

یارو میره از یه شیخ میپرسه یه کار خوب بگو که من هر روز انجام بدم
شیخ میگه: ظهر ها بخواب، ملت چند ساعت از دستت راحت باشن!!!!
واقعاً واسه بعضی ما ها این بهترین کاره!.....بعد نمیدونم چرا به من میگن
زیاد میخوابی!!؟ ولی دلیل من فرق میکنه!
آخه andy میگه: بذار تو خواب بمونم اگه حقیقت این نیست....

راستی دوستان تازه کار اگه در ویرایش قالبشون مشکل دارن تا اونجا که بلد باشم
سعی میکنم کمک کنم! البته به نوبت!

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۳

آخر این راه کجاس....هدف چیه؟

راستی بچه ها تا حالا فکر کردین هدفتون تو زندگی چیه؟
لطفاً نگین تکامل و از این حرفا....هدف واقعیتون رو بگید.....من که یه زمانی هدف داشتم!دوست داشتم درس بخونم ...به یه جایی برسم که بتونم خودم و اون رو خوشبخت کنم اما حالا....هر چی فکر میکنم دیگه هدف مهمی برای خودم نمیبینم!

همینجوری درس میخونم که اونم به زودی تموم میشه!

 بعد هم شاید رفتم سر کارو سرم گرم شد و دیگه وقت این فکر ها رو نداشتم!!

خلاصه هر روز مثل دیروز و یه زندگی تکراری....

 وضع شما چه طور ه؟

 
یک توضیح در مورد اپدیت شدن اینجا:
 
 من هر وقت آپ میکنم برای همه کسانی که منو تو
یاهو ادد کردن of میزارم....ولی بعضی ها میگن of نمیآد!..
شاید چون تعداد دوستان زیاده یاهو یادش میره بعضی ها رو خبر کنه....
پس اگه برا شما of نیومد خودتون 3-4 روز یه بار
سر بزنید چون معمولا 3-4 روز یه بار آپدیت میکنم! قربونتون...
 
راستی نظرتون در مورد عکس هایی که میذرام چیه؟
 کلی دنبالشون میگردم تا مثلاً متناسب با موضوع باشن!

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۳

باز من رفتم فیلم دیدم جو گیر شدم!رفتم فیلم قدمگاه رو ببینم چون تو تبلیغ هاش یه چیزی بودکه بد جور کنجکاوم کرده بود برم ببینم قضیه چیه!

خلاصه....داستان فیلم رو نمیگم! خودتون برید ببینید!

ولی یه جا هست که پسره میره عروسی اونیکه دوسش داره!
وقتی میآد تو همه ساکت میشن! میره با داماد رو بوسی میکنه!
بعد هم میره میشینه! یه بشقاب میوه هم میدن دستش!
دوباره بزن و بکوپ!تازه این عروسی روز میلاد امام مهدی هم بوده بعد این قهرمان ما
هم جو گیر میشه به افتخار عروسی میره علم رو میگردونه!

حالا شما.....( اونایی که ممکنه همچین اتفاقی براشون بیفته)
اگه برین عروسی اونیکه عاشقش هستین چی کار میکنین؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه از من میپرسین ! من که لازم نیست فکر کنم! چون در جا انفارکتوس میزنم
میمیرم!( انفارکتوس یک بیماری قلبی است!( سکته قلبی)..)

هان.. شما باشین مثل این یارو! عمل میکنین؟؟؟

نکته بعدی این فیلم این بود که....عروس قبلش میگه ....من چه جوری
تو چشاش نگاه کنم..
من دارم عروسی میکنم....

اینو خانوما بگن!......چه جوری تو چشاش نگا میکنید؟؟
من چه جوری تو چشاش نگا کنم؟؟؟؟

حالا خودمونیم ها....عجب وبلاگ قاراشمیشی شده!
شده هر چه میخواهد دل تنگت بگو!....ورزش ..سینما....عشق!و...و..و..

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

کامنت یکی از دوستان:

 

everblue

یکشنبه، 27 دى 1383، ساعت 9:52

ببین پسر خوب! تو که زحمت کشیدی و این فیلم رو رفتی دیدی بیشتر توش دقت میکردی... تو اون صحنه که کنار آتیش بود یادته؟ داشت دعا می‌کرد. برای همه دعا کرد و وقتی به خودش و حنانه رسید و اومد دعا کنه که به‌هم برسن پشیمون شد و گفت امیدوارم هرچی خیرشه پیش بیاد... یادت اومد؟ به این میگن عشق واقعی. یعنی اونقدر دختررو دوست داره که می‌خواد هر چی به صلاحشه براش پیش بیاد! وقتی میفهمه که دختره میخواد با اون پسر ازدواج کنه اول خیلی ناراحت میشه و کاملا هم نشون میده. حتی آخر فیلم گریه می‌کنه و از اینکه به دختره نرسیده ناراحته! ولی اونقدر اعتقادش قویه که نمی‌گه چرا؟ میگه حتما اینجوری خوشبخت میشه! بعد هم اونقدر روح وسیعی داره که میاد تو اون عروسی! مطمئن باش این شخص در نهایت کاملا خوشبخت میشه! چون از خود گذشتگی داره و به این میگن عشق واقعی! ما آدما چند تا چیز رو نداریم: از خودگذشتگی... صبر...اعتقاد قوی. اینایی که گفتم شعار نبود... خود من دقیقا تجربشون کرده‌ام و همونطور که تو وبلاگم دیدی الان واقعا خوشبختم... البته بعد از تحمل سختیها... اگه واقعا باانصافی اینایی رو که گفتم به ادامه مطلبت اضافه کن.

 

E-mail: وارد نشده است

URL:

راستی چرا دخترا سؤال دوم رو جواب نمیدن؟

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۳

میگم دخترا هم فوتبال میبینن نه؟

ما که تو دانشگامون چند تا دختر فوتبالی داریم!

ولی جالبه ها...مثلاً اینا هم بیان استادیوم داد بزنن! یا بازیکنه

که گل میزنه بیاد واسه نامزدش دست تکون بده! یا اینا هم بشینن

پای تلویزیون حرص بخورن! به مربی فحش بدن!

نمیدونم والا دخترا چه جوری فوتبال میبینن ولی باید جالب باشه!

حالا...گیر نمیدم زیاد بریم سر اصل مطلب....

 خیلی ها میگن فوتبال چیز مزخرفیه!

فکر مردم رو از چیزای مهم دور میکنه..و...مثلاً همه دنیا میشینن جام جهانی رو

میبینن اون وقت حواسشون نیست که اون ور دنیا چه جنایاتی انجام میشه...

 خلاصه...من به اونا کار ندارم ولی میگم...تا حالا شادی بعد گل رو دیدین؟

من فکر میکنم آدم اون لحظه واقعاً شاده...یعنی یه شادی نآب...

یا چند تا چیز رو سراغ دارین که بتونه همه مردم از کوچیک و بزرگ رو شاد کنه

یا غمگین.....ایران-استرالیا یادتونه؟.....ایران-امریکا چی؟

یا چه راهی سراغ دارین که بشه یه کشور رو مثل طریقی که فوتبال تو دنیا

مطرح میکنه مطرح کنه؟بیاید به فوتبال دوباره نگاه کنیم!

 البته من عیب هاش رو نگفتم! دوست داشتید شما بگید....

خلاصه نظرتون در مورد فوتبال چیه؟

 در ضمن من بایرن مونیخی و المانی هستم! شما چه طور؟

کامنت شما باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آذر ۱۳۸۳

 این مطلب یه بار پاک شد و همه کامنت هاش پرید!

 

خوووووووب....بالاخره این پرشین بلاگ درست شد! داشتم از بیکاری میمردم!
راست میگن که ...قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی دچار گردد..
بگذریم...


عوضش این خرابی باعث شد تا یه تحولی در وبم بدم! اگه سمته راست رو نگاه
کنین میبینین که گلچین ارشیو رو گزاشتم...این واسه دوستانی که اولین بار وب
من رو میخونن و شاید بخوان ارشیو رو هم بخونن ولی حال ندارن خیلی خوبه
چون گلچینش رو دم دست گزاشتم!(آخر خود تحویلی!)

در ضمن این چند روزه سرم گرم همین کار بود و نرسیدم به کسی سر بزنم
ایشالا از امروز هر کی سر بزنه ما هم به یادش هستیم مثل قبل...

و اما مطلب امروزم....به گفتگوی زیر توجه کنید!

برادر: کتونی منو چرا پا کردی؟ یالا بده میخوام برم فوتبال!
خواهر: ا ا ا...من میخوام برم پارک امروز کتونیت رو میخوام!!
برادر: یعنی چی؟ مگه خودت کفش نداری؟؟
خواهر: چرا...ولی الان کتونی مده!!
برادر: من مد و این چیزا سرم نمیشه..! میگی من کفش پاشنه بلند تو رو بپوشم برم
فوتبال؟؟
خواهر: من هم کتونی میخوام! همه دوستام دارن. پس من چه کار کنم؟
.....و..
خلاصه گیس و سیبیل کشی!

حالا نظرتون رو در مورد مد بگید! والا همین یه کتونی رو داشتیم که اونم
دخترا ازمون گرفتن! حالا باز این خوبه! آدم یه چیزای میبینه.....

نظر شما چیه؟ رابطه تون با مد چه جوریه؟

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۳

 ۱

نام خلیج فارس، همیشه خلیج فارس بوده و خواهد بود. به کار بردن عنوان «خلیج عربی» در کنار نام تاریخی خلیج فارس، بی احترامی به تاریخ ایرانیان است و درخور حساسیتی جدی از سوی ایرانیان در سراسر دنیا.

این عملکرد موسسه National Geographic برای هیچ فرد ایرانی پذیرفتنی نیست. لذا بدینوسیله اعتراض خود را به این عمل که یک تحریف تاریخی محسوب میشود، اعلام میکنیم.

از شما ایرانی عزیز در هر کجای این کره خاکی که هستید، خواهش میکنیم با امضای نامه ای که در ذیل می آید، در این اعتراض ما را همراهی کنید.

دیدید به چه راحتی دارن تاریخ رو تحریف میکنن؟جزیره ها رو هم صاحب شدن!!! 

برای امضا به اینجا برید.

تو وبلاگ خودتون هم بزارید

۲

واای...خدا....تا یکم داغم کهنه میشه...یه خواننده دوست داشتنی خاکستر عشق من رو
دوباره به آتیش می کشه....هر کی فکر میکنه احساستش مثل وفادار دلشکسته هست
من شدیداً توصیه میکنم بهش این آلبوم جدید شهروز رو بخره ....البوم معبد با صدای
سعید شهروز

چند بیت از شعر هاش رو مینویسم...قضاوت با شما...

دفتر عشق که بسته شد ....دیدم من هم تموم شدم
خونم حلال ...ولی بدون ، به پای تو حروم شدم


اونی که عاشق شده بود....بد جوری تو کار تو موند
برای فاتح دلت....حالا باید فاتحه خوند!!

 

این چند نکته هم به عنوان حسن ختام

 

میدونستید کلنگ افتتاح فرودگاه امام 35 سال پیش زده شده!!!!!؟

نظر شما چیه؟


میدونستید تو جشن خود کفای گندم نوشته شده بود...


کسی که از گندم چیزی نداند مناسب حکومت نیست!! (سقراط)

 نظر شما چیه؟


اگر نسل جوان نمیداند به کجا میرود یعنی با پدران خود فرقی نکرده!..

نظر شما چیه؟


برای تحمل سختی های زندگی باید عاشق چیزی بود..زنی...کاری...ارمانی....

نظر شما چیه؟




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۳

میگم دلم اسیرته...میگی که درمون نداره...


پس من هم...


فقط به خاطر تو برای عشقت جون می دم....
معنی دیوونگی رو به آدما نشون می دم.....

 

میگن کوه به کوه نمیرسه ....ادم به ادم میرسه.نظر شما چیه؟


بگذریم...

امروز چیز خاصی به ذهنم نیومد برای همین سعی کردم از چیزای که قبلا
تو وبلاگ های دیگه خوندم و به نظرم جالب بودن بنویسیم!
این دفعه هم گیر دادم به زن ها!!...در مورد پست قبلی هم من بیگناهم!
برید با نماینده خودتون دعوا کنید!


این ضرب المثل ها رو بخونید نظر بدید که زن ها چه موجوداتی هستند!!؟

 

زنان سوژه ضرب‌المثل‌های متعددی هستند و این مطلب تنها مربوط به ایران نیست.
نگاهی داریم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشور‌های مختلف جهان:


انگلیسی:
زن شری است مورد نیاز.
زن فقط یک چیز را پنهان نگاه می‌دارد آنهم چیزی است که نمی‌داند.

هلندی:
وقتی زن خوب در خانه باشدخوشی از در و دیوار می ریزد.

استونی:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقیر زن بگیر.


فرانسوی:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.
انتخاب زن و هندوانه مشکل است.
بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشیده بود.


آلمانی:
کاری را که شیطان از عهده بر نیاید زن انجام می‌دهد.
وقتی زنی می‌میرد یک فقته از دنیا کم می‌شود.
کسی که زن ثروتمند بگیرد آزادی خود را فروخته است.
آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.
گریه زن، دزدانه خندیدن است.


یونانی:
شرهای سه‌گانه عبارتند از:آتش، طوفان، زن.
برای مردم مهم نیست که زن بگیردیا نگیرد، زیرا در هر دو صورت پشیمان خواهد شد.

گرجی‌ها:
اسلحه زن اشک اوست.


ایتالیایی:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نیست.
زناشویی را ستایش کن اما زن نگیر.

نظر خودم!

در دنیا فقط دو چیز زیبا وجود دارد؛ زن و گل
فقط یک زن میتواند یک زن را فریب دهد!
همه فتنه ها در این سه چیز خلاصه میشود: زن ؛زور ؛ زر( 3 ز!)
زن بلاست...الهی هیچ خونه ی بی بلا نباشه!

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸۳

 تو مجله خوندم که نوشته بود..یکی از نماینده های زن مجلس گفته....زن ها باید
حسادت رو کنار بذارن و با واقعیت دو زنه شدن شوهر هاشون کنار بیان! آخه خیلی
زن و دختر بی سرپرست وجود داره...!!!


بعد رفته بود گزارش هم تهیه کرده بود...یه خانومی گفته بود ما اینو واسه دفاع از
حقوق زنان به مجلس فرستادیم مثلاً!!

 

من که تو همون یکیش گیرم فکر عشق دوم هم ندارم

چه برسه به ازدواج اول و دوم و...شما ها بگین این راهشه؟؟

 

میگن که اگه همه پسر ها با دختر ها ازدواج کنن

۱/۸۶۰/۰۰۰ تا دختر باز بی شوهر میمونن!!!.....تکلیف چیه؟؟؟؟

راستی بچه ها برید خون بدید !! هر 3 ماه یک بار...

خیلی خوبه من هم میرم..


برا اینکه زیاد ضرر نکرده باشید...
کلیپ ازادی از آلبوم فراری منصور

 که هنوز نیومده به بازار رو براتون میزرم دانلود کنید

 

کیفیت: باقلوا!
حجم: دور و بر 4 مگ

 

چون دیدم نظر ها داره خشن میشه....باید اضافه کنم که من بیگناهم!!

من فقط نقل قول کردم برای روشن شدن اذهان عمومی!

هر چه فریاد دارید بر سر امریکا بکشید!

 

 

 

راستی کپی رایت رو هم ور داشتم...حالشو ببرید!!

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ آبان ۱۳۸۳

سلام به همه دوستان....شرمنده محبت های شما....

هی گفتین کیک کو...بفرماین اینم سهم شما!

  

از اینا که بگذریم کورش سرما خورده..!خفن...ولی دارم خوب میشم...

امروز قضیه افطار کلاس رو براتون میگم با یکی دو جمله....

جونم بگه واستون...خبرمون مثل 2 سال گذشته اومدیم افطار بدیم

من هم تریپ مدیریت افطار!

اول اینکه دیگه مثل پارسال همه با هم دوست نیستن!

بین بچه ها کدورت های پیش اومده...

اینم خاصیت دانشگاهه...سال به سال بد تر از پارسال!

بگذریم...نکته اینجا بود که من رفتم حلیم بخرم..

.بعد یه 200-300 متری این قابلمه رو دستم

گرفتم اوردم...خلاصه به علت پوزیشن! خاص قابلمه

 دستم درد میکنه!! دیگه پیر شدم

گذشت اون زمون ها که جوون بودیم...

اما موقع افطار...رفتم تو دیدم واای...

آهنگ dj مریم رو گزاشتن دخترا ...دوپ دوپ دوپ!

 نا سلامتی اینجا دانشگاهه!

خلاصه استاد رو هم دعوت کردیم و پاچه خاری...!

بیخیل دیگه...حوصله تون رو سر نمیبرم..

 

منتظر خاطره مدرسه رفتن من باشید!!

 

این 2 جمله هم تقدیم به همه دوست داران وفادار دلشکسته...

 

با عشق زمان فراموش میشود و با زمان هم عشق فراموش میشود.....؟

 

عشق باید شادی بخش باشد نه رنج اور.........؟




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آبان ۱۳۸۳

خوووب....امروز تولد منه،!.....

چندین سال پیش در چنین روزی به دنیا افتخار وجود دادم!

دنیا دختر نیست ها!! منظورم همین دنیاست!

 

اول این شعر رو به مناسبت تولدم بخونید....

 

 

برای روز میلاد تن من....نمیخام پیرهن شادی بپوشی....

 

به رسم عادت دیرینه حتی ...برایم جام سر مستی بنوشی...

 

برای روز میلاد م اگر تو.....به فکر هدیه ی ارزنده هستی....

 

(این قسمت رو با اونم!..)

 

منو با خود ببر تا اوج خواستن....بگو با من...که با من زنده هستی..،،

 

بگو با من که با من زنده هستی....

 

که من بی تو نه آغازم نه پایان..

توی آغاز روز بودن من....

 

نذار پایان این احساس شیرین...

بشه بی تو غم فرسودن من....

 

بشه بی تو غم فرسودن من......

 

نمیخام از گلای سرخ و ابی...برایم تاج خوشبختی بیاری....

 

به ارزش های ایثار محبت.....به پایم اشک خوشحالی بباری...

 

بذار از داغی دستای تنهام....بگیره هرم گرما بستر من....

بذار با تو بسوزه جسم خستم.......

 

(این قسمت رو داد بزنید و بخونید!)

 

ببینی آتش و خاکستر من....

 

تو ای تنها نیاز زنده بودن..

بکش دست نوازش بر سر من...

به تن کن پیرهنی رنگ محبت.....

اگه خواستی بیای دیدن من...

 

اگه خواستی بیای دیدن من...

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۳

 

بچه ها بیاین با خودمون رو راست باشیم...!

یه مدتی فکر کردم میخواستم آدم خوب تری ! بشم!..

بعد دیدم این همه خوب بودن خیلی سخته!!..

تصمیم گرفتم اگه بشه هر روز یه کار خوب..آره فقط یه دونه

بسه! انجام بدم....شما چی؟

بهتر نیست همین یه کار رو درست انجام بدیم دیگه

بیشترش پیشکشتون!

 

یه رفیقی دارم تو وبلاگش نوشته...

غم اگر ترکم کند........تنهای تنها میشوم؟

 

این 3 جمله هم تقدیم به شما...

 

زن گردنبند مرد است..! دقت کن چه چیزی به گردنت میبندی...

 

تولد هر کودک نشانه این است که هنوز خدا از انسان نا امید نشده...

 

ناپلون میگه....

از همه ان چیز های که میترسیدم به سرم آمد..! پس از هیچ چیز نترسید!




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۳

 عشق و ترس همسایه اند
هرگاه عشق بر ترس غلبه کند ؛ آدم معشوق می شود
و هر گاه ترس بر عشق غلبه کند ؛ آدم عاشق می شود
شاید به همین خاطر باشد که همه عاشق ها ترسویند و همه معشوق ها مغرور و خودسر
اگه ترس از دست دادن چیزی رو داری ؛ هیچوقت طرفش نرو
چون این ترس بلاخره یه روز تو رو از پا در میاره
حتی ؛ اگه اونو از دست ندی .
ولی اگه به ترست غلبه کنی ... همه چی درست میشه

>>>>>
http://albaloo.blogsky.com/

 

خوب این قسمت اول!...اما شرط میبندم این عکس رو از بازی ایران و آلمان ندید!

 

 

در جریان بازی روز شنبه بین دو تیم فوتبال ایران و آلمان یکی از تماشاگران در اقدامی تعجب برانگیز و غیر منتظره به داخل زمین وارد شد و پس از بوسیدن دست" ینس لمان" دروازه بان تیم ملی آلمان ،روی زمین نشست و بدون هیچ مقاومتی خود را تسلیم نیروهای امنیتی ورزشگاه کرد.
ایلنا/عکس:علی رفیعی/ساعت:21:11/تاریخ:18/07/1383

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۳

 

 

امروز چندتا جمله دارم با یه عکس...

اگه گفتین جمله ها از کیه؟؟شنبه جوابش رو میفهمید اگه نمیدونید...! اما جمله ها...

 

 

بهتره عاشق بشی و عشق ت رو از دست بدی

تا اینکه اصلاً عاشق نشی.....

   

...its better to have loved and lost than to have never loved at all

عشق رو فقط به خاطر اینکه به تو ابراز میشه قبول نکن

...بعضی وقت ها

 نمیدونی چه چیزی داری

تا از دستش میدی اون وقت میفهمی!

 

dont take your love for granted 

sometimes you dont know what you have

until you lose it

 

به معجزه اعتقاد داشته باش....              ...believe in miracles         

 

به همه طر فداراش...

دوستون دارم و اجازه نمیدم از پا بیفتید....

I love you and I wont let you down

 

جمله ها از andy بود! ببخشید بابت تاخیر!

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸۳

ازدواج از نگاهی دیگر!

 

بچه بحث رو علمی شروع میکنم!

من تو یه ترجمه به تعریف نیاز..خواسته..و..تقاضا برخوردم...

به تعریف بقیه کار ندارم ولی به تعریف نیاز.......need....توجه کنید...

چیزی که باید بر طرف شود...

حالا ما نیاز های زیادی داریم...به میل جنسی هم میگن نیاز.!؟

تا اینجا رو داشته باشید...میریم سراغ ازدواج.!...تنظیم خانواده من که یادتونه! تابستون..

استاد سر کلاس گفت بچه ها!اگه ازدواج نکنید به خودتون ظلم کردید!...

یعنی ازدواج هم

یک نیازه؟.....نمیدونم کدوم استادی بود که گفت..

.ازدواج تو دین هم واجب شده!

 

حالا میریم سراغ یه نیاز دیگه....نیاز به محبت کردن و محبت دیدن...

که در طبقه بندی

مازلو درجه سوم محسوب شده..

.یعنی پاین تر از نیاز جنسی!!...یعنی اول نیاز جنسی و سایرنیاز های فیزیکی

بعد نیاز های امنیتی...بعد نیاز های عاطفی....

حالا.....ما با دو تا نیاز سر و کار داریم که باید برطرف بشن طبق تعریف!

میبین که طبق الویت هم اول باید نیاز جنسی رو برطرف کنیم بعد بریم سراغ عشق و؟؟؟؟

در حالیکه همه ما منجمله خودم الویت رو میدیم با نیاز های عاطفی...

حالا شما رو رابطه ازدواج ..نیاز جنسی ..نیاز عاطفی.....فکر کنید..! نتیجه بگیرید

 

 

آیا ازدواج اجباریه؟؟

کدوم نیاز رو باید الویت بدیم؟

آیا اصلاً این دو نیازند؟؟به تعریف توجه کنید

 

فکر کردید..؟ حالا نظر دونی رو بترکونید!!!!

 

 

نظر خودم....متاسفانه خیلی وقت ها نیاز های ما در تضاد قرارمیگیرن..

یعنی نمیشه همشون رو با هم ارضا کرد،باید یکی رو انتخاب کرد...

مثل همین ازدواج.....

یعنی من به خاطر اون نیاز عاطفی نمیتونم دوباره ازدواج کنم

چون اگه به خاطر نیاز دیگم ازدواج کنم نیاز اولم رو تحت فشار قرار دادم...یعنی

اگه عاشق شدم و نشد با عشقم ازدواج کنم....نمیتونم دیگه ازدواج کنم

چون ارضای یه نیاز به قیمت نقض اون نیاز میشه....

نمیدونم..نمیتونم درست

توضیح بدم امیدوارم فهمیده باشید!

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۳

 امروز دوتا گزارش داریم!...

یکی از دوستان به سلامتی دماغ خود را عمل کردند!

گزارشش رو مینویسیم که ببینید چقدر سخته!

شاید چند نفر منصرف شدن!

گزارش دوم مربوط به دانشگاه بنده میشه!

دوباره ما رفتیم دانشگاه اعصاب خوردی هاش شروع شد!

 

1..گزارش عمل دماغ!

 

سلام دکـتر:         سلام خانوم 

 از کجای بینت شاکی هستی بینی به این خوشکلی!!!

 فقط قوزش رو اعصابم را میره

دکتر: مطمئنی میخوای عملش کنی؟!

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــله

دکتر: خوبه خوشکل میشه اما سخته اگه نازنازوئی،

 لوسی عمل بی عمل..!

 بی خیل تحملو واسه چی گذاشتن،...

دکتر: کلی سوالای مسخره بعدش رفت سراغ آزمایش

 نوشتنو،عکسو،ازاین جور چیزا.!

یه روز همه کاراشو کردم ودکتر گفت 26/6میری

 بستری میشی 27عمل....یه همتختی هم واسم پیدا شد

 جاتون خالی عجب دمــــــاغــی داشت

 اونم واسه زیبائی اومده بود،

بیچاره دکتر چقدر کارش سخت شده بود...

تا خود صبح خوابمون نبرد مخ همو تیلیت کردیم.!

داشتیم همدیگرو خر میکردیم

 که آره درد نداره و فلان و...

صدا جیق و دادی میومد که نگو.. !

یکی عمرشو داده بود به شما..

اینقدر ترسیدیم که دیگه کم کم داشتیم پشیمون میشدیم...!!!!

 همون موقع هم یه پرستاره هم با ابروها خفن،قیافه

خطرنـــــــــــــــــــــــــــاک اومد گفت

 واسه ساعت8 آماده باشید 2تا گان هم داد بپوشیم....

.وای خیلی ترسیده بودیم...اول اون رفت 3ساعت طول

 کشید،بعدش من بودم اینقده نذرونیاز کردم که ...

صدام کردن ،انگار دیگه نمیترسیدم داشتن آماده م میکردن

 واسه عمل.....!!هرکدوم از آدمای اتاق عمل میومدن

 یه دستی میزدن ویه چیزی میگفتن آخه دماق به این خوشکلی

 چشه،خودش یه مدله...!تمام بانمکیت به همینه،

ولی همه قول خوشکلتر شدنو بهم میدادن داشتن حرف میزدن

 که دیگه هیچی نفهمیدم...

وقتی به خودم اومدم دیدم مامان بابام دارن از خنده قش میکنن..!..!!

داشتم چرتوپرت میگفتم،

داداشم اومده بود ملاقاتم واسم ویس آورده بود!

 میدونست تا یه مدت نمی تونم حرف بزنم

 میخواست دقم بده بد جنس!

روزتوبیمارستان موندم ولی به خاطر مُسکنااصلاً دردنداشتم

کلاً هیچ مشکل خاصی نداشتم تا......

روزی که فیلتر کشون بود،......امــــــــــــــــــــــــــــــان

امــــــــــــــــــــــــــــان درد ناک تر ازاون نمشه..

گفت3روز دیگه بیا تا گچتو باز کنم رفتم واسه گچ باز کردن

 خداروشکر اصلاً درد نداشت ...ولی خدائی خیلی خوشکل شده با اینکه

 همش ورمه، نوکش هم روبه بالا نیست

 دیگه دمد شد، شده عینهو نخود....!!!الان هم چسب روشه تا 6هفته

دیگه..

«از من به هرکی میخواد عمل کنه:

سخته اما شجاع باشید»

البته واسه من سخت بود.

 

 

2.گزارش روز اول سال سوم دانشگاه!

 

 

خوووب...رفتم دانشگاه مثل همیشه..! پسرا که تحویل نگرفتن!..هر کسی با یار!

خودش مشقول!...بعد رفتم نمره ها رو دیدم! باز اعصابم خورد شد

دیدم بعضی ها نور چشمی بودن باز!...رفتم سر کلاس...استاد زبان

که باحاله! باهاش مشکلی ندارم!....کلاس 2..طراحی بیمارستان!..یه یارو

معمار خفن! اومده بود صداش در نمی اومد...کلی از خودش تعریف کرد!

ولی به نظر آدم پری می اومد!

بعد موقع ناهار شد! باز من تنها شدم!...دوستان با یاران! رفتن ده ده!

واای ساعت 3...فارسی...یارو استاد خفن! مخ ما رو تلیت کرد...از روس و انگلیس

و....گفت...تا ،...من نمیدونم داشت فارسی درس میداد یا تاریخ!

خلاصه....با مخ تلیت اومدم...اما نکته باحالش!....دوباره چشمم به جمال!

بعضی ها روشن شد! و دوباره یکی از عیب هام فرصت شکوفای پیدا کرد!

 

بگذریم....دوستان از این دو گزارش باید عبرت بگیرید! دماغ عمل نکنید..! تو دانشگاه

هم حرص نخورید! فایده نداره!....ها...؟ نظر شما چیه!؟

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ مهر ۱۳۸۳

خوب امروز میخوایم یه بحث کارشناسی در مورد چت و اسیب شناسی اون داشته باشیم..!

مهمان ما دکتر کورش ! هستن...

اول خلاصه ی از قسمت های قبل داستان رو براتون نمایش

میدیم...! برای کسانی که حوصله ندارن بخونن..

 

یه دختر نجیب..خجالتی...و مهربون بود....اولا کاری به چت و اینترنت نداشت..! اما یکی

از فامیلشون اغفالش میکنه..!این دختر مهربون قصه ما میره تو چت روم.!وای ی..

خلاصه با یه پسر مهربون آشنا میشه...هدف خاصی از چت باهاش نداشته...

ولی یهو میبینه پسره مهربون داستان ما عاشق شده..اونم خفن!

هر چی بهش میگه بابا من به درد تو نمیخورم...لیاقت تو رو ندارم و...

پسر گوش نمیده...میگه تو لایق بهترین عشق هستی و...

خلاصه...دختره میمونه چه کار کنه...تا این که پسره دق میکنه!

خود کشی و....دختره میره دلجوی....و بالاخره راضی میشه

تا فقط باهاش دوست باشه و از ازدواج و این حرفا خبری نباشه...

خلاصه این عشق پاک یا دوستی پاک هنوز ادامه داره....

ببخشید به خیال خودم با مزه نوشتم که از تلخیش کم بشه!

 

-خوب دکتر...نظر شما در مورد چت و این دوستی ها و عشق ها چیه..؟

 

- دکتر کورش به قسمت های مختلف بدنش فشار میآره!

 و بالاخره میگه...

 

به نظر من این ایراد جامعه ماست که امکان ارتباط و دوستی پسرا و دخترا

فقط به صورت مخفیانه امکان پذیره! و یکی از این راه ها چت هستش!

اولش همه (خیلی ها) به قصد ایجاد یک دوستی سالم شروع به چت

با جنس مخالف میکنن بعضی ها م واسه وقت گذرونی این کار رو میکنن

خلاصه هدفشون عشق و ازدواج نیست!هر چند الان 33% ازدواج ها

اینترنتی شده!

ولی چون خیلی از ما ( مثل خودم!) با جنس مخالف ارتباط کمی داشتیم..

و امکآن شناخت اهساسات خودمون و جنس مخالف رو به اندازه کافی نداشتیم..

ممکنه همین سلام و الک های معمولی به نظرمون عاشقانه بیاد!

خلاصه آره...!

- که این طور! اگه ممکنه بیشتر توضیح بدید!

- ببینید به نظر من اگه امکان ارتباط دو جنس در جامعه بیشتر بشه

البته از نوع سالمش! ما حد آقل در چت دیگه این مشکل رو نخواهیم داشت

و من کلاً چت رو به دلیل این که امکان شناخت کافی رو به طرفین نمیده!

و خرج هم داره!!! راه مناسبی برا ازدواج نمیدونم!...

-ببخشید دکتر از پشت صحنه به من اشاره میکنن که وقت ما تموم شده!

چه کار کنیم برنامه زنده همینه دیگه!

 

خوب با شما خداحافظی میکنیم...تا بعد...

منتظر  نظر شما بینندگان عزیز هستیم...




کلمات کلیدی :تک شماره ای و کلمات کلیدی :طنز




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۳

اینم چند بیت شعر از چند جا...!ولی قشنگن بخونین میفهمین...!


تو نگفتی با من از عشق.. قصه دل دادگی
من شدم پا بند عشقت رو صفا ی سادگی

اولین عشقم تو بودی
ای کلام آخرین
دست من باید بگیری در این افتادگی....

 

بیا ای یار که مجنون تو هستم
خراب لعل میگون تو هستم

نمی بوسم لب پیمانه می..
خرابان و جگر خون تو هستم

 


الهی کدام درد باشد از این بیش؟؟
که معشوق باشد توانگر عاشق درویش

من کیستم که تو را خواهم؟
چون از قسمت خود اگاهم

درد محبت تو بلا
و بلا از دوست عطا ست

 

 

آره بدون آهنگ زیاد به دل نمی چسبه.!حالا بگذریم...

 

من دوباره به یه خصلت ما آدما پی بردم.! که بهتر دیدم برا شما هم بگم

نظرتون رو بپرسم..

این در ادامه همون مطلب خوشبختیه!

هیچ توجه کردین..ما وقتی مشکلی برامون پیش

میآد...فکر می کنیم الان فقط ما این مشکل رو داریم...

اصلاً این سخت ترین حالته که ممکنه

برا یه نفر پیش بیاد...خلاصه فکر می کنیم که خیلی داره به ما سخت می گذره

و هیچ کس

تو این دنیا الان به اندازه ما رنج نمی کشه..!

 خلاصه تو سختی کشیدن با همه کل میذاریم.!

شما رو نمیدونم ولی این برا من که پیش اومده..!

مخصوصان در مسائل عاشقی ! که

ما فکر میکنیم چه قدر بدبختیم و این همه بلا فقط سر ما اومده!

حالا من فکر میکنم باید در اینجور مواقع یه کم واقع بین تر باشیم

یه خورده به مشکلات بزرگتر ! که ممکن بود پیش بیاد فکر کنیم،!

اون وقت باز جا برای

شکر کردن پیدا می کنیم نه..؟

 تازه احساس درد و رنجمون کمتر میشه میتونیم بهتر

تحمل کنیم...این داستان رو بخونید تا بهتر بفهمید..!

 

 

یه نفر از سفر که میاد میبینه خونش آتیش گرفته! زن و بچش مردن...!

یارو تا میبینه شروع میکنه به سجده و خدا رو شکر کردن..!!!

می پرسن چرا داری شکر می کنی..؟ میگه بلا ی بد تر این بود که خودم هم

خونه بودم و می مردم..!

 

 

نظر شما چیه؟؟

 

 

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۳

 

حتماً بعضی وقتا پیش اومده براتون که

 از وضع خودتون راضی نباشید و بگید ای

خدا چرا من باید اینجوری باشم...

چرا این جور که من می خوام نمیشه...خلاصه احساس

بکنید که خوشبخت نیستید...و نگران آینده باشید...

برا من هم پیش اومده...و بعضی وقتا احساس میکنم خوشبخت نیستم.

..و خیلی نگران آینده میشم..

ولی چه کار کنیم که این احساس نا خوشایند سراغمون نیاد.؟

من فکر میکنم...ما(هر کی که میتونه این نوشته رو بخونه)

 صرف نظر از همه مشکلاتمون جزو

خوشبخت ترین آدم های دنیا هستیم..می پرسی چرا..؟

 این آمار رو بخون...

چون منبعش رو پیدا نکردم اونی که مینویسم تقریبیه

..ولی خیلی نزدیک به واقعیت..

 

میدونستی تو جزو 1% مردم دنیا هستی

 که به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داری؟

 

میدونستی همین که میتونی بری سر یخچال! و یه لیوان آب.!

 یا مثلاً یه سیب بخوری از یک میلیارد نفر خوشبخت تری..!

 

میدونی همین که سواد داری و میتونی اینا رو بخونی

 باز هم از یک میلیارد نفرخوشبخت تری؟

 

میدونی همین که میدونی شب موشک نمیاد توسرت !

 از چند ملیون نفر خوشبخت تری؟

 

از همه مهمتر این که اگه سالمی و هیچ چیت نیست

 از بیش از یک میلیارد نفر خوشبخت تری.

.....................

این آمار ها زیاده..ولی فکر کنم فهمیده باشی چه قدر خوشبختی.

..اون منبع نتیجه گرفته بود..

که ما جزو 10% مردم خوشبخت دنیا هستیم..!

 شاید یه کم اغراق باشه ولی من که حالا میفهم چه قدر خوشبختم..

 

و فقط میگم..

.خدایا بی نهایت شکرت..

 

این دو جمله رو هم یادتون باشه...

 

1..خوشبخت کسی نیست که بهترین چیز ها را دارد،

خوشبخت کسی است که از چیز های که دارد

بهترین استفاده رو بکند

 

2..تو همان قدر خوشبخت هستی که فکر می کنی...

 

راستی نظر شما چیه؟




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸۳

خیلی حالم گرفته شد..!

 این مطلب رو دیروز نوشتم الان دیدم پاک شده..!!

 دوباره مینویسم..خدایا این پرشین بلاگ رو....

بگذریم....آقا ما...یعنی من و دوستم..رفتیم در بند...!

جای دوستان خالی....

اول راه این افسر ها بودن و bf ها gf رو چک می کردن..!

من هم نگا میکردم صفا..!بعد فهمیدم که پیر شدم.!!!!..

.غم عشق منو پیر کرده...به زور رفتم بالا...البته بالا ها.!!

اما تو راه چه چیزا دیدم..! خودش یه سفّر نامه میشه..!

اول این که همه دو نفره بودن دست در دست هم ...وا چه رو مانتیک.!.

..تا اینجاش فقط یه خورده حسودیم شد..!

ولی بعد که یه خورده به چشم خواهری به این خواهرا نگا کردم.!

 فکر کردم اینجا پاریسه...!واای یه مانتو های دیدم اندازه جلیقه من...!

 و مثل چی تنگ...!!

من فکر کردم اینا چه جوری اینا رو در میآرن.؟؟

اون جور که چسبیده دیگه باید با چاقو کندشون!

بعد هم یه کشف جدید کردم.!فهمیدم این دختر های ما چه بی ریان...!!

نمیخوان چیزی رو از کسی پنهان کنن..!

ظاهر و باطن یکیه.!همونی که هستن رو نشون می دن..! افتاد..؟؟؟؟

خلاصه....این بود دربند رفتن ما...

 

حالا شما بگید این وضع لباس خوبه..؟چرا من اینجوری شدیم..؟ چه کار باید بکنیم..؟

منتظر محبت هات دوستان هستم....

 

راستی....دلکش در گذشت..

..اینو دوستان e-mail زدن.....

بردی از یادم....................یادتونه....این دلکش بود..




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۳

از این به بعد سعی میکنم که

 مطالب کوچیکتری بنویسم

 که وقت شما رو کمتر بگیره..!

 البته فقط سعی میکنم..!!

 

 

حتماً تا حالا براتون پیش اومده

 بخواین با یه گروه از دوستان که بر حسب اتفاق

دختر و پسر با همن برین گردش...!

 بعد یه دوست قدیمی هم زنگ میزنه میگه..

.فلانی بیا بریم سینما..! یا بیا کمکم امروز کار دارم ...!

چه کار میکنی.؟؟؟

 

 

یک تجربه.....

بچه ها از من به شما وصیت..!

هیچ وقت به دوستای دخترتون یا دوست پسرتون( کلن دوست

جنس مخالف) بیشتر از دوستای قدیمیتون اهمیت ندید..

چون در نهایت این دوستای قدیمی

هستن که میمونن..! حتی وقتی ازدواج کنید..!

 باور نداری از متاهل ها بپرسید...!

 

 

 

و حالا یه تجربه متناقض..!

 

وقتی حرف gf یا bf پیش میآد

 رو نزدیک ترین دوستاتون هم حساب نکنید...!

چون شما انتخاب دوم هستید..!ا

البته ناراحت نشید..به قول اون شعر....

 

 

گلایه ی ندارم...

..این بازی زندگیست....

 

 

نظر شما چیه..؟؟؟

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۳

سخنانی از‌ گابریل گارسیا مارکز

برای زندگی......نظر شما چیه..؟


۱-دوستت دارم نه بخاطر شخصیت تو،

 بلکه بخاطر شخصیتی که

من هنگام با تو بودن پیدا میکنم.


2 – هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد

 و کسی که چنین ارزشی دارد

 باعث اشک ریختن تو نمیشود.


3 – اگر کسی آنطور که میخواهی دوستت ندارد،

 به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

.
4 – دوست واقعی کسی است که

 دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.


5 – بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است

که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.


6 – هرگز لبخند را ترک نکن

حتی وقتی ناراحتی

، چون هر کسی امکان دارد

عاشق لبخند تو شود.


7 – تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی،

 ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.


8 – هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست

 وقتش را با تو بگذراند، نگذران.


9 – خدا خواسته است که

 ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی

 و سپس شخص مناسب را.

 به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکرگزار باشی.


10 – به چیزی که گذشت غم مخور،

 به آنچه پس از آمد لبخند بزن.


11 – همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند.

 با این حال همواره به دیگران اعتماد کن

 و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده

، دوباره اعتماد نکنی.


12 – خود را به فرد بهتری تبدیل کن

و مطمئن باش که خود را میشناسی،

 قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی

 و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.


13 – زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار،

 بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد

 که انتظارش را نداری

 

Saturday, August 03, 2002

 

 

سخن هفته:

کسی که دوست می داری

 همه حقی بر تو دارد

 از جمله این که

 دوستت نداشته باشد

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۳

آقا من تابستون واحد تنظیم خانواده گرفتم...!

بعد داشتم جزوه می خوندم.! دیدم نوشته...


در اسلام تنظیم روابط جنسی

 بر دو اصل استوار است.

.یکی تولید مثل از راه حلال ودیگری

ارضا از راه حلال...!!

 فکر کنم منظورش صیغه باشه نه..؟


حالا برا من این سو ال پیش اومده..

.ارضا از راه حلال با نا حلال فرقی داره.؟

وقتی دو نفر برن محضر صیغه کنن

 بعد رابطه د اشته باشن میشه حلال..!

 ولی اگه این محضر رو نرن و اون چند ساعت رو صیغه نباشن

 حلال نمی شه!!


کسی می تونه برا من توضیح بده این چه جوریه اوضاعش؟

اصلاً چرا امر مقدس ازدواج رو محدودکردن به رابطه جنسی.؟

 
اگه من درست نفهمیدم بگید درستش رو!..

میدونید که من از اسلام زیاد اطلاع   ندارم..

 

در واقع نوعی تایید sex هست..فقط قانونیش کرده نه.؟


راستی نظر یادتون نره 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۳

اینم دومین طلا ی ما....

همونا که واسه حسین نوشتم

..واسه هادی هم بخونید....

الان دوباره همه ایرانی ها

 تو دنیا خوشحال شدن...

باور کنید هیچی

 با شادی ملی قابل مقایسه نیست...

 




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۳:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ شهریور ۱۳۸۳

 

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی

  هر لحظه به دام دگری پا بستی

 

گفتا شیخا هر آنچه گویی هستم

 اما تو چونان که می نمایی هستی؟

                                                                    

   حکیم عمر خیام

http://yar-mehraban.persianblog.ir/

 

 

      این هم یک فرهنگ لغت جدید

آدامس:تنها چیزی که توی دهان خانمها بند میشه

آدم خوار:انسان دوست افراطی

احمق:کسی که دختر همسایه را در تاریکی نبوسد

اوراقچی:تنها موجودی که در دنیا زنها را بهترین رانندگان می داند

ایده آل:شوهری که بتواند با زنش به همان دقت وملایمتی

 که در مورد اتومبیل تازه اش دارد برخورد کند

بزبیار:فلک زده ای که زنش زشت باشه و کلفتش بیریخت

بوسه:تصادفی که فقط یه سیلی به آدم ضرر می زنه

چشم:عضوی که چشم چرانها با آن ارتزاق می کنن

دوران تجرد:دورانی که برای مردها بعد از ازدواج شروع میشه

زوج ایده آل: مرد کر و زن لال!!

سینما:جای که پشت سر شما حرف می زنن

سرخ پوست: مردخوشبختی که وقتی زنش اورا می بوس

د صورتش ماتیکی نمی شه

معجزه:دخترخانمی که زنگ آخر جیم بشه و به سینما نره

موش:خانمهای که نصف شب

 به جیب شوهرهایشان شبیخون می زنن

هالو:شوهری که دستکش ظرفشویی را

بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخره

 

http://ezrail8000.persianblog.ir/

 

 

در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد

در یک ساعت می شه کسی رو دوست داشت

 و در یک روز می شه عاشق شد

ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد.....

 

http://delemast.persianblog.ir/




کلمات کلیدی :طنز و کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۳

تبریک به رضا زاده و همه ملت ایران...

 دوباره این غرور ملی ما که زخمی شده بعضی وقتا ...حسابی ترمیم شد...

میشه از اهن و فولاد

 یه گل محمدی ساخت....

این کاریه که حسین کرد

این اولین بار بود که به پیروزی کسی حسودیم نشد!!

 باور کن راست میگم...!!!




کلمات کلیدی :تک شماره ای




نویسنده : کورش ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۳

 خواب دیدم که با خدا مصاحبه می کردم...

خدا از من پرسید: « دوست داری با من مصاحبه کنی؟»

پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشید»

خدا لبخندی زد و پاسخ داد:

« زمان من ابدیت است...

چه سؤالاتی در ذهن داری

 که دوست داری از من بپرسی؟»

من سؤال کردم:

 « چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟»

خدا جواب داد....

« اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند

و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند.

..و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند»

«اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند

 و سپس پول خود را خرج می کنند

 تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند»

«اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند

 و حال خود را فراموش می کنند

به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند»

«اینکه به گونه ای زندگی می کنند

 که گویی هرگز نخواهند مرد

 و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند»

دست خدا دست مرا در بر گرفت

و مدتی به سکوت گذشت....

سپس من سؤال کردم:

«به عنوان پرودگار

، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟»

خدا پاسخ داد:

« اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد

. تنها کاری که می توانند انجام دهند

 این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند»

« اینکه یاد بگیرند

 که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند»

«اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند»

« اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد

 ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد

 تا این زخمها التیام یابند»

« یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست

 که بیشترین ها را دارد

بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است»

« اینکه یاد بگیرند

 کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند

 اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند»

« اینکه یاد بگیرند

دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند»

« اینکه یاد بگیرند

کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند»

باافتادگی خطاب به خدا گفتم:

« از وقتی که به من دادید سپاسگذارم»

و افزودم:

 « چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟»

 

خدا لبخندی زد و گفت...

«فقط اینکه بدانند

من اینجا هستم»

« همیشه»

 

 

 


این متن ترجمه ای است از مصاحبه ای خیالی با خدا که از سایت www.interviewwithgod.net  اقتباس شده است. اگر می خواهید این فایل را بر روی کامپیوتر خود download  کنید تا بتوانید آنرا بدون نیاز به اتصال به اینترنت مشاهده نمایید اینجا را کلیک کنید. (حجم فایل: 1.22mb)

 

نظرات شما عزیزان؟؟؟؟




کلمات کلیدی :تک شماره ای و کلمات کلیدی :متفرقه




نویسنده : کورش ; ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۳

ببینید ابی در مورد عشق چی گفته....

اینم منبعش..!

 

 

 شب نیلوفری 

عشق در نهایت زیبائی خطرناک هم هست ولی بدون عشق زندگی ما هیچ پایه اساسی نداره و به

خطرش می ارزه و چه بخوایم چه نخوایم دامنمونو میگیره. خطر شیرینیه. وقت گل کردن رویاست. 

نیستی اما یادت اینجاست. به تو میرسم از این شب نیلوفری بتو میرسم من از این راه خاکستری.

به تو که خاطره هام رو به همیشه میبری. میرسم به تو دوباره . .




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر و کلمات کلیدی :تک شماره ای