نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩

1- می بینم که همه فکر و ذکر تون اون عروسی و احتمال دیدار
من با SH بوده و تو کامنت ها مدام سؤال می کردید محض اطلاع دوستان
باید بگم عروسی انجام شد و من نرفتم و البته SH هم به ایران نیومد!
و اصولاً من از گرفتن یه تصمیم سخت برای دیدن یا ندیدنش راحت شدم!اوه
البته ناگزیره چون از قدیم گفتن آدم به آدم می رسه حتی تو 82 سالگی!

2-یکی از مهم ترین دلایل اینکه عشق من و SH به ازدواج منتهی
نشد این اختلاف سنی حدود 6 سال ما بود که اون بزرگتر از من بود
داشتم داستان زندگی می خوندم که پسره با همین شرایط گفته بود
ای بابا این که چیزی نیست خدیجه هم از پیامبر 15 سال بزرگتر بود! اگه
ما هم مسلمون و مذهبی بودیم می تونستم به عنوان یه دلیل خوب
ازش استفاده کنم!خیال باطل

3- توی CNN داشت نشون می داد یه قسمت هایی تو هیمالیا زن هاشون
چند شوهره هستند! همه برادر ها با یک زن ازدواج می کنند تا زمین خانوادگی
تقسیم نشه و ثروتشون کم شه. خیلی هم زندگی فقیرانه ای داشتند و اینا
ببین کار آدم ها به کجا می رسه که عشق و ازدواج رو تا حد یه سنت برای
حفظ زمین های خانواده پایین میارن...



4- تو خبر ها خوندم میانگین سن مرگ تو تهران شده 49 سال!! با این
حساب نصف بیشتر عمرم رفته! یه نکته دیگه هم در مورد مرگ و زندگی
اینکه آدم فکر میکنه این بچه هایی که معلول به دنیا میان آخه چه گناهی
کردن؟ جواب اینه که احتمالاً تو زندگی قبلیشون گناه کردند! من هم نمیدونم
تو زندگی قبلیم چه غلطی کردم که این عذابم شده!ناراحت

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)


5-قانون بقای نوستالژی! افسوس

6- وای به حالم... افسوس

7-قابل توجه بی وفایان! افسوس

عاشقانه های کورش برای SH
درد عشقت کرده پیرم....اما باور کن می ارزه...افسوس

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۸

1-صبح جمعه زنگ میزنن از خواب بیدارت میکنن که آقا بیا این کامپیوتر ما
به ... رفته!سبز درستش کن با خودم میگم حالا نمیشد ظهر یا عصر زنگ بزنه؟
بعد که میرم اونجا تا قبل از ظهر 2 نفر میان که اگه من نبودم کارشون لنگ
می موند تو این روز تعطیل! میگن هیچ چیزی تو دنیا اتفاقی نیست همینه!
امیدوارم رضایتی که اونها پیدا کردن هم یه جایی به درد من بخوره!

نکته! حس متفاوت در مورد یک موضوع در سه مطلب زیر به علت زمان مختلف نگارش! اونهاست.
2-خاصیت وبلاگ اینه که باید مربوط به حال و هوای زمانی باشه که
داری میخونیش! پس چاره ای نیست که در مورد ان+تخابات نوشت!
آقا من تو پست قبلی گفتم اگه تق+لب کنید ان+قلاب میشه! این همه
ملت اومدن رکورد زدن که به شما نه بگن! رأی ما رو دزدین حالا باهاش
پز میدین!؟عصبانی آقای فلانی بدکاری کردی مخالفانت رو تحقیر کردی. خس و
خاشاک؟ امیدوارم مردم با فرهنگ ایران چنان درسی به همه دنیا بدن
که دیگه هیچ کس جرأت نکنه عده ای رو تحقیر کنه! یاد شطرنج برره ای
می افتم..طرف نمیتونه بازی کنه مهره ها رو داغون میکنه میگه من بردم!
با تشکر از این وبلاگ بابت عکس



3- این صفت های من کم بود یکی دیگه هم باید بهش اضافه کنم!
وفادار دلشکسته مرده نا امید! آقا گول خوردیم بد جور گریههمه با شور
و شوق رفتیم رکورد حضور 85 درصدی زدیم که بعضی ها پرزیدنت نمونن
ولی رسماً بهمون گفتن ...! عصبانیاگه ان+قلاب نشه دیگه امیدی به اصلاح
این مملکت ندارم البته چند روز دیگه یادم میره ولی الان خیلی دپرسم
کاش اینا شعر شطرنج داریوش رو خوب گوش داده بودن و دست از تحقیر
و توهین
مردم بر می داشتن..یادشون رفته که اون شا+ه که به صد مهره
نمی باخت...تاج رو از سرش تو میدون، لشکر پیاده انداخت

4-عشق من Splinter Cell بالاخره داره میاد! توی تبلیغش میگه: اگه
بیش از حد ظرفیت یه نفر بهش فشار بیارن مستعد انجام هر کاری میشه!
شخصیت این بازی یه جاسوسه اما پابند به اخلاق! ولی با قتل دخترش
حالا یه آدم وحشی شده! تعمیم بدید به شرایط امروز..نباید کاری کرد
که این مردم پابند به اخلاق وحشی بشن! بیش از حد ظرفیت مردم
نباید بهشون زور گفت!

5-یک مشکل عجیبی در خواب هام بود که از چند وقت پیش شروع
شد و یه مدت خبری ازش نبود ولی باز شروع شده! کسی که من بهش
احساسی ندارم و فکر نمیکنم مرتب میاد تو خواب من همش هم خواب
می بینم یا داریم ازدواج میکنیم یا ازدواج کردیم و مربوط به مسایل بعدشه!نیشخند
فکر هم نمیکنم اون طرف اصلاً به من علاقه ای داشته باشه و فکر کنه
موندم پس علت چیه! طلسم و جادو!

6- خواب وصالش رو دیدم! وای عجب صحنه ای بود!خیال باطل گریه کنان رفتم تو
بغل ش! هی گفتم آخه چرا واسه چی این همه منو عذاب دادی؟ حرفی
نداشت برای گفتن فقط سرشو انداخته بود پایین...از اون لحظه هاست
که حاضرم همه زندگیمو به خاطرش بدم تا همچین اتفاقی بیفته و بمیرم
راستی تا حالا فکر کردی اگه قرار باشه همه زندگیت رو با یک لحظه معامله
کنی اون لحظه چیه؟

7-خارج نشین ها این روزا میگن نگفتیم؟ هنوزم نمیخواین بیاین اینور؟
در جواب باید گفت: گفتا ز که نالیم...که از ماست که بر ماست

عکس روز! ایول به غیرتت..

عاشقانه های کورش برای SH
گفتم توی دنیا هیچ کی مثل تو نمیشه...تو به حرفای من دوباره خندیدی

سخن روز!    آن خس و خاشاک تویی!    پست تر از خاک تویی!
                   شور منم نور منم          عاشق رنجور منم

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸

1-تقریباً همه وبلاگ نویس ها با این مشکل روبرو هستند که اگه
وبلاگشون توسط آشنا ها کشف! بشه اونوقت چیکار کنند...من در
مورد خودم میتونم بگم دیگه خیلی نگران این قضیه نیستم!خمیازه چون این حرفا
هم بالاخره باید زده بشه چون نمیتونیم میایم تو وبلاگ مینویسیم حالا
اگه اینجوری به گوش مخاطبش برسه هم بد نیست! در مورد خودم باز
بگم که به قول شاعر: بزار همه بدونن،همه مردم این شهر.. که دل تو سینه
شده پژمرده، پر پر...
بالاخره واقعیتی هست که خودش تو به وجود اوردنش
نقش اساسی داشته بزار بدونه هر چقدر هم تلخ باشه(شاید هم نباشه!)

2-عقاب وقتی به 40 سالگی میرسه سنگین و پیر میشه دیگه نمیتونه
شکار کنه باید انتخاب کنه: یا بمیره! یا یک فرایند دردناک 150 روزه رو
برای تغییر طی کنه.میره بالای کوه نوک و چنگال هاشو به سنگ
می سابه تا کنده بشه بعد پر هاشو می کنه...5 ماه صبر میکنه و تولدی
دوباره با پر و نوک و چنگال جدید سی سال دیگه زنده می مونه!
...دل شکستگی هم همینه..تنها راهش اینه که طی یک فرایند دردناک
قلبت و خاطراتت رو تیکه تیکه بکنی بندازی دور تا دوباره زنده بشی..
من که ترجیح دادم بمیرم! تو چطور؟




3-موج سبز ما رو هم گرفت! از شهر های دیگه خبر ندارم ولی تهران جو
ان+قلابی داره! واقعاً حیفه این همه جوون مایوس بشن.همه خواستار تغییر
هستند و اگه پرزیدنت فعلی رأی بیاره دو نتیجه داره که برای هر دوش متاسفم!
یا اینکه تق+لب شده...یا اینکه مردم ما واقعاً از این وضع راضی هستن!
وقتی رفتم دانشگاه دقیقاً دو تیکه بودن جامعه رو حس کردم قبلش فکر
میکردم اکثریت ضد ... هستند ولی دیدم نه واقعاً نصف جامعه مذهبی هست
و با رأی دادن خودش نظرش رو به اون یکی نصفه که رأی نمیده تحمیل میکنه!
خوشبختانه جوی که الان هست همه میخوان برن رأی بدن و این دفعه واقعاً
میتونن حماسه بیافرینن!با مناظره ها هم کلی حال کردیم بعد چهار سال
یه نفر پیدا شد به بعضی ها بگه ساکت! یه نفر دیگه هم پیدا شد حرف دل
و دق دلی مردم رو سر همون بعضی ها داد بزنه! اما همون بعضی ها به
سنگ پا گفتن زکی...قضاوت سخته و مسئولیت داره واسه همین سعی
میکنم هیچ وقت قضاوت نکنم ولی میتونم بگم ازش خوشم نمیاد! همین

4- اصولاً روز های تعطیل اینترنت هم تعطیله! آمار سایت ها میاد پائین
فکر میکردم چرا اینجوریه که یکی از دوستان کشف کرد که آقا! نصف
ملت از اینترنت مجانی سر کارشون استفاده میکنن! واسه همین روزای
تعطیل اینترنت هم تعطیل میشه! ولی نتونستیم کشف کنیم که این
اینترنت تو اداره ها به چه دردشون میخوره!

5-چند روز پیش یه هواپیمای ایر فرانس ناپدید شد! اولین چیزی که به ذهنم
رسید این بود که نکنه لاست واقعی باشه! نیشخند

6-اینقدر گوگل و نشنال جیو گرافی و امثال اونا واژه مجعول خلیج عر..رو به
کار بردن که که وقتی گزارشگر آلمانی میگه پرشین گولف ذوق میکنم!
بازم دم آلمان گرم که بین این ابرقدرت ها منصف تر از بقیه هستقلب

7-نمیدونم تأثیر رفتن تو فاز خدا و اینا بود یا تأثیر راز! یک ماهی هست
کار جدیدی رو شروع کردم که هم توش مهارت دارم هم دوستش دارم
و هم اون رقمی رو که بهش فکر میکردم درامد دارم! خلاصه مدتیه
شکر گزار شدیم!

عکس روز! وفاداران مزدوج!

عاشقانه های کورش برای SH
تو معنای یه احساس قشنگیقلب

سخن روز!  همواره حقیقت را باید با دلی ساده و عاری از غش جستجو کرد

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر و کلمات کلیدی :کمی احساسی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧

1-نمیدونم تعداد متکدی ها زیاد شده یا زیاد به تور من می خورن!
و این شده دردسر برای من..از یه طرف من حساس! هی دلم میخواد
بهشون یه پولی کمک کنم..از یه طرف دیگه همش میگن به اینا کمک
نکنید اینا کلاهبردارن!نگران و آدم واقعاً نیازمند نمیاد اینجوری پول بگیره..
خلاصه این وسط آدم می مونه چیکار کنه!

2-شهرداری تابلوی قشنگی گذاشته که تو این زمستون به بی خانمان
ها کمک کنیم تا از سرما نمیرن! البته بی خانمان های خودمون نه کشور
های دوست و برادر و اینا...البته غزه رو هم فراموش نکرده و این عکس رو
برای تحریک احساسات مردم گذاشته! اما چیزی که در مورد این عکسه اینه
که من یادمه خودم این عکسو پیدا کرده بودم و گذاشته بودم قبلاً تو وبلاگ!
اما موقع جنگ لبنان! و این دختره لبنانیه نه فلسطینی! نمیدونم شما هم
یادتون می آد؟




3-باز هم دارم میرم سر کار! باز هم خسته برمیگردم و کسی منتظرم نیست..
باز هم با آدم های اکثراً متاهل! دمخور میشم..حقوقی گرفته و پس انداز میشه
نه خرج برای زندگی..خلاصه ش که نبودنش بیشتر حس میشه..افسوس

4-به واسطه کارم با دخترای زحمت کشی همکار میشم! دخترایی که مثل مرد
کار میکنن فرصت آرایش! و اینا ندارن ساعت کاریشون زیاده..ساده هستن و
ادا اطوار ندارن...ولی حتماً آرزوهای بزرگی دارن! فکر کنم یه پست مدیریتی - نظارتی
تو یه کارخونه و کار کردن با این آدما سخت تر ولی بهتر از همکار شدن با
بلوتوث بازان باشه! پانوشت: در این شماره کمی از آرایه ادبی اغراق استفاده شده!

5- رفتی ولی یادت باشه...اینجا یکی می مرد برات
باور نکردی عشقشو....حتی قسم می خورد برات

6-دوباره خوابش رو دیدم..خواب دیم با کمال پر رویی! اومده میگه که..
رقیب عشقیت میخواد تو رو ببینه! میای؟ من هم در کمال خونسردی
سکته کردم مردم!فرشته

7-بی بی 30 فارسی هم به سلامتی راه افتاد! معلوم نیست چه خوابی
برامون دیدن..شروعش که خیلی خوب بود با برنامه های با کیفیت..ماهواره دارا
حتماً برنامه های غیر خبریش رو بببین! چیزای جالبی توش پیدا میشه مثل مستند
دماغ! دختره داشت میگفت دیگه عمل دماغ از مد افتاده! رفتن سراغ اندم های
پایین تر! نیشخند

عکس روز! صف خرید بلیط مترو! بابا از بلیط اعتباری استفاده کنید..

عاشقانه های کورش برای SH
سیاه گیسو ، واسه چشمات ، همون رسوای دیرینه م...
                    اسیر عشقم و از خود یه عاشق تر نمی بینیم!

سخن روز! هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧

1-هشتاد تا هشتاد و هفت! هفت سال از آخرین روزی که دیدمش و دلم
رو شکست گذشت..افسوسهفته آخر دی ماه..سال هشتم هم شروع شد و
معلوم نیست تا کی باید روزها رو بشمرم..به گذشته بر میگردم...به
سراغ خاطراتم...آتیش زیر خاکستر دوباره روشن میشه..هر جای دنیا
که باشی دله من تو رو میخواد..تو که رفتی ولی عشق می مونه..

2- غیر از دوست داشتن زیاد و وفاداری و این چیزا چیزی که باعث میشه
فکر کنم sh عشق واقعی و اول و آخرمه اینه که به خاطر اون داشتم
بعضی خصوصیات بد اخلاقیم رو اصلاح میکردم و یه آدم دیگه ای می شدم
چون میخواستم شایسته اون باشم ولی افسوس که نخواست..

3-این عکس امکان نمایشش نیست! پس به صورت لینک ببینید! (مثبت ایجده)
جالبه که هیچ کدوم کاری به هم ندارن! اینم یه تعریفه از آزادی! خوبه ولی
فکر نکنم ما هیچ وقت تحمل همچین آزادی رو داشته باشیم! تو چی فکر میکنی؟

4-دوستی کامنت داده بود که یکیو پیدا میکنی که همه چیو
باهاش تقسیم کنی حتی غم sh! دقیقاً سؤال اساسی اینجاست
اصلاً اون بنده خدا چه گناهی کرده که این غم باهاش تقسیم شه!متفکر

5-خیلی با این تیکه شعر شطرنج داریوش حال کردم که میگه:
تاج و تخت شاه دیروز ، در قلعه شون نمی شه!
                      به خیالشون که این تاج ، سرشونه تا همیشه!
یادشون رفته که اون شاه ، که به صد مهره نمی باخت..
                      تاج رو از سرش تو میدون ، لشکر پیاده انداخت
متاسفانه افراد زیادی رو نمی شناسم که شطرنج بلد باشن! و
این واقعاً باعث تاسفه که چرا از بچگی به جای مثلاً قایم باشک بازی
شطرنج یاد بچه ها نمیدن!؟

6-شاید یه دلیل دیگه برای اینکه آرایش نکنید! این باشه که اینطور
ببینم آرایش رو برای پوشاندن عیب ها انجام میدن..پس کسانی که
آرایش نمی کنن زیبا هستن و لازم ندارن!

7-طرف رفته بود خواستگاری..گفته بود ماهی یک و نیم درامدمه و
مغازه دارم...بعد معلوم میشه منظورش از یک و نیم صد و پنجاه! بوده
و تو مغازه هم پادوهه!خنده

عکس روز! یه نمونه دیگه از همون ساحل!

عاشقانه های کورش برای SH
دلم میخواد بذرام سر رو شونه ت...ببارم نم نم دلگیر بارون

سخن روز! نداریم

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :سالگرد و کلمات کلیدی :کمی احساسی تر و کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧

1-با خوندن یک سری مطالب و وبلاگ ها به این نتیجه رسیدم که
برای یک زن مهمترین چیز عشق و علاقه همسرش به اونه و اگه از
این مطمئن باشه میتونه چیزای دیگه رو تحمل کنه حتی خیانت فیزیکی!
با این حساب پیش خودم فکر کردم من که این همه sh رو دوست داشتم
پس چرا..؟
افسوس آیا نمی دونست یا شک داشت یا با بقیه فرق داشت!

2-یک مبحثی هست به اسم mercy kiling که توش کسیو که داره زجر
میکشه خلاص میکنن! اگه از خود آدم بپرسن خوب احتمالاً راضیه! ولی
وقتی بخوای در مورد دیگران تصمیم بگیری سخت میشه قضیه..تو بازی
جدید سایلنت هیل همچین تصمیمی رو به عهده شما می ذارن! اونم
در مورد مادرتون! مادرتون چند ثانیه دیگه با درد زیاد کشته میشه آیا
با یه تیر خلاصش می کنید و نمی ذارید درد بکشه یا مثل من نمی تونید؟
نگران


3-خواب های من نه تنها بعضی ها رو کشته! دیگه خودم رو هم داره می کشه!نیشخند
تو جدیدترین خوابم! این دفعه خواب دیدم که با خواهرش ازدواج کردم! حالا چطور
اون راضی شده بود نمی دونم! ولی این تنها راه بود برای دوست داشتن مدل
خواهر برادری! البته خواهرزنی...حتماً خودش ازدواج کرده حالا به فکر ازدواج منه!
دل شکسته
هی اینو اون رو می فرسته به خواب من! ولی باید بهش بگم که
فایده نداره باید خودت بیای! الکی نیست که میگن بنی آدم اعضای
یکدیگرند...مثلاً تو قلب منی دیگه..
قلب

4- نمی دونم که این اثر دانشگاه بود یا چیز دیگه ولی بعضی ها دو تا اسم داشتن!
یکی اسم شناسنامه ای یکی هم اونی که خودشون دوست داشتن..
اما قضیه جایی جالب شده بود که یه بار استاد گفت یکی از بچه ها لیست کلاس
رو بنویسه بده بهش..اونوقت یکی از پسرا لیست رو نوشت نمیدونم از رو خود
شیرینی بود یا حواس پرتی! ولی اسم اون دخترا رو اسم دومشون رو نوشته بود!
قیافه بعضی ها موقع خوندن اسمشون جالب شده بود!
خنده

5- طعم بارون...توی دریا؟
خیال باطل

6-یه مطلب جالب در مورد انیشتین و راننده ش! اینجا بخونید

7-داشتم این گزارش رو می خوندم که آخرش نوشته بود:
موهایش را "مش" کرده بود...یهو یاد sh افتادم که یه بار موهاشو
مش کرده بود چقدر قشنگتر شده بود..یه تصویر قشنگ تو ذهنم
زنده شد..
راستی مش همونه که چند تا شاخه مو رو رنگ می کنن؟
ببین چی منو یاد چی می ندازه...گزارش مترو کجا sh کجا..
واسه همینه که هیچ وقت نمی تونم فراموشش کنم

معرفی: یادداشت های دختر دست فروش مترو مدتیه که راه افتاده!
"وبلاگ هایی از جنس زندگی" همیشه می تونن جالب باشن مثل مال من!
نیشخند

فال روز!احساس می‌کنی که دل دیگر مرده است! اما چنین نیست باید این پرنده زندانی را به باغی برده تا شاد شود. آن وقت خواهی دید که چطور نغمه‌سرایی می‌کند!

عکس روز! نکن شیطون!

عاشقانه های کورش برای SH
میخوام که تاج مروارید روی موهات بذرام..
قلب

سخن روز! ازدواج چیزی جز یک دوستی که به تصویب پلیس رسیده است نیست 

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٧

1- من از یه لحاظ شانس اوردم و اونم اینه که دختر نشدم!خنده چون وفادار
دلشکسته دختر بودن سخت تر از پسر بودنشه! دلیلش هم اینه که اگه یه
دختر بخواد وفادار بمونه برای همیشه بعداً این انگ بهش میخوره که ترشیده!
و کسی نیومده بگیردش! کم درد داره کنایه های اطرافیان هم بهش اضافه میشه
ولی خوشبختانه جنس پسرا خوبه و نمی ترشن! تازه هر چی سنشون میره بالا
میگن پخته تر شده و بهتره!نیشخند لطیفه ای هم هست که میگه میدونی فرق دختر
ترشیده با پسر ترشیده چیه!؟ فرقش اینه که دختره بر خلاف هم جنس هاش
نتونسته ازدواج کنه ولی پسره موفق شده بر خلاف هم جنس هاش ازدواج نکنه!

2-براتون میکسی تهیه کردم از عاشقانه ترین تیکه های اجرا شده تو کنسرت
کداک اندی! و این عکسی هم که می بینید اندی هست در حال فریاد زدن این:
 پس از تو، دل، نمی بازaaaaaaaaaaaaaaم علاوه بر تاکید ها و لحن خاص
موقع خوندن قسمت های عاشقانه ، چهره اندی دیدنی هست! آرامش خاصی
موقع خوندن بعضی شعر ها داره انگار که معشوقش اونجا نشسته و داره برای
اون میخونه..میکس رو حتماً گوش کنید مخصوصاً همین قسمت عکس!
دانلود با لینک مستقیم 6 مگ ،پنج دقیقه
اینجا

3- به وبلاگ خودم که نگاه میکنم همه چیزای خوبش مربوط به گذشته هست..
مردم رو که نگاه میکنی همش میگن وای قدیما چه روزگار بهتری بود..افسوس
در کل که نگا کنی می بینی زمونه و زندگیمون سال به سال بدتر از پارسال میشه!
تورم بیشتر..قدرت خرید کمتر..مردم بی عاطفه تر! خلاصه هیچ امیدی به آینده
نیست که بگیم تحمل کن وضع بهتر میشه..واسه همینه همش از خدا
میخوام عمرمو کوتاه کنه!

4-یکی از دوستان کامنت گذاشته بود که چرا همش از اندی میگی و از شاعر
ترانه هاش چیزی نمیگی...قبلاً دو سه باری اسم پاکسیما رو تو وبلاگ اورده
بودم حتی
عکسش هم هست و ازش تشکر کردم..این کامنت اما باز بهانه ای
شد تا از پاکسیما بگم..کسی که خود اندی و همه طرفدار هاش میدونن که همه
این موفقیت ها بدون اون امکان نداشت..کسی که عاشقانه ترین ترانه های اندی
مال اونه..و من همیشه در عجبم که چطور یه نفر میتونه اینقدر با احساس باشه!قلب
حیف پاکسیما سایت یا وبلاگی نداره..حتی ایمیلش رو هم نداریم تا ازش تشکر کنیم

5-اخبار ساعت بیست و دو شبکه سه تصمیم گرفته از این به بعد گزارش هایی
از موفقیت های دانشمندان کشورمون تو فن آوری های پیشرفته یا به قول
یارو های تک! پخش کنه..نمیدونم بگم خوبه یا بد! خوبه که فقط نیمه خالی
لیوان رو نبینیم و احساس پیشرفت کنیم و بده که بخوایم حواس ملت پرت شه
و یادشون بره یه روز گوجه گرون میشه یه روز سیب زمینی یه روز برنج! یه روز پودر
کمیاب میشه تو بازار و قیمت مسکن شده خدا تومن و..!سبز

6-هیچ وقت به کسی نگو ما به درد هم نمی خوریم شاید اون به درد تو نخوره 
ولی ممکنه تو دوای همه درد های اون باشیناراحت 
منبع

7- وبلاگ خوبیه..بخونیدش نوشته هاش کوتاه و قشنگه مثل این:
آنقدر دلم را سوزاند که آتش نشانی از دستش شکایت کردگریه

عکس روز!قابل توجه موبایل دار ها!

عاشقانه های کورش برای sh
وقتی که مردم! تازه تو می فهمی عاشقی چیه...
          می شناسی عشق رو بعد من می فهمی عاشقت کیه..

سخن روز! هیزم شکن قبل از آن که نیرو و قدرت بخواهد مهارت لازم داد

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر و کلمات کلیدی :اندی




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٦

1-هفته آخر دی ماه...سال 1380..الان شش سال تمام شد رفت تو هفت سال! چی؟
دوران دلشکستگی دیگه! اینم تبریک گفتن داره که تبریک میگی؟
به قول اندی..یه روز ابری و سرد ، رفتی تو از زندگیم...
به من گفتی بعد از این ، واسه هم غریبه ایم

2- نمیدونم در جریان حادثه ای که برای اون سرباز بیچاره تو بازی پرسپولیش و سپاهان
افتاد هستید یا نه..سربازی که چشمهاش رو به خاطر بی عقلی یه عده تماشاگرنما از دست
داده..(چشم راست کامل و چپ در صورت بهبودی دید تا دو متر!) همیشه دلم برای سرباز ها
سوخته مخصوصاً سرباز صفر ها! که معمولاً از اقشار فقیر و آسیب پذیر هم هستن اینا باید
از سربازی معاف بشن که نمیشن! در حالیکه همه سر محرومیت و اینا دعوا دارن فقط رییس
کمیته انضباط ی بوده که گفته: اگه بهای فوتبال چشمهای یه انسان باشه فوتبال رو نمیخوایم
آره واقعاً..بیچاره مادرش! عکس رو ببینید...(عکس و خبر از اطلاعات هفتگی)


3-رفته بودم پیش دکتر جراحم..تو همون مطب یه دکتر اطفال هم بود..تو اطاق انتظار
هم چند تا بچه بودن..نگاه کردم دیدم همشون یکی یه موبایل دارن! دارن باهاش بازی
میکنن! یاد حرف یه نفر افتادم خندم گرفت! این موبایل هم دیگه مسخره شده ها! توی
روزنامه دیدم اگهی زده بود ایرانسلش رو با فیلم دی وی دی خوب عوض میکنه!

4-گاهی وقتا فکر میکنم که اگه قرار باشه ازدواج کنم باید کسی رو پیدا کنم
که از ش + اندی بیشتر دوستش داشته باشم! ش که جای خود داره و فکر نمیکنم
کسی پیدا شه بیشتر از اون دوستش داشته باشم بعد از اون هم اندی میاد که با آهنگ
هاش زندگیم رو تغییر داده و اگه ازدواج کنم دیگه نباید اون آهنگ های غمگین رو گوش کنم!
و در کل کهکشان! فکر نکنم چنین موجودی پیدا شه که من بیشتر از ش + اندی بهش
علاقه مند بشم!

5- به خاطر همون قضیه احترام که قبلاً گفتم ایام محرم رو به اهلش! تسلیت میگم
و امیدوارم که نه افراط بشه نه تفریط! یعنی نه عزا داری ها بشه پارتی نه اینکه مملکت
تعطیل بشه و بشه عین صحرا ی کربلا! که هرساله میشه و کاریشم نمیشه کرد!

6-همیشه سعی کردم آدم منصفی باشم و خوب و بد رو با هم ببینم
قضیه از این قراره که تلفن من خراب شد و من ساعت 1 ظهر اعلام کردم و فکر نمیکردم
دیگه اون روز درست شه ولی شیش عصر درست شد! تازه مخابرات مهربون شده بود انگار
فرداش هم زنگ زد که مطمئن شه درست شده خط! با وجودیکه اینترنت پر سرعت حق مسلم
ماست و بهمون نمیدن و ما شاکی هستیم! ولی از کنار این نکات مثبت هم نمیگذریم!

7-دختران جوان! اگه کسی بهتون خیانت کرد اینطوری حالش رو بگیرید اینجا

عکس روز! بوسه در دنیای کودکان..

دلتنگی های کورش برای sh
عشق من، دوست داشتن رو تو بیا یادم بده..

سخن روز!خطرناکترین دوست ما عزیزترین دوست ماست! چون رازهای ما با اوست!

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر و کلمات کلیدی :سالگرد




نویسنده : کورش ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٦

1-میدونی الان تنها آرزوم چیه؟ دوست دارم یه شب که میخوابم اگه خوابش رو دیدم
و خواب خوبی بود دیگه بیدار نشم! به قول اندی بذار تو خواب بمونم اگه حقیقیت این نیست
دوباره خوابشو دیدم وقتی بیدار شدم فهمیدم خواب بوده چنان غم سنگینی رو دلم نشست
که از خدا همینو خواستم..حالا که دیگه بهش نمیرسم حداقل بذار تو خواب بمونم و بیدار نشم

2- تو این زمونه صوت و تصویر حرف اول رو میزنه! با این رسانه میتونی یه چیزی رو
اونجور که میخوای به دیگران معرفی کنی! حتی خلاف اونی که واقعاً هست! با این
تصاویری هم که از ایران تو اینترنت پخش شده..اعدام و ترور و..! یه چهره منفی
از ایران ساخته شده تو دنیا! برای جبرانش هم ما تا میتونیم باید تصاویر مثبت از ایران
پخش کنیم و نشون این خارجی ها بدیم! من یه ویدیو میذرام که دانلود کنید و از شعر
و تصاویر زیبای ایران لذت ببرید و به دوستان خارجیتون هم لینک یوتیوبش رو بدید!
مجنون بوی لیلی م...در کوی او جایم دهید...همچون غلام خانه ش زنجیر در پایم کنید
معشوق من بگشوده در...روی گدای خانه ش..
لینک یوتیوب - لینک دانلود ویدیو با حجم 2.37 مگ و زمان 4.34 دقیقه

3-میدونید قشنگترین قسمت ازدواج به نظر من چیه؟ (نه اشتباه کردی!) اون قسمت
که اسم همسرت رو وارد شناسنامه ت میکنن! اینکه اسمش میاد تو دفتر زندگیت..
اینکه اگه هیچی هم از مال دنیا نداشته باشی همسرت رو به عنوان با ارزش ترین
چیز دنیا به اسمت سند زدن! دیگه چی از این بهتر..

4-یادش بخیر دبیرستان که بودم تحت تأثیر همکلاسی ها خیلی به موهام اهمیت میدادم!
صبح که پا میشدم برم مدرسه موهامو خیس میکردم بعد شونه میکردم توپ! بعضی وقتا
هم ژل میزدم!! خلاصه همه تو مدرسه حواسمون به موهای هم بود که کی خوشگل تره!
علاوه بر همکلاسی ها به خاطر ش هم اینکارا رو میکردم تا از من خوشش بیاد! اما حالا
هفته به ماه میکشه و شونه به موهام نمیخوره! همینیه که هست! میخواین بخواین
نمیخواین هم زوریه! خلاصه نه به اون شوری شور نه به این بی نمکی! اینم از تفاوت های
دوران عاشقی و دلشکستگی هست که آدم به خودش هم دیگه اهمیت نمیده چه برسه دیگران!

5-اینو یه جا خوندم و اگه یه روزی دیدمش شاید بهش گفتم :
احساس گناه هر چقدر هم زیاد باشد نمی تواند چیزی را تغییر دهد

6-تا حالا به این فکر کردی که چرا عید فطر آخر ماه رمضون هست؟ اگه این ماه مبارکه
و حیفه که داره تموم میشه پس چرا تموم شدنش رو عید اعلام میکنن! باید شروع
شدنش رو عید کنن نه؟

7-آموزش دل بردن از پسران! شوخی و جدی..دخترا بخونن!

دانلودک! آلبوم اندی به احتمال زیاد قبل از آپدیت بعدی اومده تو نت!
فعلاً میتونید دموی چند آهنگ رو از اینجا دانلود کنید تا بعد!
حتماً آهنگ "دلتنگ" رو گوش بدید دفعه بعد در موردش صبحت میکنیم!
یه نکته جالب هم اینه که ملت حمله کردن به اینترنت برای دانلود آلبوم اندی!
و گوگل هم وبلاگ منو به عنوان اولین نتیجه نشون میده!

والپیپر روز! ساحل..

عکس روز! تست بینایی برای مردان!

دلتنگی های کورش برای sh
هزار ساله که انگار صداتو نشنیدم...هزار ساله که انگار تورو ندیدم
آخه هر ثانیه صد سال گذشته بی تو بر من..نمیدونی چه تلخه کنار تو نبودن

سخن روز! هر کس کتابی را نابود کند انسانی را کشته است!

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٦

1-نمیدونم تا حالا با یه نفر آدم نابینا برخورد داشتین یا نه..
من وقتی تو یه خیابون دست یه آقای روشندل رو گرفتم تا از خیابون
ردش کنم به سادگی از طرز حرف زدنش فهمیدم که دنیا رو یه جور دیگه میبینه!
با وجود این مشکل بزرگی که داشت صداش پر از امید به زندگی بود..اون حرف خاصی
به من نزد و فقط تشکر کرد..ولی تو همون کلمه لحنی بود که من رو به این نتایج رسوند!
اینکه میگن چشمها رو باید شست و جور دیگر باید دید همینه! راستی یه لحظه
چشماتو ببند تصور کن دیگه باز نمیشه...با دنیای تاریکی میخوای چیکار کنی؟

2-نمیدونم جری لویز رو میشناسید یا نه..صاحب عکس زیر! بعد از لورل و هاردی بهترین
کمدینی بود که دیدم..مخصوصاً با اون دوبله قشنگی که روی فیلماش شده بود..
چند وقت پیش تولد هشتاد سالگیش رو جشن گرفتن! این جور آدمها جزو سرمایه های جهانی!
محسوب میشن و حیفه که از دستشون بدیم! با دیدن عکسش رفتم تو مود نوستالژی!
زمان بچگی که تازه ویدیو اومده بود! بابا بزرگ ما هم یه دونه خریده بود و من اولین فیلم
جری لویس رو با اون ویدیو دیدم! و باورت نمیشه که هنوز اون ویدیو رو داریم و کار میکنه!

3-اصولاً دوران پیری دو مدله! واسه یه عده دوران بیماری و از کار افتادگی و ترس
از خونه سالمندان و ایناس واسه بعضی ها هم تازه بزرگ فامیل شدن و نقش پدر
خوانده شدن و پدر سالاری رو داره! اینکه میگن عاقبت بخیر شی همینه! بابابزرگ من
هم خدابیامرز یه جورایی پدر سالار شده بود و تو کوچه مون! اعتبار داشت و همسایه ها
بهش میگفتن ارباب مهربون(مهربان اسمش بود ها!)!هنوز یادم نمیره که جمعه ها
عمه و عمو و بچه ها شون می اومدن خونه پدربزرگ و اون فکر کنم ده هزار تومن
در زمانی که من کودکی بیش نبودم! میداد به عمو کوچیکه که او هم جوانی بیش نبود!
با هم میرفتیم کبابی 20-30 سیخ کوبیده میگرفتیم و سفره مینداختیم از اینور اطاق تا اونور!
نکته: اون زمان آدم با یه سیخ کباب سیر میشد نه الان که با دو تا هم نه!
خلاصه دنیایی داشتیم واسه خودمون خوبه که حالا نیست ببینه روزگارمون چه جوره!

4-نمیدونم چقدر فیلم های ایرانی قدیمی رو دیدین..امروزی ها اکثراً به بی محتوا
بودن و مبتذل! بودن فیلم های قبل انقلاب اشاره میکنن..من هم که موفق شدم
تعداد نسبتا زیادی از این فیلم ها رو ببینم قبول دارم که از نظر محتوا حرف زیادی برای
گفتن ندارن این فیلم ها ولی فضا ی این فیلم ها به قدری صمیمی و دوستانه هست که آدم
احساس میکنه اینا خونواده خودش و زندگی خودش هستن! و همون محتوای اندک فیلم
رو درک میکنه در حالیکه فیلم های امروز از زندگی خیلی مردم فاصله گرفتن..بازیگراش
همه سوار ماشین آخرین مدل میش و مشکل مالی ندارن و...

5-باید از خودم بپرسم که...وقتی فایده ای نداره غصه خوردن و وفاداری واسه چی؟
واسه عشق بی ثمر ساده مردن که چی؟ گیرم روی سنگ قبرت بنویسن وفادار که چی..

6-شمال که رفته بودیم خواستیم برای پول سوییت اسکناس پنج هزار تومنی بدیم که مرده
قبول نکرد! گفت پشت این اسکناس یه چیزی نوشته که برای ما ترک ها از صد تا فحش بدتره!
بعد دیدم حدیث از پیامبره که اگر علم در ثریا هم باشد مردانی از قوم پارس به آن میرسند
و آقا بهش برخورده که چرا نوشته پارس..بابا پارس یعنی کل ایران و نه قوم خاصی!

7-مطلب زیر نوشته من نیست و نوشتنش در وبلاگ هم به منظور تایید اون نیست!
لحظاتی در زندگی می‏رسد که ترجیح می‏دهم به جای خدا اسبی یا الاغی را بپرستم.
حداقل وقتی یونجه جلوشان می‏گذارم به عنوان سپاس دمی تکان می‏دهند.
منبع

والپیپر روز! توت فرنگی!

عکس روز! پسرا از بچگی...

دلتنگی های کورش برای sh
تو که نمیدونی.. حسرت نبودنت.. چه کرده با روز و شبام...

سخن روز! خوشی زیاد پیشاهنگ غم فراوان است! مثل چینی

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٦

1-نمیدونم سریال طنز جدید شبکه سه به اسم چهار خونه رو می بینید یا نه
سریال زیاد جالبی نیست! ولی یه نکته داره و اون اینکه داماد خانواده بیکار هست
و زنش کار میکنه و خرج خونه شون رو در میآره! (مهماندار هواپیما) شاید این مسئله
خنده دار باشه ولی واقعیتی هست که در آینده نزدیک شاهد اون خواهیم بود! با این روند رو
به رشد افزایش تعداد دختران نسبت به پسرا تو دانشگاه و بی سواد! موندن پسرا
آخرش هم همین میشه که دخترای فوق لیسانس مجبور میشن با پسرای دیپلمه ازدواج
کنن و چون کار هم براشون نیست خودشون برن کار کنن!پس اینکه میخوان دانشگاه
رو هم سهمیه بندی جنسی کنن نگین تبعیض و ایناس به نفع خودتونه!

2-دیدن این عکس باعث شد تا یاد یکی از نوشته های خیلی قدیمی خودم بیفتم!
اون زمانی که هنوز سیستم هفت تایی نبود! اون نوشته کوتاه رو میتونید اینجا بخونید
و لینک اصلی این عکس همراه چند تا عکس و توضیح جالب دیگه رو هم میتونید اینجا بخونید
نکته! بد نیست آدم گاهی به ارشیو خودش سری بزنه! و نکته دوم اینکه کدوم وفاداری که
برای اون متن کامنت داده هنوز هم کامنت میده!؟

3-یک خواننده تاجیک هست به اسم شبنم پیشنهاد میکنم تجربه شنیدن
آهنگ فارسی با لهجه قشنگ تاجیک رو از دست ندید...
کجا کجایی یارم...از عشقت بی قرارم...وفا نکردی بر من..که چاره ای ندارم
ای یارک قشنگم...در عشق تو بجنگم...دیوانه غم تو...با من نکردی یاری
چرا وفا نداری...بسوخته م در عشقت ولی خبر نداری....
دانلود آهنگ با حجم 300 کیلوبایت دانلود با کیفیت خوب

4-تفاوت مردا و زنها وقتی به خودشون تو آینه نگاه میکنن رو میتونید
اینجا ببینید! بسیار دیدنی!

5-یه دوستی از خوانندگان این وبلاگ میگفت تو اولین کسی هستی که می بینم موبایل نداری!
این جمله نشون از تبدیل شدن موبایل به یک وسیله لوکس و برای سرگرمی داره...
همونطور که اینترنت رو تبدیل کردیم به وسیله ای برای چت کردن! و مسئولین هم نمیذارن
ما اینترنت پر سرعت داشته باشیم به این بهانه همین استفاده نا مناسب از موبایل هم
باعث میشه که مسئولین نذارن سیستم mms موبایل تو ایران راه بیفته!کاش هر کس به
هر چی نیاز نداره نره فقط به خاطر عقب نموندن از بقیه اونو بگیره!

6-باید مرد باشی تا بفهمی چی بگم...وقتی شب یهو دلت بگیره و بهش
فکر کنی بعد یهو یادت بیاد که اون به تو فکر نمیکنه بلکه...
میگم که باید مرد باشی تا بتونی درک کنی با این فکر چه جوری میشی
و اینکه چرا باز هم دوستش داری یک تار موشو با دنیا عوض نمیکنی؟

7-میخوام به طور حرفه ای وارد فوتبال بشم! احساس میکنم حیف هستم!
از اونجا که اینجا همه جور آدمی پیدا میشه اگه کسی بود باشگاه داشت! یا
جایی آشنا داشت برام پیام بذاره تا این استعداد شکوفا بشه!

والپیپر روز! وقتی ساحل دریا طلایی رنگ میشه..

عکس روز! حباب به این گندگی دیده بودی؟

دلتنگی های کورش برای sh
عزیز رفته سفر کی بر می گردی....چشمونم مونده به در..کی بر می گردی..

سخن روز! بهشت هم تنهایی ارزش ندارد!

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸٦

1-بعد از 5 سال رفتم نونوایی سنگک محلمون! آخه بعد اون اعتصاب 294 روزه که
نون تنها جسم جامدی بود که وارد بدن میشد دیگه نرفته بودم نون بخرم! نونوا هنوز
همون نونوا بود منم هنوز همون وفادار! وقتی وارد نونوایی شدم طعم گسی دهنم رو پر کرد
برای اینکه این مزه رو حس کنید باید چند روز فقط نون خالی بخورید اونوقت اولین غذایی که
بخورید دهنتون اونجوری میشه!بگذریم..میخواستم بگم اینکه میگن بعضی چیزا هیچ وقت از
زندگی آدم پاک نمیشن راسته! منی که با یه بار رفتن به نونوایی اونم بعد پنج سال باز اون
طعم گس میاد دهنم و همه عشق و عاشقی مثل فیلم از جلو چشمم رد میشه نمیتونم
فراموشش کنم اصرار نکنید! این احساس تو زندگی من جاودانه شده میفهمی؟

2-روز مادر هم گذشت...کاش کسی هم یادی از مادران فراموش شده میکرد!
اونایی که گوشه خونه سالمندان هستن. از اونجا که وبلاگ من همه جور خواننده ای داره
شاید یکی پیدا شد و خوند رفت مادرش رو از خانه سالمندان ورداشت! عکس های بیشتر اینجا


3-رفته بودم سلمونی که یه آقایی رو با ویلچیر اوردن که موهاش رو کوتاه کنه
هنوز نوبت من نشده بود که فکر کردم نوبتمو بدم به این آقا که کارش زودتر راه بیفته
بره بنده خدا ولی بعد فکر کردم شاید ناراحت شه فکر کنه بهش ترحم کردم و ناراحت شه!
واسه همین نوبتمو بهش ندادم! تو اتوبوس هم میبینم بعضی پیرمرد ها وقتی کسی جاش رو
بهشون تعارف میکنه زیاد خوشحال نمیشن! این خارج از نوبت بودن ها به آدم این احساس رو
میده که با بقیه فرق داره! شاید بهتر باشه دیگه از این کارا نکنیم نظرت چیه؟

4-اگه یادت باشه تو دبیرستان یه چیزی خوندیم به اسم آستانه تحریک! یعنی اون شدتی
که باعث میشه ما یه چیزی رو حس کنیم و اگه شدت تحریک کمتر از اون چیز باشه ما اون رو
حس نمیکنیم! بعضی ها این آستانه تحریکشن خیلی پایینه! یعنی با کوچیکترین نا ملایمتی
احساس درد و بدبختی میکنن! بعضی ها هم که چند بار بدبختی های بزرگی رو تجربه کردن
دیگه استانه تحریکشون رفته بالا و به این راحتی با دردسر های کوچیک زندگی ناراحت نمیشن!
از دست دادنsh هم برای من این فایده رو داشت که بدترین بلایی که میتونست سرم بیاد اومد
و استانه تحریکم خیلی رفت بالا! واسه همین به نوعی بی تفاوتی نسبت به زندگی رسیدم
یعنی هر اتفاقی میخواد بیفته دور و برم من زیاد ناراحت نمیشم! راستی تو آستانه تحریکت چقده؟

5-تو هر شام مهتاب به یادت شکستم...
تو ، از این شکستن خبر داری یا نه؟
پیشنهاد میکنم آهنگ زیبای شام مهتاب داریوش رو دانلود کنید
دانلود با حجم کم دانلود با کیفیت خوب

6-بعد مراسم خاکسپاری مهستی یه اهنگی پخش کرد که برای مهستی خونده بودن
اولای آهنگ اینطوری شروع میشه که...بسه دنیا دیگه بسه...تو دیگه کار نده دستم
من به ساز تو می رقصم....تو بزن تا من برقصم...میدونی معنی این تیکه آخر چی بود؟
ادامه رو بخون میفهمی! دلم و یار دیارم....طاقت و صبر و قرارم...همه چیم رفته ز دستم
تو بزن تا من برقصم...
یعنی دنیا هر چی سرم اوردی دیگه بسه من تسلیمم هر کار بگی میکنم! تو بزن تا من برقصم

7-یه جا نوشته بود که آقا این وبلاگ های در پیت چیه هی میآین میسازین و توش چرت
و پرت مینویسین که هیچ فایده ای برای کسی نداره الکی فضا ی وب رو اشغال کردین! یکی
دیگه هم در جوابش حرف خوبی زده بود که این وبلاگ های در پیت حد اقل به گسترش
زبان فارسی در اینترنت کمک میکنن! آره خوب اینم حرفیه هر چی بیشتر گسترش پیدا کنه
مجبور میشن خارجی ها ما رو هم آدم حساب کنن! و از زبون ما پشتیبانی کنن!

والپیپر روز! آبشارک!

عکس روز! تابستونه و فصل هندونه فروش ها!

دلتنگی های کورش برای sh
قافیه باختن من،پیشکش یک نگاه تو.....یه اشاره کن تا جونمو ببازم عزیزم

سخن روز! هر وفت خودت را شناختی جامعه را نیز خواهی شناخت

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٦

1-میدونی آهنگ های غمگین زیادی هستن که آدم گوش میده و لذت می بره ولی فقط
با بعضی آهنگ ها گریه میکنه ! چرا؟ چون باید تو شعر کلمه یا جمله ای رو بشنوی که دقیقاً
حال تو رو توصیف کنه!من هم چند روز پیش که آهنگ زیبای " از یاد من نرفته" اندی رو گوش
میدادم چون دقیقاً حالت شعر رو داشتم گریه م گرفت...
با قامتی تکیده...از عاشقی بریده...دردی درون سینه...زخمی به دل کشیده (گریه اینجا!)
رفتم که دل تو سینه دوباره پابند بشه....شکسته های این دل دور از تو پیوند بشه(عکس بالای وبلاگ!)(به لغات قرمز توجه کنید!)این آهنگ زیبا رو میتونید از اینجا با حجم304 کیلوبات
و اینجا با کیفیت عالی دانلود کنید.

2-من هم به لطف اینترنت اخراجی ها رو دیدم...میخواستم یه نقد و بررسی کامل
بنویسم ولی گفتم شاید خیلی ها بخوان فیلمو ببینن دوست نداشته باشن قبلش بخونن!
واسه همین به توضیح مختصر کفایت میکنیم! فیلم پره از شوخی ها و تیکه های بامزه که
خیلی از مردم واسه خندیدن به همین تیکه ها رفتن فیلمو ببینن مثل فیلم مارمولک! بازی
بازیگرای فیلم هم عالیه..تک تکشون.حرف اصلی فیلم به نظر من این بود که مملکت واسه همه
ما بود همه اقشار مردم رفتن جنگیدن خیلی آدم های به ظاهر دیندار اما ریاکار کاری نکردن
اما بعضی لات و لوت ها رفتن و لوطی گری کردن! نقطه اوج فیلم هم آخراشه جاییکه گردان میخواد
از یه میدون مین رد بشه ولی فرصت برای پاکسازی نیست و باید یه عده داوطلب برن رو مین
بترکن! تا مسیر باز شه! اینجاس که دیگه نمیشه ریاکاری کرد وقتی پای جون در میون میاد
معلوم میشه کی اهل دین و ایمونه! و اینجاس که آقا لاته(مجید سوزوکی!) داوطلب میشه..
فکر کنم عکس زیر کاملاً گویا باشه خوب دیگه بسه برید خودتون فیلم رو ببینید!!



مرتبط!: اینجا رو بخونید چند نکته از این فیلم که کمتر به چشم اومد!

3-از یه نظر هم شاید خیلی از ما ها اخراجی باشیم! مایی که آهنگ غیر مجاز گوش میدیم
نماز نمی خونیم! با پای چپ به مستراح نمیریم و عشق زمینی داریم بد حجاب هستیم!
و...و...و..ولی در عوض ریاکار نیستیم! همینی که هستیم هستیم! لا آقل تو وبلاگ هامون!
من یک اخراجی هستم و خوشحالم! تو چطور؟

4-هیچ توجه کردین بقل گوشمون تو دوبی دارن چی کار میکنن؟ بزرگترین برج دنیا
که بالای هزار متر ارتفاعشه و هنوز ارتفاع قطع ایش معلوم نیست یا افتتاح شعبه
موزه لوور تو دوبی..خلاصه ش اینکه دارن مجموعه ای از بهترین های دنیا رو به زور جمع
میکنن تو سرزمینشون تو به قول صاحابش! تاریخی پر افتخار برای آیندگانش بسازن!
اونوقت ما چیکار میکنیم؟ ما تاریخ ساختن برای آیندگانمون پیشکش! همینی هم ک
داریم رو داریم نابود میکنیم از مقبره کوروش بگیر تا...!

5-یادش بخیر اون یکی دو روز اول که عاشقش شدم در حال سفر بودیم تو شمال
با یه مینی بوس به صورت دست جمعی! من ردیف آخر نشسته بودم اونم یکی مونده به آخر
برای اینکه حالیش کنم عاشقش شدم شروع کردم به آواز خوندن! و از اونجا که میدونستم
آخر و عاقبت م این میشه این شعرو میخوندم...
امان از اون چشم سیات که مست و حیرونم کرد...شیشه عمرم رو گرفت شکست و ویرونم کرد
میگم دلم اسیرته...میگی که درمون نداره...آخه ولی امید من بهشت که زندون نداره
همه به بهانه صدای بد من! از ته مینی بوس فراری شدن به سمت جلو! آخه کسی
نمیتونست جلوی خوندنم رو بگیره! ولی اون بی هیچ واکنشی همونجا نشسته بود و
گوش میکرد! شاید هم گوش نمیکرد!

6-همیشه عشق و علاقه حیوانات برام جالب بوده چون عشق هاشون خالصه!
به هم خیانت نمیکنن! مثلاً این و این رو ببینید چه قدر قشنگن...
عکس های بیشتر هم اینجاس منبع: بالاترین

7-آیت الله حسنی رو میشناسید؟ اگه هم نمیشناسید این مصاحبه رو بخونید تا با
ایشون و نظریاتشون آشنا بشید بدون هیچ توضیحی! در مورد این شماره هم نظر ندید!

والپیپر روز! یه چیزی تو مایه های راکن!

عکس روز!

دلتنگی های کورش برای sh
بیا باز تو بخند برام...میدونی به پات نشستم؟ دیوونه تو هستم

سخن روز! به دوست خود راز خود مگو که او نیز به دوست خود گوید!

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٦

1-تا حالا فکر کردی آخرین دقایق عمرت لحظه مرگ! چی میخوای بگی؟
به عنوان آخرین جمله که از تو به یادگار بمونه! میدونم فکر نکردی!
پس فکر کن! من هم یه پیشنهاد برات دارم اگه خواستی حال اطرافیان رو بگیری
به اونا که مثلاً ناراحتن که تو داری میمیری بگو نگران نباشید امیدوارم
به زودی همدیگه رو اون دنیا ببینیم!

2-سیزده به در یا دوازده به در برای اونایی که خارجن! خوش گذشت بهتون جیگرا!؟
من که جایی نرفتم مثل همیشه ولی وقتی این عکس زیر رو تو اینترنت دیدم اینقدر
احساس خوبی بهم دست داد که نگو! نمیدونم چرا! گفتم بذرامش اینجا تا همه ببینید
این عکس رو هم ببینید تا حالتون بهتر شه! (عکس ها از بالاترین)


3-دوباره یه خواب خوب دیدم..خواب دیدم ش برام یه کارت پستال فرستاده
توش نوشته جریان خارج رفتنم این بود که واسه عروسی دوستم آذر! رفته بودم
اون خبر های عروسی هم که میشنیدی عروسی اون بود!
پ.ن : بذار تو خواب بمونم دیگه چون حقیقت این نیست..

4-یه فیلم قدیمی دیدم به اسم "جدایی" توش یه معلم موسیقی عاشق شاگردش
میشه.همیشه عکسشو میذاره بالای پیانوش و به عشق اون پیانو میزنه ولی بعدا
طی جریاناتی دختره ازدواج میکنه معلمه هم نمیتونه بهش بگه که دوستش داره
آخر فیلم میبینیم که معلم عکس عروسی دختره رو گذاشته بالای پیانوش و همچنان
به عشق او مینوازه...شاید حکایت من هم اینطور بشه مجبور شم عکس... رو بذرام بالای
مونیتور! و به عشق او بیام وبلاگ بنویسم!

5-جریان این ملوان های انگلیسی هم داره بیخ پیدا میکنه ها! تو ایمیلم رفته بودم که
این عکس رو دیدم! یعنی چی واقعاً؟ خودمونیم همه دنیا رو گذاشتیم سر کار ها!
من به اینکه کی به کی تجاوز کرده این وسط! کاری ندارم فقط یه سؤال دارم
اون هلیکوپتر انگلیسی اونجا چی کار میکرد؟ (اخبار نشون داد)

نکته! ساعاتی قبل از این آپدیت ملوان ها آزد شدند!

6-نمیدونم روز تولد ادیسونه یا روز مرگش! ولی یکی از این دو روز
برق کل آمریکا رو به مدت یه دقیقه قطع میکنن! تا مردم یادشون بیفته
ادیسون چه خدمتی به اونا کرد! هر چند این کار خسارت زیادی به آمریکا میزنه ولی
اسطوره ها ارزششون بیش از ایناس...نکته! توجه کنید به رفتار ما با اسطوره هامون!

7-ای همیشگی ترین عشق در حضور حضرت تو...ای که میسوزم سراپا تا ابد در حسرت تو
(میفهمی حسرت یعنی چی؟ من دارم با همه سلول های بدنم میفهمم!)
برای تو وبلاگ می نوشتمsh...تا به اسم تو رسیدم کیبوردم به گریه افتاد!

والپیپر روز! چیتا!

عکس روز!نی نی ها هم عاشق میشن! فرستنده نازی

دلتنگی های کورش برای sh
این دل،دل شرمنده هنوز عاشق و پابنده.....به جز به اون نگات دل نمی بنده

سخن روز! کره زمین گرد است پس هر نقطه پایانی میتواند نقطه آغاز باشد!

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٥

1-وقتی میخواست چیزی برای افتخار کردن بهش تو وجود خودش پیدا کنه
چیزی پیدا نکرد! تنها چیزی که به نظرش رسید این بود که به درد هایی که کشیده
بود افتخار کنه! اونم برای مرفه های بی درد! راستی مگه درد کشیدن افتخار داره؟

2-تو مجله اطلاعات هفتگی مصاحبه محمد علی کلی همون بوکسور معروف
رو خوندم تولد 65 سالگیش بود الان بیماری پارکینسون داره و یه گوشه افتاده چیزی
که باعث شد توجه م جلب شه تیتر مطلب بود که "او با خاطراتش زنده است" واقعاً ما
آدم ها با خاطراتمون زنده هستیم خدا کنه کسی بی خاطره نباشه! روز های آخر عمر
که آدم داره به خط پایان میرسه فقط خاطرات گذشته ش میتونه بهش کمک کنه پس الان که
وقت خاطره سازیه دقت کنید دارید چی میسازید!


3-یه دوستی داریم بهش میگیم دختر کش! نه اینکه خیلی خوشگل باشه و همه دخترا رو
جذب کنه ها! برعکس! چون همه دخترا ازش فرار میکنن بهش میگن دختر کش!!

4-شنیدی میگن شاهنامه آخرش خوشه؟ اگه تونستی یه شاهنامه پیدا کن ببین
بیت آخرش چی نوشته! اون وقت میفهمی شاهنامه آخرش خوش نیست! البته شاهنامه هم
سانسور شده! ممکنه اون بیت رو نتونی پیدا کنی! من هم برای اینکه سانسور نشم اینجا
نمینویسم! ولی خواستی بیا خصوصی بهت میگم!

5-به پشت سرم نگاه میکنم....چند ساله بی کسی...به روبرو نگاه میکنم
شب و سیاهی ...کدوم ور برم؟

6-خبر کشف داروی ایرانی ایدز اعلام شد هم باید خوشحال شد هم ناراحت!
خوشحال واسه اون افراد بی گناهی که ایدز میگیرن و میتونن درمان بشن و ناراحت
برای اینکه کسانی که از ترس ایدز از اون کارا نمیکردن اگه از جهت درمان خیالشون
راحت بشه دیگه هیچ ابایی برای اون کارا نخواهند داشت!

7-امتحان روز! برید به این سؤال ها جواب بدید ولی مواظب باشید مثل من ضایع نشید!
(لینک از بالاترین)تبریک! تیم هندبال آلمان قهرمان جهان شد!

والپیپر روز! پاندا!

عکس روز!یک معتاد! به قسمت گوش توجه کنید! عکس از بالاترین -عکس های بیشتر اینجا

دلتنگی های کورش برایsh
کاشکی نبسته بودم زندگیمو به چشمات...

سخن روز! کسی که به فکر انتقام باشد، همیشه زخمهای خود را تازه نگه می دارد باکرن

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!

 

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آذر ۱۳۸٥

1-در راستای منفی بافی عشقی ! یک دقیقه از آهنگ نفرین با صدای مکابیز و اندی
رو براتون آپلود کردم کسانی که حداقل دلشون زخمی شده از این آهنگ خوششون
میاد! با تضمین وفادار کمتر از 2 دقیقه از اینترنت گرانبهاتون رو صرف دانلودش کنید و نظرتون رو
هم بگید تا شما بقیه متنو بخونید دانلود شده! حجم 430 کیلو بایت دانلود
تیکه مورد علاقه من از این آهنگ: به اون جایی رسیدم که مرگ آسونه... ماله شما؟

2-پیرمرد با دستی لرزون و به آرومی وارد اتوبوس شد.یه نفر بلند شد و جاشو به اون داد..
پیرمرد با شوقی کودکانه در حالیکه کارت منزلت خودش رو میزاشت تو جیبش گفت خدا
خیرشون بده که از ما بلیط نمیگیرن! لبخند تلخی زدم یاد قدیما افتادم که تا به بابا میگفتیم
بابا ما دوچرخه میخوایم! بابا یه شکلات میداد بهمون و میگفت فعلاً اینو داشته باش!
و ما هم با شوق شکلات رو میخوردیم و بعد یادمون میرفت که ما دوچرخه میخواستیم
و با یه شکلات گولمون زدن! حالا پیدا کنید پرتقال فروش را!

3-فیلم شام عروسی رو دیدم..بد نبود نمیدونم اینم در راستای سیاست های فرهنگی
دولت بود یا نه! حالا میگم خودتون قضاوت کنید! اول فیلم یه عروسی مخ تیلیت(مختلط!)
رو نشون میده که یهو پلیس میریزه و همه رو دستگیر میکنه بعد 5 سال بعد رو نشون میده(زمان حال)
که یه همچین عروسی در حال جریانه و اینبار یکی از همسایه ها رفته شاکی شده که
آقا اینا صدا ضبطشون بلنده بیاین تذکر بدین! دوتا سرباز میرن فقط تذکر میدن و..بقیه ش رو
هر کی میخواد بره فیلمشو ببینه! نکته کنکوری! از اونجا که من هم میترسم یه وقت
فیل... بشم مثل یکی از دوستان مطالب رو سربسته تر میگم تا هم فیل... نشم هم شما
ها یکم فسفر بسوزونید! خودتون نکته تستی مطلب رو بفهمید و تو کامنت بگید!
راهنمایی در مورد نکته این مطلب!: نیروی انتظامی


4-با توجه به دو مطلب قبلی که خاصیت عشق و خاصیت دلشکستگی رو نوشتم و مطلب
همچین یه نموره ضد عشقی و تریپ بیوفایی میزد این توهم! برای بعضی ها پیش اومد که
نکنه خبریه و عشق جدید و میخوای یواش یواش رو کنی و مبارکه! و از این صحبتا که بنده
در اینجا شدیداً تکذیب میکنم و دفعه بعد در صورت تکرار با این افراد برخورد شدید میشه!
و اون دو مطلب فقط اون روی سکه بود بالاخره آدم افکار منفی هم داره دیگه!

5- آهای تویی که میگی من دوست ندارم عاشق بشم فقط میخوام باهات دوست باشم
اگه دل نمیدی چرا دل میسوزنی؟ بعد هم آخر کار که بهت میگن تو واسه م زندگی بودی
تو فقط میگی تو واسه م تجربه بودی! نکن این کارو! آخر و عاقبت نداره ها!

6-این عکس رو ببین تا لبخند بزنی! منبع و بقیه عکس ها

7-تو مجله خوندم که یکی میگفت سربازی مالیات عمره! نظرت چیه؟ (فقط پسرا)
راستی چرا دخترا سربازی نمیرن؟ این ظلمه به ما پسرا!؟ (فقط دخترا جواب بدن!)

عکس روز! abcdefg ! منبع: بالاترین

عاشقانه های کورش برای sh
سر زلفونت بلنده ای یار مثل سیم گیتارم!
....هر کسی باشه تو خط دلدارم باهاش میجنگم

سخن روز!هربار که آدم می خندد، یک میخ از تابوتش جدا می شود. ضرب المثل ایتالیایی

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٥

1-نمیدونم شما هم خبر پخش فیلم و عکس غیر اخلاقی بازیگر سریال نرگس رو شنیدین
یا نه! اگه نشنیدین حالا دیگه شنیدین! این موضوع از چند جهت قابل بررسی هستش..
اول اینکه تصاویر مربوط به یه نفر شبیه اون خانم باشه که اگه این بازیگر خودکشی کنه
این مسئله منتفی میشه! پس به اون خانم توصیه میکنیم حتی اگه تصاویر واقعیه خودکشی نکنه!
نکته دوم اینه که دلیل اینکار چی میتونه باشه؟ یه کینه شدید! به چه علت؟ مسئله عشقی!
ببینید من کی گفتم ها! وقتی طرف دستگیر شد همینو میشنوید! نکته سوم تعجب از این مردم!
افرادی با قصد ترور شخصیت یه نفر میان این تصاویر رو پخش میکنن..اما چرا مردم باید اونا رو
بین هم پخش کنن؟ تو گوشی های موبایل...رو سیدی...با این کار دارن به اون افراد کمک میکنن!
به جای کمک به دستگیری افراد توزیع کننده ازشون استقبال کردن...پس فقط ادعای اخلاق داریم..

2-مثل همیشه که دلم زیادی تنگ شده بود تو تخت دراز کشیدم و هدفون گذاشتم که
مهم نبود رو گوش بدم..دور سوم یا چهارم آهنگ که بود که زیادی رفتم تو حس! احساس کردم
ضربان قلبم اومده پایین! دارم میرم تو کما! یا روح از تنم جدا میشه! یه تکونی به خودم
دادم و از حس اومدم بیرون..ولی کشف کردم که اینجوری هم میشه خودکشی کرد!

3-در مورد شهید چمران میخوندم که یه روز یه عده اراذل و اوباش! میآن پیشش میگن
ما میخوایم بریم ستاد جنگ های نا منظم!شاید هر کی دیگه بوده فکر میکرد اینا دارن
سر به سرش میذارن! ولی چمران اینا رو میبره جنگ! اینا از اون عشق موتور ها بودن که تو
خیابونا تک چرخ میزدن! تو جبهه آرپی جی زنا رو سوار میکردن و از رو خاک ریز ها میپریدن!
به این میگن مدیریت! اگه هر کسی از تخصصش استفاده بشه لات و لوت ها هم به درد بخور میشن!

4-دکتر پسرک رو معاینه کرد و نوشت معاف از سربازی به دلیل ضعف جسمانی..
پسرک که اینو داد زد هورا! میرم زن میگیرم! دکتر اضافه کرد همچنین ضعف عقلانی!!

5-یه چند وقتی هست افتخار نویسی! تو وبلاگ نویس ها باب شده من هم میخوندم
و لذت میبردم ولی تحریک نمیشدم تا افتخاراتم رو بنویسم تا اینکه دیدم پرشین وبلاگ
هم این خبرو داده گفتم جای وفادار این وسط خالیه! این شما و افتخارات وفادار...
البته بر خلاف بقیه افتخارات من طنز نیست و واقعیه!
امان از این بلاگفا! اگه باز نشد اینجا عکسش هست!

6-من هیچ وقت نفهمیدم اینکه میگن میشه بیشتر با هم آشنا بشیم واسه چیه!
خوب الان مثلاً بیشتر با هم آشنا شدیم! خوب که چی؟ الان چی کار کنیم بعد! یکی توضیح بده!

7-این جریان خواب های من هم داره جالب میشه! این بار خواب دیدم همون دختری که گفتم
چند بار اومده تو خوابم دارم عاشقش میشم! تو یه سالن بودیم ..داشتم بهش میگفتم
تو که کاری نمیکنی من به پات بسوزم ها؟ sh هم چند صندلی اونورتر بود و حرفای ما رو میشنید!
وقتی اینو شنید ناراحت شد! بعد من رفتم پیشش گفتم مگه تو منو دوست داری؟ مگه منو میخوای؟؟
با سر جواب مثبت داد! من هم اینجوری کردم! اونم اومد تو بقلم..بعد من هی از خودم ذوق در کردم.

دلتنگی های کورش برای sh
چه بی حاصل به دور تو مثل پروانه میگردم....گناهم این بوده که من عاشقترین مردم..

عکس روز!بالشی مخصوص آدمهای تنها! منم میخوام..

سخن روز!امید تنها دروغگوی جهان است که هیچ گاه به خاطر فریب مردم شهرت نیکش را از دست نمی دهد.

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!

پ.ن: خسته شدم از دست این بلاگفا..




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٥

1-همیشه با خودم فکر میکردم اینکه میگن قدرت به هیچکس وفادار نیست راسته یا نه...
تا اینکه چند روز پیش نتایج فوتبال مقدماتی جام ملت های اروپا رو دیدم و به این نتیجه
رسیدم که بله! این حرف راسته...مجارستان تیمی که سابقه 2 بار قهرمانی جام جهانی رو
داره تیمی که فرانس پوشکاش رو داشت که تا قبل از علی دایی! برترین گلزن ملی جهان
بود حالا کارش به جایی رسیده که میآد به مالت! (اسم کشوره ها!) می بازه این مالت
یه چیزی تو مایه های مالدیو خودمونه! این اولین برد مالت بعد از 24 سال بوده!
آره...خفت بزرگان رو هم میشه دید...آهای آمریکا! اینا رو ببین عبرت بگیر!
نکته! اینکه میگن فوتبال زندگیه همینه...

2-این روزا مده که زوج های جوون در جواب اینکه چی شد عاشق من شدی؟
میگن که:تو با دیگران متفاوتی! ولی اگه بپرسی چه تفاوتی جوابی ندارن! باور نداری امتحان کن!

3-اونا که اهل دل بودن دل رو گذاشتن زیر پا...چه توقعی از بقیه داری ها؟


4-یه دوستی میگفت که یه حدیث هست که هر وقت مرد بی زنی (ازدواج نکرده!) روی
زمین راه میره عرش خدا به لرزه در میاد! واسه همین ازدواج واسه مردا اجباریه! چون
میتونن خواستگاری هر کی میخوان برن! ولی واسه زنا اجباری نیست چون ممکنه
خواستگارشون در پیت باشه!
نکته: با این اوضاع ایران فکر کنم عرش خدا الان رو ویبره س! یا زلزله میاد!

5-این شماره میتونه خودش یه پست باشه واسه یه عده که سبک نوشتنشون اینجوریه
ولی من که بلد نیستم اینم همینجوری تولید شد!
اینروزا صندوق صدقات جایی شده واسه خلاص شدن از دست اسکناس! های 10 و 20 تومنی!

6-یادمه اون موقع که دلم شکست عمه م بهم گفت تو عاشق پیشه ای! گفتم یعنی چی؟
گفت یعنی خیلی عاشقی! همه زندگیتو میذاری پای عاشقی.. به قول یارو کسب من عشق
است و کارم عاشقی...
پس همچین هم بیکار نیستم! ولی حقوق ندارم!

7-یادمه دبستان که بودیم وقتی معلم دیکته هامون رو تصحیح میکرد به یکی از دوستام
میگفت موقع دیکته ش بیاد بالا سر معلم و غلط هاش رو بهش میگفت و اون هم همونجا
درست میکرد واسه همین همیشه 20 میشد! و اینجور بود که من کودک آسیب پذیر شدم!

لینکک! ریتا این لینکو معرفی کرد خیلی جالبه..عکس بچگی یه سری آدم معروف!
از بریتنی گرفته تا شوماخر! اینجا

دلتنگی های کورش برای sh
به پای تو نشستم...از عشقت مست مستم...دلمو شکستی اما...اما هنوز عاشقت هستم

عکس روز!به نظر شما کار کیه؟ بچه هه یا هوای گرم!؟

سخن روز!کسیکه به امید شانس زنده بماند سال ها قبل مرده است!

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ تیر ۱۳۸٥

1-عشق از 'دوستی' پرسید : تفاوت من و تو در چیست؟ ' دوستی' گفت:
من افراد را با سلامی به هم آشنا می کنم تو با نگاهی....
من آنها را با دروغی از هم جدا میکنم اما تو با مرگ...

2-الان جام جهانی داره به جاهای حساس خودش میرسه...مزدک و فردوسی پور
یوسفی بیشتر بازی ها رو گزارش میکنن...هیچ احساس کردین که یه جای خالی هست؟
بله! جواد خیابانی...الان مریضه و گوشه بیمارستان...بیمارستان مهراد تو خیابون میر عماد
طبقه دوم اطاق 206!
(نه پژو 206!) باریکلا به مرام صدا و سیما که هیچ یادی از این گزارشگر
خوب نکرد! آقا جواد خودش میگه این درد کمرش به خاطر ضربه ای هستش که مردم عصبانی!
سیدنی بعد از حذف استرالیا  بهش زدن! حالا عود کرده...اینم میزاریم به حساب روزگار!
منبع: مجله اطلاعات هفتگی

پس نوشت! چند نفر گفتن تلویزیون گزارش نشون داده! انگار من ندیدم ..

3-تا حالا شنیده بودیم رشوه رو با عنوان شیرینی بچه ها! میدن! ولی چند روز پیش دیدیم
که به مامور شهرداری که برای بازدید ساختمون اومده بود و لباسش کثیف شده بود
یه پولی دادن به عنوان پول لباس شویی! پول چایی هم خیلی معروفه! شما دیگه
چی شنیدید؟ میتونید پیشنهاد هم بدید ها!

4-به نظرتون علم بهتره یا تجربه؟ استاد میگفت علم + تجربه = مهارت!
پس سعی کنیم مهارت به دست بیاریم نه علم و تجربه خالی!

5-اینم دیدگاه یه طیف از پدرا نسبت به دخترشون:
          برام عزیزی اما نه به اندازه آبروم!
برداشتت از این جمله چیه؟یعنی اگه منو بی آبرو کنی(دوست پسر و این صحبت ها!)
دیگه حسابت با کرم الکاتبینه! (خدا همه رو به راه راست هدایت کنه!)

6-یه دوستی میگفت بچه مایه داری؟ گفتم نه! گفت اهل تیپ زدنی؟ گفتم نه!
همینیه که هست! گفت پس چی داشتی که sh بهش دل خوش کنه؟بدون شرح!

7-قبلاً تو هر اداره ای میرفتی یه قاب عکس گنده از رهبر و رییس جمهور تو اطاق میدیدی!
الان میگن رییس جمهور دستور داده عکسشو نذارن! تا صرفه جویی بشه.
کار جالبیه امیدوارم صرفه جویی ها واقعی باشه..

دلتنگی های کورش برای sh
خونه ی دل خالیه بی تو عزیزم.....بیا زندگیمو به پات بریزم
نفسم بی تو میگیره عاشقم.....بی تو من تنهاتر از شقایقم

عکس روز! فقط برای اوردن یه نیشخند! بر روی لبان شما!

دعای روز!کاش زودتر امتحانات شما تموم بشه .....تا بیاین کامنت بدین!

سخن روز! احتیاج همه چیز را تغییر میدهد.. 

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٥

 

1-خوب امروز میخوام یه کار فرهنگی بکنم!تا حالا فکر کردی که به شکرانه این
سلامتی که داری چی کار کردی؟ها ها ها؟ چرا منو اینجوری نگا میکنی؟
من میرم هر 3-4 ماه یک بار خون اهدا میکنم! ادامه در شماره 2!

2-از هر 3 نفر یک نفر در عمرش به خون نیاز پیدا میکنه!
-شما با اهدا یک واحد خون میتونید جون 3 نفر رو نجات بدید!
-قطره ای از خون شما انسانی ترین هدیه شما است!
-اهدای خون برای سلامتی خود شما خوبه! تازه یه آزمایش خون مجانی هم میشید!
-فردا دیره! همین امروز به جمع اهدا کنندگان خون بپیوندید!
-اگه اشتباه نکنم چیزی حدود 97% خون مورد نیاز کشور از داخل کشور تامین میشه!
بیایید این 3% رو هم شما تامین کنید تا خون اجنبی نره تو بدن ما!
-چون من و شما وفادار هستیم با اهدا خون بخشی از وفاداری رو به دیگران انتقال
میدیم! پس بیایید وفادار ها رو زیاد کنیم..
-تازه عکس زیر رو ببین..میدونی چقدر از این فرشته کوچولو ها به خون من و تو نیاز دارن؟
میدونم الان حسابی متحول شدی و میخوای بری خون بدی..

3-رفتی خون دادی برگشتی نه!؟ اگه هنوز نرفتی آپدیت رو کامل بخون بعد برو! تا ساعت
30/18 باز هستن! درد نداره زیاد! ولی وقتی میری معاینه دکتر یه سؤال نآموسی! میپرسه
ازت! میگه آخرین رابطه جن سیت کی بود! حالا من هر چی به پیر و پیغامبر قسم میخورم
که بابا من زن ندارم! این باز میپرسه...آخرین رابطه...تا بالاخره راضی میشه!ولی دفعه آخر
شانس اوردم که یه خانم دکتر جوون بود که روش نمیشد بپرسه نپرسید!

4-یه نکته هست که ما هر وقت رفتیم خون بدیم ندیدیم یه خانم اونجا باشه و بخواد
خون بده!
ببینید ما آقایون چقدر فداکاریم! داریم از شیره وجودمون به شما زندگی
میبخشیم...ولی کیه که قدر بدونه!

5-اینم کامنت یه دوست به نام ر! نظر ما رو خواسته..
هیچ آخوندی به خاطر آخوند بودنش پول نمیگیره
بلکه به خاطر کاری که میکنه پول میگیره.درست مثل همه مردم!
حرف حساب جواب نداره!

6-همش با خودم این شعر رو تکرار میکنم که کاشکی به من نگفته بود...
...شاپری ها رفتنی ان...ستاره های بی نشون تو قصه ها موندنی ان
و اون هم ستاره ای بی نظیر بود و واسه همین من بهش نرسیدم...
پس به تک خال ها دل نبند...اونا جاشون اون بالاس.

7-برای اینکه نگید ضد فمنیست هستم! این مطلب رو خودم ننوشتم
بلکه بهش لینک دادم! بفرمائید اینجاس...

لینکک! با احترام به علی دائی...این لینک رو ببینید!

لینکک 2! هر وقت وقت کنم یه سر به این وبلاگ میزنم...

دلتنگی های کورش برای sh
تو نیستی اما اسمت،همیشه رو لبامه
بهانه ای برای شروع گریه هامه..

خوش روی روز...

سخن روز!
افسوس که جوانان نمیدانند و پیران نمیتوانند!

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٥

1-اول باید از شما دوستان خوب تشکر کنم که با نظرهاتون به من کمک کردید
و به من دلداری دادید...بعد هم یه اتفاق جالب افتاده که براتون میگم..یکی از
خواننده های قدیمی وبلاگ،ندا خانم در جریان همین پست آخر خواب دیده! اونم چه خوابی!
خواب دیده من با یکی از همکلاسی هام عروسی کردم! sh هم تو عروسی بوده و داشته
یواشکی گریه میکرده!!! حالا اینو داشته باش..منم هم بعد نوشتن اون متن خواب sh رو دیدم
جزییاتش یادم نیست! ولی خواب دیدم sh حام.. هستش!! نمیدونم این خوابا با هم ربطی دارن؟
یه چیز جالب دیگه اینکه ندا صورت من و sh رو به شکل هاله! میدیده! (جریان مستر پرزیدنت!)
پاورقی:خوشبختانه دیگه ایمیل نیومد و من هم برای اینکه این بحران تموم بشه
سعی میکنم این قضیه رو فراموش کنم..این دومین بحران بعد از شکست دوم بود!
پاورقی 2! غم هام تقسیم بر صد شد و بین شما تقسیم شد! الان حالم بهتره!
نکته! یادتونه گفته بودم انگشترم نماده عشقمه!؟ انگشترم شکست دوباره!

2-زندگی یه اتوبوسه! تو ایستگاه تولد سوار میشم...ایستگاه های بعدی
تحصیل ،کار ،عشق و ازدواج هستن..بعضی ها تو این ایستگاه ها پیاده میشن
و مسیرشون عوض میشه! سوار یه اتوبوس دیگه میشن! ولی بعضی های دیگه
خودشون رو به دست راننده سپردن! بهش اطمینان دارن که اونا رو به جایی که
باید برسن میرسونه! بعضی های دیگه هم سوار شدن که فقط ایستگاه آخر
پیاده بشن! ایستگاه مرگ! صدای راننده داره میاد...ایستگاه بعدی مرگ!
وای که چقدر فاصله ایستگاه عشق و مرگ زیاد به نظر میرسه برام

۳-به قول خبرنگار خبر ورزشی خبر کوتاه و دردناک بود...
خانواده تختی همه مدال های جهان پهلوان رو به قیمت 5 میلیون تومان
به فدراسیون فروختند!
یعنی مدال های تختی فقط 5 میلیون میآرزه؟
چرا باید خانواده تختی اینقدر محتاج بشن که این کارو بکنن؟

4-همیشه با خودم فکر میکنم سالها بعد! آخر عمری سر پیری! چی دارم که
بهش افتخار کنم...در واقع چه کاری کردم که بهش افتخار کنم! تحصیلات؟عاشقی؟
وفاداری؟پول!؟ به عبارتی موفقیت رو چی تعریف میکنید؟ که بعدا بگین من این
کارو کردم و بهش افتخار میکنم!؟

5-شنیدی میگن کار امروز رو به فردا میفکن! یه کاری هست که هر چی هم
موکولش کنی به یه روز دیگه هیچ وقت دیر نمیشه! اونم کندن قبر خودته!!

6-اون طرح بلیط مسافتی مترو که گفتم یادتونه! گفتم اجرایی نمیشه! اجرایی شده!
ولی خیلی خنده داره! موقع پیاده شدن وقتی یه نفر کارت میزنه تا رد شه
بین اون فاصله که اون مانع الکترونیکی برگرده سر جاش یکی دو نفر دیگه رد میشن!
عجب ملت باحالی داریم جدن! کیپ تو کیپ هم وای میسن که سریع رد بشن!

7-یه سؤال باحال! اگه یه سکه 5 تومانی از جیبت بیفته به نظرت صرف میکنه
خم بشی و ورش داری!؟

لینکک!به پاس کامنت های شما! یک مطلب به درد بخور براتون تهیه کردیم!
انتقال add list از یک id به id دیگر! فکر کنم بعضی ها به دردشون میخوره

دلتنگی های کورش برای sh
من که زندگیمو باختم واسه یه لحظه دیدنت...
                        نذار باز دلم بسوزه...دوباره با ایمیل زدنت!


خوش روی روز !..اینم اولین خوشروی مرد ما!..    فرستنده نازی!

سخن روز!  
منشا همه شایعات یک واقعیت است که هر کسی برداشت خودش را به ان اضافه کرده    ادولف هیتلر

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٥

1-فکر کن....پدر علیلش و مادر پیرش به همراه دختری که حلقه دستش کرده
و منتظر شوهر آینده شه منتظر این پسرن...فقط 20 سالشه...تو عملیات
به دست یه نفر از باند مواد فروش ها تیر میخوره و کشته میشه...
اهای ملتی که دنبال قهرمان میگردی..این قهرمان توه! ...سرباز وظیفه...

2-آهای دل من! دست بردار....دیگه بسه انتظار...دیگه اسمشو تو به یاد من نیار.. 
اون دیگه نمیآد...دیگه نمیآد...دیگه نمیاد... 
مرتبط!بی او هرگز نمیخوام به آرزوهام برسم...

3-دخترا خوشحال شده بودن که میتونن برن استادیوم و صفا سیتی!
ولی مراجع تقلید اعلام کردن که این کار از نظر شرعی مشکل داره!
یعنی چی که شما به ساق پای برهنه و پشمالو! فوتبالیست ها نگاه کنید!
اونم از فاصله چند صد متری! تازه بازیکن ها جو گیر میشن گل که میزنن میآن
جلو شما که تشوقیشون کنید! فحش و فحش کاری هم که بیداد میکنه! تازه
موقع بیرون رفتن همتون زیر دست و پا له میشید! شما باید خوشحال باشید
که از چنین بلاهایی نجات پیدا کردید!  اطلاعات بیشتر اینجا

4-قبلاً فکر میکردم خیانت کثیفترین و بدترین کاره ولی الان نظرم عوض شده!
قمار از اونم بدتره! تو مجله خوندم که مرتیکه قمار باز تو قمار زنش رو باخته!! 
فکر کن...نه نمیخواد فکر کنی! خیلی وحشتناکه! آدم چقدر باید.... بشه که
تو قمار رو زنش شرط ببنده...

5-اینجا بدحجاب نداریم که...ولی دارن با بدحجاب ها برخورد میکنن! یه خانم مهربون
میآد مادرانه نصیحت میکنه از اون جا که جوونهای ما بچه های حرف گوش کنی
هستن به حرف خانومه گوش میدن ولی اگه نه...یه آقای مهربون میآد و...
بگذریم! میتونید یه نمونه واقعی رو اینجا ببینید که چه کسانی رو نصیحت میکنن..
کسانی هم که یکم تنشون میخواره و سی ا سی هستن میتونن این ویدیو
رو ببین تفاوت پرزیدنت قبل از انتخابات و پرزیدنت الان رو بفهمن!
(ویدیو مربوط میشه به همین جریان بد حجابی)
نکته! من فقط اطلاع رسانی کردم هدف دیگه ای ندارم!
نکته 2! برای فیل تر نشدن از کلمات فیل تر کننده استفاده نکنید!

6-میگن زندگی بعد ازدواج از 3 شهر میگذره!
زنجان(زن جان)....اسمش روشه دیگه مرد همش قربون زنش میره!
میانه....بعد یه مدت اون تب و تاب میره و متوسط میشه!
برازجان....یعنی برو از جانم چه میخواهی!

7-آقا رفته بودم بقالی..یه چراغ قوه خوشگل دیدم! چشمو گرفت گفتم بخرمش..
از یارو پرسیدم گفت هزار تومنه و ضد ضربه هم هست! بدون اینکه نظر من رو
هم بخواد برای اثبات حرفش یهو چراغ قوه رو پرت کرد هوا! افتاد زمین باطریش
در اومد! ولی سالم موند و روشن شد! معلوم بود طرف بلوف نزده! شما هم اگه
رفتین خرید گفتن ضد ضربه هستش اینجوری شوتش کنید...ولی مسئولیتش با خودتون!

خبر...! خوب بر و بچ دیگه کم کم آماده باشید که دور اینترنت رو خط
بکشید و اگه خواستید میتونید از فیل تر نت ملی استفاده کنید! فیل تر نت برای همه!
با سیستم جدید تمام فعالیت های شما ثبت میشه که به کدوم سایت
رفتی و چند بار رفتی و..تو خود بخوان حدیث مفصل! توضیحات بیشتر

دلتنگی های کورش برای sh
سهم ما از بهار....ابر گریه دار....انتظار...انتظار..انتظار..

خوش روی روز! والا خوش رو های من که دیگه ته کشیده! از این به بعد این قسمت با همت
خود شما ها سر پا میمونه! ایمیل بنزنید لینک بفرستید خلاصه سنگر رو
خالی نکنید! فرستنده خوش روی امروز...نازی...

سخن روز!  
شاگردان متوسط هستند که جهان را تغییر داده اند نه شاگردان برتر و زرنگ.
هری ترومن

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٥

1-داشتم مبحث ارتباطات رو میخوندم (نه اون نوعیش که شلاق داره ها!)
نوشته بود...فقط 7 درصد (توجه کن باز هم هفت!) مفهومی که ما میخوایم
برسونیم از طریق لغات رسونده میشه! بقیش از طریق لحن و سایر ارتباطات
غیر کلامی مثل قیافه!طرز نگاه و...رسونده میشه! فکر کن...یعنی من اینجا
خودمو خفه کنم شما 7 درصد از این 7 تا مطلب رو میفهمید!!!

۲-یک سؤال فلسفی!به نظر شما اگه یه درختی تو جنگل بیفته ولی کسی
صدای افتادنش رو نشنوه صدایی ایجاد شده؟

۳-یه دوستی از وضع مالی من پرسید! میخواستم بگم بی اراده خدا
یه برگ هم رو زمین نمیافته! من هم از وقتی دلشکسته شدم وضع مالیم
خدا رو شکر خوبه...یعنی راضی هستم...خدا خون بهای دلمو داده!
نمیخواد دیگه چند تا درد داشته باشم!(خدایی عکس رو حال میکنی!؟)

۴-تو یه کلیسا نوشته بودن...
اگه نمیتونی بهترین چیز ها رو داشته باشی سعی کن از چیز هایی که داری بهترین
استفاده رو بکنی....
خیلی حرفه ها! واسه چی تو کف موندی! برو مطلب بعدی!

۵-این تیکه مخصوص تهرانی هاست! دیدین تو مترو قراره طرح بلیط مسافتی
اجرا بشه؟اونم با عنوان جذاب عادلانه کردن قیمت ها!یعنی کسانی که مسافت
کمتری طی میکنن کمتر پول بدن!این یه طرف سکه س!اون طرفش اینه که بقیه
هم باید بیشتر پول بدن!و احتمالش کم نیست که شما برید جزو اون بقیه!
خنده دار ترین قسمت این طرح اینه که ملت موقع پیاده شدن هم باید
بلیط خودشون رو نشون بدن!تصور کن با اون شلوغی و عجله مردم
برای رفتن بخوان بلیط رو چک کنن...وای!البته فعلاً این طرح اجرا نمیشه!
چون نمیشه اجراش کرد!و مدیریت هم حاضر نیست به شکست این طرح اعتراف کنه!

۶-یک خبر جالب و نگران کننده هست که روز 13 بدر یاهو id همه ایرانی ها رو
پاک میکنه و همین طور کل ایمیل هایی تو میل باکس تون هست! منبع خبر اینجا
من یک سری تحلیل در مورد این خبر دارم که پیشنهاد میکنم حتماً اینجا بخونیدش!


۷-توصیه! دوستان! امروزه جوونا حوصله ندارن ! حتی فیلم نمیبینن به جاش کلیپ
میبینن چون کوتاه تره! پس شما هم متن کوتاه بنویسید! من خودم 7 تا مطلب
کوتاه مینویسم که هر کس با خوندن یکیش میتونه نظر بده..شما اگه سبکتون
فرق میکنه حداقل از تکنیک هایلایت کردن! (همین که من تو متنم زرد میکنم بعضی جا ها رو)
یا پر رنگ کردن قسمت های مهم مطلبتون استفاده کنید تا کسی که عجله داره
بتونه مثلاً با خوندن یه خط! منظور اصلی شما رو بفهمه! تا کلاس بعدی خدانگهدار!

نکته! صفحه شکلک برای وبلاگ شما با یک سری شکلک جدید و قشنگ آپدیت شد!

دلتنگی های کورش برای sh!
ز غصه میخوام که بعد از این....بت روی تو بشکنم....

خوش روی روز!این خوش روه عشقولانه س!ببینی خودت میفهمی! فرستنده: ژیلا

سخن روز! 
ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.
جکسون براون

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٤

1-فیلم خواهر خوانده رو دیدم...یه پسره به قصد بالا کشیدن پول دختره!
به عنوان برادرش وارد زندگیش میشه و این محبت های خواهرانه پسر رو
عاشق میکنه...به بقیه اش کار نداریم! خواهر من! برادر من! نکن از این کارا!
هی محبت خواهرانه/برادرانه میکنی...اون بنده خدا عاشقت میشه بعد هم
این جمله کلیشه ای که تو مثل برادر/خواهر من میمونی! و من نسبت به تو
احساس عشق ندارم و نمیتونم به چشم همسر به تو نگاه کنم و از این حرفا...
هر وقت خواستی از این محبت ها بکنی به اینجاش هم فکر کن! باریکلا!
نکته: چه قدر دردناکه بفهمی اونی که عاشقش هستی خواهرته! که تو بچگی از
تو جداش کردن و تو نمیدونستی...

2-ما دو نوع دیابت داریم دیابت با مزه! و دیابت بی مزه! تو دیابت بامزه ادرار شیرینه!
(قند داره!) قدیما دکترا ادرار رو مزه میکردن بفهمن مریض از کدوم نوعه! بنده خدا ها...

3-استاد اورهد رو که روشن کرد دیدیم عکس دلار رو دیوار افتاده!
استاد گفت نگا کنین بچه ها رو دلار نوشته: in god we trust یعنی ما فقط
به خدا اعتماد داریم! بقیه با عدد و رقم! (پول) آره داداش اینجوریاس!
مهرورزی و کرامت انسانی و...جای خود! ولی اینم جای خود!

4-یه طرحی هست که میگه مهریه زنها باید به نرخ روز محاسبه بشه!
در جواب این مطلب یکی از نماینده ها گفته بود: زنها در طول عمرشون
استهلاک!!!دارن و نباید مهریه شون به روز باشه!
نظرت چیه؟
نکته: این مطلب از یه وبلاگ سی ا سی ! نقل میشه و چون این وبلاگ
هیچ گرایشی به این جور مطالب نداره از ذکر منبع خود داری میشه!!!

5-با یک کلیک ساده روی دکمه زرد وسط این صفحه هزینه یک وعده غذا ی
یک کودک گرسنه رو تامین کن! برای دوستات هم بفرست باریکلا!

6-یه بزرگی میگه..هیچ وقت امید کسی رو نا امید نکنید چون شاید..
               تنها چیزی باشه که براش مونده

7-یک مدتیه دارم کشف میکنم این وبلاگ شده پاتوق لیلی و مجنون ها!
کلی عاشق و معشوق میان اینجا و من خبر نداشتم! از اونجا که قدم این وبلاگ
خوب بوده و یه مورد! که مشکل داشتن تونستن ازدواج کنن (خیلی وقت پیش)
ما(من سابق!) با کمال پر رویی! خود رو به مقام والنتاین وبلاگ نویس ها مفتخر میکنیم!
باشد که این وبلاگ بخشی از مشکلات جوانان را حل کند!

اینم خوش روی روز!

دلتنگی های کورش برای sh
تنها تو این اتاقک...جز خاطره چی دارم؟  
                        تو خواب و بیداری، اسم تو رو می ارم..
سخن روز!  نداریم!

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!
فقط و فقط اگه صفحه کامنت ها باز نمیشه اینجا کامنت بده>>>>>                     
  GetBC(164); ۲۹ نظر




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٤

ما(من سابق!) والنتاین و اینا رو پیشاپیش و پساپیش!
تبریک نمیگیم! این قرتی بازی ها مال شهری هاس!!

1-تو پوستر هایی که برای ایدز ساختن نوشته..
برای پیشگیری از ایدز از رفتار های پر خطر بپرهیزید!
حالا یکی بیاد بگه این رفتار پر خطر که میگن یعنی چه!
مثلاً این پوستر داره میگه خانم ها رفتار پر خطر دارن! بهشون نزدیک نشین!

2-اگه این روزا دلتنگ هستید و دوست دارید گریه کنید من براتون یه ویدیو
آپلود کردم! اسمش اینه....تنهایی...همه عاشق های تنها دانلود کنن
کیفیتش خوبه حجمش هم ۴.۵مگ هست.اگه دانلود کردید حتماً
بعد از دیدن نظرتون رو برام بگید.. دانلود
توضیح: خود کوجی زادوری اینو به عنوان یکی از بهترین ویدیو هاش میدونه

3-فکر کنم یه بار قبلاً نوشتم این جمله رو ولی باز میگم...
واقعاً جای تأسف است که فقط مردان عرب میدانند چگونه با زنان رفتار کنند!
(فکر نمیکنم توضیح دیگه ای لازم باشه!!!)

3-میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست! این خبر رو بخونید
تا بفهمید منظورم چیه! سال نو با فیل تر ینگ ملی!
زین پس به جای واژه غریب و نامانوس اینترنت! بگوییم فیل تر نت!!
جدیدترین شاهکار مخابرات رو هم اینجا بخونید! میدونید چرا فیل تر نت به
این روز کشیده شده؟ چون یه عده آدم متعهد ولی غیر متخصص مسئول هستن!

5-هی فکر میکردم شادمهر چه طور میگه...حتی بمونی عاشقت نمیشم!
بعد فهمیدم که برمیگرده به این بیت..
مرنجان دلم را،که این مرغ وحشی، ز بامی که برخاست ،مشکل نشیند!
نظرت چیه....میتونی دوباره عاشقش بشی؟

6-فیلم یک بوس کوچولو رو دیدم...فیلم خسته کننده ای بود! ولی آدم دلش
نمیاومد نصفه ولش کنه!!لپ کلامش این بود که کسانی که خوب زندگی میکنن
مرگ براشون مثل یه بوس کوچولو میمونه!
و عزراییل هم براشون مثل هدیه تهرانی
ظهور میکنه! (یکی میگفت اگه اینجوریه کاش زودتر بمیریم!) خدا قسمت کنه
که ما هم تو این دنیا خوب زندگی کنیم تا این بوس کوچولو نصیب ما هم بشه! آمین!

7-یادتونه یه بار گفتم خونم داره قطره قطره میریزه..؟ یه تعبیر دیگه هم پیدا کردم!
دارم مثل شمع ذره ذره آب میشم!قدیما که شکنجه میکردن بعضی ها رو با آتیش
یا میله داغ میسوزوندن بعضی ها رو زیرشون شمع میزاشتن! تا ذره ذره بمیرن!!

لینکک! چیز هایی که یه وبلاگ نباید داشته باشه!در ضمن آلبوم جدید و قشنگ
رضا صادقی به نام دلم برات میسوزه رو هم همون جا میتونید دانلود کنید!

اینم خوش روی روز! در ضمن خوش رو هامون به همین زودی داره ته میکشه!
برای پایداری این قسمت خوش روهای خودتون رو ارسال کنید!!!
شاید تبدیل شد به عکس روز شاید هم کلاً حذف شد!

دلتنگی های کورش برای sh
فدای چشم مست تو....اگر به راه عشق تو.....خدا مرا فدا کند....

سخن روز!
ثروت را میتوان پنهان کرد. اما فقر را نه.
ضرب المثل فارسی

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!
فقط و فقط اگه صفحه کامنت ها باز نمیشه اینجا کامنت بده>>>>>
۳۷ نظر




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٤

1-سر کلاس تاریخ اسلام استاد میگفت به نظر بعضی علما کسانی که اهل کتاب
نیستن (منظور دین الاهیه ها!) نجس هستن!به دوستم گفتم بپرسه من نجس هستم
یا نه! اونم پرسید استاد گفت یه عده علما مثل شهید مطهری زرتشتی ها رو اهل
کتاب میدونن...آخیش پس من نجس نیستم!
مرتبط! :آیت الله جنتی گفته غیر مسلمانان حیواناتی هستند که روی زمین
میچرند و فساد میکنند! تفسیرش با خودتون!

2-تو تلویزیون میگفت الفبای پیشگیری از ایدز 3 چیزه!
              وفاداری! پرهیز! پیشگیری!

3-اون زمان ها که میرفتیم یزد خونه مامان بزرگ وقتی یکی از ما نوه ها آیفون رو
ور میداشت بپرسه کیه؟ طرف از اون میپرسید تو کی هستی!!!! چون مردم همه
هم رو میشناختن! طرف تعجب میکرد این کیه خونه ایناس!ولی خنده داره ها
آیفون رو ور داری ازت بپرسن تو کی هستی!؟

4-استاد میگفت...
در عین نیازمندی بی نیاز بودن هنره....ولی من خیلی ها رو میشناسم که...
در عین بی نیازی نیازمندن!....خیلی حرفه ها! مگه نه؟

5-این بار میخوام نکته ای از بازی شاهزاده ایرانی 3 بگم براتون!
تو این بازی prince of persia,the two thrones فرح به شاهزاده میگه بیا
به مردمت کمک کن! شاهزاده میگه من باید دشمن اصلی شون رو از بین ببرم
و وقت نیست باید عجله کنم! واقعاً حکایت یه کشوریه ها! که شاهزاده شون
تو فکر از بین بردن دشمن اصلیه ولی به فکر مردم نیست که تو چه بدبختی دارن زندگی میکنن!

6-آخر بازی شاهزاده یه حرف قلمبه سلمبه از خودش در میکنه!
...خیلی ها فکر میکنن زمان مثل یه رودخونه میمونه که همیشه تو یه جهت
حرکت میکنه اما من اینو تجربه کردم که زمان مثل یه اقیانوس خروشان میمونه
که امواجش دایم در جهات مختلف دارن حرکت میکنن! منظورش رو فهمیدی؟
انیشتین هم یه همچین چیز هایی میگفت! نظرت چیه؟

7-یک نفر به وفادار: تو قصه گوی عشقی....نگو که حرمت عشق شکسته
                                تو آبروی عشقی(آخر خود تحویلی!)

پس پستی! این قضیه هم ذات پنداری تو پست قبلی گوشه ای از شخصیت
خیلی ها رو نشون داد!(مثلاً من > دیوونه!)

دلتنگی های کورش برای sh
حیف است که ارباب وفا را نشناسی......ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس....این پاکترین عشق خدا را نشناسی

سخن روز!
فهم این مساله که بیشتر افکار ما به اندازه افکاراطرافیان ما ابلهانه است، امری است دشوار. 
جیمز هاروی رابینسون
 
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!
فقط و فقط اگه صفحه کامنت ها باز نمیشه اینجا کامنت بده>>>>>                     
۲۷ نظر    




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٤

یه نظرسنجی جدید در مورد قسمت های وبلاگ گذاشتم!
 ستون سمت راست لطفاً شرکت کنید!

برای تنوع این قسمت رو از قعر! پست اوردم اول پست!

جوابیه از زبان sh برای دلتنگی ها!
شاید اگر دایم بودم کنارت،یه روز میدیدم که دوستم نداری
میخوام برم که تا ابد بمونم (تو دلت)
سخته برای هر دومون میدونم
رفتن من شاید یه امتحانه...واسه شناخت تو تو این زمونه
غصه نخور،زندگی رنگ وارنگه...یه وقتایی دور شدن هم قشنگه
جواب من!>>>>>

1-آدم وقتی فیلم میبینه همیشه از یه شخصیت فیلم خوشش میاد و به اصطلاح با اون
هم ذات پنداری میکنه! یعنی خودشو جای اون میذاره! نمیدونم چرا هر وقت فیلم یا
سریال میبینم با شخصیت دیوونه یا عقب مونده فیلم احساس هم ذات پنداری میکنم!
شما با چه شخصیت هایی احساس هم ذات پنداری میکنید؟



2-اون سال اول دانشگاه یه درسی داشتیم به نام جامعه شناسی پزشکی!
تو یه تیکه ش نوشته بود ممکنه که ما جوامع دیوانه داشته باشیم! یعنی شاید
این دیوونه ها هستن که در اصل عاقل هستن! و ما دیوونه هستیم! نظرت چیه؟

3-ما تو مدیریت یه مبحثی داریم به نام قدرت!(به چه شیرین!) میگه قدرت چند تا
منبع داره! (به ما چه!) شاید برای ما قابل دسترس نباشن ولی یکیشون هست!
قدرت اطلاعاتی! یعنی وقتی شما یه چیزی رو میدونید قدرت دارید! چون کسانی
که اونو نمیدونن به شما نیاز دارن! پس درس بخونید! (اینم نصیحت بابا وفادار!!!)

4-یادتونه یه بار از فیلم ماتریکس براتون گفتم؟ این بار از بازیش براتون میگم!
میگه....توانایی های شما فقط محدود به ذهن شماس! یعنی کافیه تصور کنی
اون وقت میتونی!
خیلی حرفه ها! تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا!
قمیشی هم ماتریکس میدیده! حال کردی ؟؟

5-یه داستان تاریخی! یه سردار خونخواری! وقتی یه شهری رو فتح میکنه میره سراغ
یه زن تا... زن میگه این کارو نکن به جاش من یه طلسم بهت یاد میدم که هیچکس نتونه
تو رو بکشه!برای اینکه بهت ثابت بشه رو خودم امتحان کن! بعد یه ورد میخونه میگه گردنم
رو بزن تا باورت بشه! سردار گردنشو میزنه و زن میمیره! و با این کلک عفت خودش رو حفظ میکنه!

6-دیدین بعضی مغازه ها هستن هنوز نیومدی تو میگه نداریم!!!
استاد میگفت وقتی من میرم تو این مغازه ها میگم..من عقل و شعور و معرفت
میخواستم ! نداری!؟ خداحافظ شما!

7- متاسفانه ...
تا نباشد از جانب معشوق کششی....کوشش عاشق بیچاره نیابد حاصلی

پاورقی! تازگی یه سریال شبکه 3 گذاشته....و خداوند عشق را آفرید!
به نظر جالب میاد! ببینید.اسمش که قشنگه! شنبه ها بعد از برره! نزدیک 30/20

دانلودک! آهنگ خنده دار مادرشوهر! چون بیشتر خواننده های این وبلاگ مثل توی
دانشگاه دختر هستن! اینو گذاشتم!
تماشائی!این دفعه که رفتیم کوه 2 تا اردک دیدیم! البته تو رستوران! شما هم میتونید اینجا ۱ ۲
ببینیدشون! اگه بعضی وقتا عکس ها دیده نمیشن به دلیل خرابی سرورشونه! بعدا دوباره سر بزنید!

سخن روز!
تا وقتی که گردنت را خم کرده ای، به تو پس گردنی می‌زنند. 
ضرب المثل ترکیه‌ای  

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!
فقط و فقط اگه صفحه کامنت ها باز نمیشه اینجا کامنت بده>>>>>                       
GetBC(146); ۲۴ نظر   




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٤


1-به نظر شما اگه در دنیا زن نبود چی میشد!؟خوب معلومه خیلی چیزا میشد!
(متاهل ها: آخ چقدر خوب میشد!) ولی میشه با اطمینان گفت که دیگه جنگی در کار نبود!
شما ریشه هر جنگی رو که بگیریدآخرش به یه زن میرسه!!!

2-خدایا تو تنهایی....میدونی تنها بودن چه سخته ولی..
بمیرم گر ز تنهایی....پس از تو دل نمی بازم

3-اسم یک بازی هست....devil may cry...یعنی شیطان هم گریه میکند!...ببین دنیا به کجا رسیده
که شیطون هم دیگه کم اورده!

4-دوباره خوابش رو دیدم...خواب دیدم که بهش رک و پوسکنده گفتم که چقدر دوستش دارم
اونم قبول کرد که بیاد شریک زندگیم بشه! میدونی...این از اون وقتا بود که ذره ذره وجودم،
هر سلول بدنم با تمام وجود میخواست ببیندش...میخواستم از تو خیالم بکشمش بیرون
و بقلش کنم....میفهمی....؟حیف که نمیشد..

5-بچه ها فیلم ماتریکس رو دیدین؟ مهم نیست!
میدونید که ماتریکس یه فیلم فلسفیه نه اکشن!؟
راستی میدونید ماتریکس یعنی چی؟
تو دیکشنری نوشت : زهدان ، محل پیدایش!
والا مردم چه اسمایی واسه فیلم هاشون انتخاب میکنن !
بگذریم....ماتریکس بحث میکنه که ما آدما داریم تو دنیایی که ذهن خودمون ساخته
زندگی میکنیم و دنیا 180 درجه با اینی که ما فکر میکنیم فرق داره!یعنی ما نمیتونیم
واقعیت دنیا رو درک کنیم! متوجهی که؟
شبیه این سؤال رو از استاد معارف پرسیدیم گفت که:
خدا اگه میخواست ما رو گول بزنه که دنیا رو نشناسیم اون وقت دیگه
مسئولیت نداشتیم!
یه همچین چیزایی! الان درست یادم نمیاد!
خلاصه شما میگید دنیا همین جوریه که ما فکر میکنیم؟
یا ما تو سلول خودمونیم و دنیا رو فقط سلول خودمون میبینیم؟
شاید هم: کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ؟؟؟؟

6-یادمه دبستان که بودیم گفتن مدرک تحصیلی پدر و مادرتون رو بنویسید!
ما که اون موقع این چیزا سرمون نمیشد! یه دیپلم شنیده بودیم نوشتیم دیپلم!
بقل دستی من نمیدونست! میگفت دیبلون ! هم مدرک تحصیلیه!؟ آخی..چه بچه های
نازی بودیم!

7-وقتی تختی خدا بیامرز شد روزنامه ها نوشتن خودکشی بوده!اونم به خاطر یه زن
یعنی تختی هم آره؟ این مهم نیست! مهم اینه که خودکشی به خاطر عشق به یه زن
اینقدر پسته؟یا زن ارزشش رو نداره؟ یا خودکشی؟

جالبک!  مایو اسلامی در ترکیه ساخته  شد! این مایو نور آفتاب رو هم از خودش عبور میده!
و میتونید با اون حموم آفتاب بگیرید! عکس این مایو بی نظیر رو اینجا ببینید!

ته دیگ امروز!
یکی میگفت بوسه خیلی رمانتیکه و با بقیه چیزا فرق داره! آخه تو بوسه (از نوع خفن!)
تو بخشی از روحت رو درون فرد مقابل می دمی!

اینم دلتنگی های من..
اگه روزگار گذاشت یه بار دیگه دنیا بیام......بازم عاشقت میشم،بازم سراغ تو میآم

 سخن روز! 

کسی را نا امید نکن...ممکن است امید تنها چیزی باشد که او دارد! (قابل توجه بعضی ها!)

منبع:سرقتی!

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

فقط و فقط اگه صفحه کامنت ها باز نمیشه اینجا کامنت بده>>>>>                      GetBC(108); ۲۳ نظر




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ تیر ۱۳۸٤

۱- خانم تهمینه میلانی میگه: مردای جامعه ما دوست دارن جامعه پر از دخترای خوشگل
و تو دل برو باشه ولی همین دخترا خواهر و مادرشون نباشن!! خیلی حرفه ها! نظرت چیه؟

2-سر چارلز اسپنسر چاپلین! میگه: من احساس میکنم اسمم شبیه منه!
واسه همین همیشه اسمم رو خوش خط مینویسم!! شما هم فکر میکنید طرز دیکته اسم شما
شبیه خودتونه!؟

3-میدونین اون زمان ها! بزرگترین تفریح و دلخوشی من چی بود!؟
هر وقت میرفتم خونه شون یه روزنامه با خودم میبردم که خبر های جنجالی داشته باشه!
یادمه اون موقع امید جوان میخریدم! خلاصه این روزنامه رو میدادم بهش تا یه قسمتیش
رو برا همه بخونه! بعد من با خیال راحت میشستم چشمام رو میبستم و گوش میدادم!
آخه صداش رو خیلی دوست دارم..تازه بعضی وقتا خیره میشدم تو چشماش...احساس میکردم
دارم غرق میشم تو چشماش! خیلی احساس جالبیه نمیدونم تجربه کردین یا نه..

4-کمی تا قسمتی ...!:
آمریکایی ها میگن برای اینکه ایرانی ها را سرگرم نگه داریم باید گشنه بمونن
و اگه بخوایم عرب ها را سرگرم نگه داریم باید سیر و ثروت مند نگهشون داریم!
خیلی حرفه مگه نه؟


5-توی دفتر خاطراتم عکسش رو چسبوندم و این متن رو نوشتم تا سندی باشه برای آیندگان!
دادم اسمشو با طلا نوشتن......زیرش یه شیطون بلا نوشتم...
نوشتم دشمن جونم همینه!.....اگه مُردم بدون حالا نوشتم...
نوشتم از همه خانم ترینه.........اونیکه توی خواب دیدم همینه!
نوشتم رعد و برق چشماش از دور...میآد تو سینه آدم می شینه
ولی با همه بی وفاییش....کورش دوستش میداره


6-میدونی چرا کاندولیزا رایس با ایران دشمنی داره؟ نمیدونی!؟ پس اینجا رو بخون میفهمی!
-گفتم حالا که روز های شیرین!! کنکوره من هم ماجرای کنکور دادنم رو بنویسم! شاید باعث
عبرت شود! اگه دل شیر داری اینجا نوشتمش! بیا بخون!


۷-اینم دلتنگی های من...

تویی که میپرستم....تا وقتی زنده هستم...
به پای عهد و پیمون...تا جون دارم نشستم..
عزیز جونم تویی....امید خونم تویی...
دلیل اینکه میخوام عاشق بمونم ، تویی...

جمله هفته:
با روی خوش به اشتباه خود اعتراف کنید(عمرا!).حتی مداد مدیرعامل هم در انتهایش مداد پاکنی دارد.               پرمودبترا  

برای سعادت مند شدن سه چیز لازم است: اول پول، دوم پول، سوم پول! 
             ناپلئون بناپارت  

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٤

 بدون مقدمه میریم سراغ نکات ازدواج قسمت دوم!

1-ازدواج کنید چون برای بقای نسل لازم است!
2-اولاد به تعداد نیست که! کیلویی هم نیست مثل هفت صد کیلو خیار! یه اولاد صالح به از...
3-قدیما میگفتن اولاد بازوه الان میگن اولاد شکمه! پس فرزند زیادی موقوف!
4-آقا و خانم ! قناعت داشته باشید! حتماً که موقع ازدواج نبایدخونه شخصی و هزار چیز
دیگه داشته باشی!
5-ببین قران چی میگه:
کنتم قلیل کثرکم ( خدا کنه غلط ننوشته باشم)
حاج آقاگفت..تعداد زیاد مسلمان ها یک نعمته..ببینید هی اسراییلی ها تبلیغ میکنن بچه هاشون زیاد شه! اون وقت ما برعکس!


6-آدم ازدواج که میکنه باز میشه! یعنی اولا میگفته خودم و کتم و شلوارم و....حالا میگه:
خودم و خانومم و مادر زنم و...!
7-زن و مرد باید به هم آرامش بدن! یعنی چه هی به هم نیش میزنین!؟
8-وقتی ازدواج کردید یک رکعت نمازتون هفتاد رکعت حساب میشه!

حتماً این اخر کاری فهمیدین که باز هم در محضر حاج آقا بودیم!!


متفرقه!: حاج آقا قیافه من حرامه؟ حاج آقا: نه! اگه خودتو نباختی و این مدل رو دوست داری
و از یکی دیگه تقلید نکردی ما مخلص شما هم هستیم!


متفرقه 2 :

حال من خیلی عجیبه....دوست دارم پیشم بشینی....من نگات کنم تا، تو چشام عشق رو ببینی..


هشدارک!
یه ویروس فوق العاده خطرناک! ساخت ایران! (تبریز) وارد نت شده...با عنوان گرین کارت به ایمیل شما
میآد و اگه بازش کنید ممکنه تمام مادر بورد تون بسوزه!! خلاصه خیلی مواظب باشید!

میدونم فرقی نداره.........واست عاشق بودن من...
میدونم واست یکی شد....بودن و نبودن من...
.

 
اولش گفتم یه حسه...یا یه احترام ساده...اما بعد دیدم یه عشقه....
آخه اندازش زیاده...
بیا و مثل گذشته....جز به من به همه شک کن...
من بدون تو میمیرم.....بیا و بهم کمک کن....................

اینم جمله هفته!

وقتی پای قراردادی را امضا میکنی، متنهای ریز را بدقت بخوان.

 چیزهای مهم در قراردادها ریز نوشته میشوند و چیزهای بیهوده درشت.


جکسون براون  

راستی تعداد وفادار ها 3 رقمی شده! باید به دنیا امیدوار بشیم! در ضمن من سعی میکنم
خلاصه بنویسم ولی اکثراً نمیشه! شما ببخشید..در ضمن اگه پراکنده مینویسم واسه اینه که همه سلیقه ی رو جواب بده!


کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٤

 میدانی قطع نخاع یعنی چه؟ این عنوان کم کم داره در کامنت دونی یه عنوان آشنا میشه!
این عنوان وبلاگ ( سایت) یکی از دوستان با روحیه ، با ذوق در نوشتن و کلاً یک آدم باحاله!
اگه میخوای با یه جانباز قطع نخاع آشنا بشی حتماً به سایتش سر بزن .دوست داشتی هم
بگو که از اینجا اومدی که من هم بفهمم کیا رفتن...

http://iran.special.ir/

آقا امروز استثناً اجاره دادیم اینجا رو! البته نصفه!
قبلش یه رفع ابهام بکنم! بابا من که نرفتم خواستگاری هی میگین مبارکه و...!
این مال همون دلشکستگیمه....4 سال پیش...افتاد؟
در ضمن دوستانی که کامنت میدن اگه اپدیت هستن بنویسن
 که من مجبور نشم همه رو چک کنم !

پس  متن جالب این دوستمون رو بخونید....( به دلایلی نمیتونست در وب خودش بنویسه)


دیگه اعصاب برای من باقی نمونده . همش بهم می گن :

چرا ازدواج نمی کنی ؟ چرا فلانی اومد ردش کردی ؟

 چرا این یکی رو نخواستی ؟ چرا اون رو نمی خوای ؟

ای بابا ، بسه دیگه !!!

چقدر می خواین یکی رو برای ازدواجی که حتما وقتش نیست ،

 مصلحتی در کارش نیست ، قسمتش نیست تحت فشار بذارین ؟

همش می گن :

دیر شد ، مگه می خوای ترشیده شی ؟

آخه مگه ازدواج به همین سادگیاست .

مگه می شه هرکی از در اومد و گفت : (( غلامت میشم ))

بگی بسم لله ؟!!

نه دیگه . نمی شه . خاکشیر نبات مجانی که واسه ما دخترا خرج نشده !

عمر پدر و مادرامون صرف بزرگ شدن و یادگیری ما دخترا شده .

تازه  مگه همیشه ما دخترهائیم که باید از طرفمون خوشمون بیاد ؟ نمی بینی ؟

پسر های این دوره زمونه دیگه دنبال یه دختر نجیب و خانواده دار و ساده نیستند که

دنبال یه جواهر یاقوت پیشونی و پدر مایه دار ، با تیپ روز و کلی ناز و افاده اند .

( البته نه همه ی پسرا ، نگید خشک و تر رو با هم سوزوند ! )

حالا من دانشجو ، یکی میگه :

زنم باید یا کارمند باشه ، یا معلم باشه ، یا سال آخر دانشگاه باشه که خرجش پای من نیافته ...

حالا چی ؟ ... خودش دیپلم بیکار  و  سربازی نرفته !!!!!!!!!!!!!

بابا کی گفته سطح توقعات دخترها بالاست ؟

 اگه من ریشه ء اون آدم رو پیدا کنم از ریشه قطعش می کنم .

خوبه ما دخترا اگه واقعا علاقه مند بشیم ، به همه چی ،

حتی بدبختی در کنار مثلا محبوبمون رو تحمل می کنیم .

جدیدا هم که مد شده ازدواج ها بر اساس دوستی ،

توی کوچه یا دانشگاه و یا چت و اینترنت صورت می گیره .

یکی مثل من هم که اهل این چیزا نیستم ، معلومه دیرتر ازدواج می کنم .

 اما با یک خوبش !!! یه سربه راهش . یه اهل زندگی ،

نه کسی که معلوم نیست با چند نفر دوست بوده و ( لااله الاالله ) ...

بهر حال خسته شدم از اینکه همش گیر میدن ( حیفه که از رنگ و رو بری ) .

به خدا این آرزوی هر دختریه که یه روز به یکی دل ببنده تکیه کنه  و باور کنه کسی هم او رو دوست داره . خلاصه اینکه ازدواج آرزوی نهفته ی ما دخترهاست .

مخصوصا پوشیدن لباس عروسی !

آقا پسرا  !!! آقایون محترم جوون ...

لطفا  لطفا کمی اهل کار باشید . کمی شما هم کم توقع باشید .

به احساس دخترا اهمیت بدید . پس انداز هم بکنید .

 اینقدر ما دخترا رو هم منتظر نذارین . تنبلی رو بذارین کنار .

اهل رفاقت با دخترای بیکار و هرزه هم نباشید . به نگاه های اطرافتون

 ( دخترایی که شاید واقع شما رو دوست دارن ، ولی چیزی نمی گن ) هم توجه کنید .

در ضمن یادتون باشه این فقط حق شما نیست که عاشق باشید .

یکم هم مادرهاتون رو نصیحت کنین تا اینقدر موقع خواستگاری

 واسه شما وسواس نداشته باشن و اینجور ترسناک ما دخترا رو زیر چشماشون له نکنن .

با کلی سپاس از آقای دلشکسته ی مهربون که اجازه داد یه آپش رو من استفاده کنم .

با آرزوی خوشبختی برای همه

                                      دختری با قلبی پر از حرف  

لازم به ذکر است شکلک گذاری و عکس از من بوده امیدوارم ابهام ایجاد نکرده باشم!

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٤

 گفتم شب اپدیت کنم سیزده به درتون خراب نشه!!
امیدوارم به همتون خوش گذشته باشه...من که مثل 3 سال گذشته....بگذریم..

1-دیشب اخبار گفت: خاتمی رییس جمهور از یه جانباز اصفهانی که 18 ساله تو کما هست
دیدن کرده...یه خورده فکر کن...میفهمی 18 سال یعنی چی..؟


میدنی خونوادش چی میکشن...18 تا عید...18 تا سیزده به در...میدونی چقدر پول دارن میدن..
بگذریم ..منظورم این نیست...من میگم:
حالا اگه این جانباز عزیزمون بعد از 18 سال از کما بیرون بیاد و وضع مملکت و جامعه رو
ببینه به نظرت چی میگه؟ راضیه؟ اون رفت جنگید تا ما الان اینجوری باشیم؟
بگذریم...سیاسی میشه و خطرناک! من هم که سیاسی نیستم ..پس مطلب دوم..

2-زلزله سونامی  که یادتونه....میتونی تصور کنی 9 ریشتر یعنی چی؟
شرط میبندم نمیتونی! یادت نره تهران هم زلزله میآد...دیر یا زود...بالای 7 تا...
ولی نمیخوام اینو بگم! بعد از سونامی یکی از حاج آقا ها گفت که این زلزله بلای اسمانی
بوده! چون مردم اون مناطق اخلاق و دین و ایمون درست حسابی نداشتن! همش لخت بودن!!
حالا یکی نبود بپرسه تو بم هم مردم لخت بودن!!!!؟

3- توی سریال خوش غیرت میگفت.....نخل های بی سر بارشون غیرته و شرف دارن
به نخل های با سر که بارشون خرماست! کاش همه نخل ها بی سر بودن! ...جالبه نه؟


4-گر چه از تو ،یه جوابم نگرفتم این همه سال(4 سال)
مینویسم یا نوشتم ،هر چه بود حال و احوال(وبلاگم)
نامه بر باد،نامه بر آب،نامه های بی جواب....
به نشون و اسم اون که اومد و رفت مثل یه خواب...

۵-نمیدونم سریال دوباره زندگی رو تو عید دیدین یا نه...کاری به سریالش ندارم! اسمش رو میگم
وقتی آخر سریال مینوشت دوباره زندگی.. و اون آهنگ بی کلام رو میزد یه حس غریبی بهم
دست میداد...چدن بار با خودتون تکرار کنید..
دوباره زندگی...دوباره زندگی...دوباره زندگی....
اثر کرد؟

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ فروردین ۱۳۸٤

۱-این فیلم هایی هم که تو عید نشون میده بد نیست ها!
فیلم عاشقانه رو دیدین؟
موضوع جالبی داشت...میگن زندگی همش پول نیست! ولی 99% ش که پول هست!!!
توی یه صحنه خسرو شکیبایی به نامزد اون دختر میگه...
این دختر میتونه مثل ملکه زندگی کنه...حقش رو هم داره...تو میتونی این زندگی رو
براش فراهم کنی؟؟؟؟
در این لحظه من به فکر فرو رفتم!
اگه رقیب عشقی شما این حرف رو بهتون بزنه چه کار میکنید؟ حتی تصورش هم سخته!
به نظر تون کدوم کار درسته؟

  • 2- این یک زن افغان است! من چیزی نمیگم شما نظر بدید!

  • 3- آقا من این چند روزه تنها بودم مجبور بودم همش ساندویچ بخورم!
    یه دفعه که رفته بودم ساندویچ بخرم...خیلی ریلکس! اینجوری...>>
    دوتا هزاری سبز در اوردم دادم یارو! همون موقع هم یه خانومی فکر کنم افغانی
    بود کلی پول خورد ریخت رو میز و گفت دو تا ساندویچ بده ( ارزون ) من یه نگا به
    ساندویچ های مخصوص انداختم...گفتم خدایا شکرت....شما هم یادتون نره چه
    نعمت هایی دارید.....

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٤

اینم اولین نوشته من در سال جدید..
بچه ها شما ها به سرنوشت اعتقاد دارید؟
داشتم آلبوم جدید منصور رو گوش میدادم یه جا میگه:

اشتباه های من و تو ، تقصیر آسمون نیست (؟)

نمیدونم....تقدیر و سرنوشت شده بهانه ما برای همه چیز..
ما یه ترم با استاد معارف تو دانشگاه دعوا کردیم که سرنوشت و تقدیر قضیه ش چیه..
استاد هی میگفت خدا میدونه که چی قراره بشه ولی این دلیل نیست که همه چیز از
قبل تعیین شده باشه...یعنی جبری در  کار نیست..
استاد هر چی گفت ما که نفهمیدم و قبول نکردیم منظورم کل بچه هاست.
اگه از قبل معلومه که قراره چی بشه  که هیچی دیگه دست ما نیست ولی اگه معلوم نیست
و دست خودمونه پس این قسمت و سرنوشت دیگه چه صیغیه ؟
نمیدونم والا! شما فکر کنید و نظرتون رو بگید! راستی یه نظر سنجی در مورد سرنوشت
به جای نظر سنجی قبلی گذاشتم ستون سمت راست وبلاگ اون پائین..لطفاً شرکت کنید!

راستی نظرتون در مورد این چیه؟

سرنوشت را نمیتوان از سر نوشت (؟)

 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۳

موزیک و رقص!

یه بحث جالبه! رقص و موزیک!
واسه عوض شدن حال و هوای وبلاگ!
 



اول رقص! نظرتون در این مورد چیه!
والا یه زمانی این واسه من مشکل شده بود!
همش گیر میدادن که تو باید برقصی!! بابا به کی بگم بلد نیستم! خلاصه به زور ما رو
میفرستادن اون وسط! ( دوران عاشقی...الان که هیچ نمیرم که مجبورم کنن!) من هم
یه خورده نرمش میکردم!! ورزش میکردم تا اینا راضی بشن من بیام بشینن!
بدبختی این بود که مثلاً میرفتیم شمال...لب دریا...اونجا که نمیشد دخترا برقصن!
من و پسر دایی هام میشدیم مضحکه! که بریم برقصیم!
حالا بگذریم این خارجی ها که رقص خوراکشونه! ما هم فکر کنم داریم راه اونا رو میریم!
علما میگن که حرامه من هم یه جورایی موافقم..
ولی وقتی اونا رو میبینم که چقدر شادن و ما چقدر افسرده! فکر میکنم
شاید رقص بد هم نباشه مخصوصاً تنهایی!
به نظر من میتونه مثل یه سوپاپ عمل کنه! وقتی داری از غصه میترکی! یه خورده
از فشاری که روته کم میشه! من این روزا خیلی داغونم گفتم دو تا آهنگ شاد بزارم
شاید حالم بهتر شد...ای بد نبود یخرده خندیدم!شاید اگه میرقصیدم حالم
بهتر هم میشد!
از خیلی ها پرسیدم وقتی نا راحتن چه کار میکنن گفتن اهگ غمگین گوش میدن!
حالا من یه بار بر عکس امتحان کردم بد نبود! شما هم امتحان کنید!

منتظر نظر و تجربه شما هستم!

راستی یه پیشنهاد....بیاین آهنگ ها ی قشنگ از خواننده هایی که معروف نیستن رو به هم
معرفی کنیم تا همه لذت ببرن!

راستی من قبل از عید باز هم اپدیت میکنم! روز عید یا قبلش!

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۳

میدونید که باز هم کرمان زلزله اومده...این بار زرند..


دیشب داشتم تلویزون میدیدم...یه حاج آقا یه چیزایی میگفت که بد نبود!

1- این زلزله ها که میاد پشت سرش یه زلزله دیگه هم میآد! اونم تو قلب های ما!
نظر شما چیه؟

2-ایمان با بلا رابطه مستقیم داره! یعنی ما که بلا زیاد سرمون میآد ایمانمون زیاده..؟
نظر شما چیه؟

3-خدا این سختی ها رو میذاره که ما به یادش باشیم! یادمون نره که خدایی هم هست...
نظر شما چیه؟

4-این داستان آموزنده رو هم گفت:
یه روز یه مرده داشته تو بیابون راه میرفته! یه مار میبینه! دنبالش میکنه!
این مار میره تو دهن یه مرده که اونجا خوابیده بوده!! یارو با خودش فکر میکنه
اگه این بابا رو بیدار کنم بگم مار خوردی که سکته میزنه میمیره! اگه هم بیدارش نکنم
مار تو شکمشه میکشدش! خلاصه فکر میکنه...
یارو رو بیدار میکنه! شروع میکنه به زدنش!!! میگه چرا میزنی؟ جواب نمیده!
میبردش به زور میگه این میوه گندیده ها رو بخور! یارو هم مجبور میشه! بد خودش
سوار اسب میشه! یارو رو با شلاق میزنه تا راه بره و بدوه! خلاصه یارو اینقده میدوه
تا بلا میآره! ماره هم از شکمش میآد بیرون! بعد مرده میگه دیدی من کاریت نداشتم
میخواستم کمکت کنم! به نفعت بود!

نتیجه: هر چی بدبختی میکشید به نفعتونه!
نظر شما چیه؟

 

5-ممکنه همه اینا واسه دلگرمی زلزله زده ها و یا واسه توجیه سهل انگاری ها باشه؟

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۳

بی تو با یاد تو سر کردم......گل عشقت رو پر پر کردم...

روزی صد بار به خدا مردم....تا جدایت رو باور کردم...

حالا که به قاب عکس تو...عاشقونه تر عادت کردم...

اومدی بشکنی قلبی رو...که راضی به شهادت کردم..

یاد درس معارف افتادم که یکی از بچه ها پرسید ....
استاد دنیا کی بهتر میشه؟
استاد گفت:دنیا الان در بهترین حالت ممکن قرار داره!
این لازمه حکمت خداست که دنیایی آفریده باشه که

در بهترین حالت ممکن قرار داشته باشه

یعنی بهترین حالت ممکن اینه که الان تو داری این وبلاگ رو میخونی!

و من باید از عشقم دور باشم!نظرت چیه؟

راستی هر کی از آهنگ وبم خوشش میاد حتماً اینا رو دانلود کنه..خودم اپلود کردم

با حجم کمه و کیفتش هم بد نیست

حتماً اینا رو هم دانلود کن ما رو هم دعا کن!

  تو نباشی - andy 321kb

 

 قصه باران - andy

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٥:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۳

 نمیدونم این مطلبی رو که میخوام بگم چه جوری بگم!

وقتی میرن با جوونا مصاحبه میکنن که ملاک های شما برای ازدواج چیه؟
همشون میگن صداقت...عشق...نجابت و....فقط بعضی ها روشون میشه
که بگن زیبایی هم یکی از ملاک ها مونه!

در مورد این ملاک شما نظر بدید! من که نظرم معلومه!

اما یه چیز دیگه میخوام بگم...
زیبایی امری کاملاً نسبیه! شک نکنید!! الان توضیح میدم... 

 آقا یکی از این پسرای همکلاسی ما عاشق یکی دیگه میشه! آره خلاصه
وقتی صحبت میکردیم خیلی گلوش گیر بود! میگفت که طرف خیلی خوشگله!
ولی من هر چی این همکلاسیمون رو که این رفیقمون  میگفت نگاه میکردم
اصلاً به نظرم خوشگل نمیومد! باور کن حتی  به نظرم زشت ترین دختر کلاس
میومد!
....حالا میفهمین چرا میگم زیبایی نسبیه؟

یه چیز دیگه....اون وقتا ( اوه چند سال پیش!) وقتی آلبوم عکس های عشقم
رو میدیدم ...یکی از عکس های چند سال قبلش رو دیدم! باور نمیکردم خودش باشه!
یعنی اولا خوشگل نبوده!....حالا منظور چیه؟ اها....ببین بعضی ها فقط به خاطر زیبایی
یه نفر باهاش ازدواج میکنن ! و بعضی ها بر عکس فقط چون زیبا نیست باهاش ازدواج
نمیکنن!...اینو گفتم که بدونن اولاً همه زیبا هستن ممکنه به چشم من یا شما زیبا
نیان! دوماً همونی که فکر میکنی خوشگل نیست یه روزی چنان دلت رو میبره!!!
پس کاری نکن که پشیمون بشی!

این بیت هم به عنوان حسن ختام.....

پیش چشم عاشقم ، هیچ کسی( خوشگلی!) یارم نمیشه.....
ماه و خورشید روی هم موی نگارم نمیشه....

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۳

اسطوره ها....

شهریور ماه 1341 چند روز پس از زلزله ویرانگر" بویین زهرا" پهلوان و چندنفر از دوستانش در حالی که اخبار و تصاویر ساکنان مصیبت زده و ویرانه های مناطق زلزله زده را در روزنامه نگاه می کردند، ضمن صحبت هایشان در مورد علت کم بودن کمک های مردمی و بی توجهی مردم به مراکز جمع آوری اعانه راه اندازی شده در شهر بحث می کردند . بعضی از دوستان تختی معتقد بودند که مردم توجهی به مصیبت هموطنان خود ندارند و حاضر نیستند کوچکترین کمکی به آنها بکنند. پهلوان، این سلاله پاک مردم، که به عمق مهربانی و ایثار هموطنان پاک نهاد خود و میزان بی اعتمادی و انزجار آنها از " خودکامگان حاکم" واقف بود، می گفت: علت بی توجهی مردم به این مراکز کمک رسانی، نداشتن اطمینان به حکومت و کسانی است که معرکه گردان این جریان شده اند. پیش کشیده شدن این بحث و مخالفت یکی از دوستان تختی با نظر او ناگهان فکری را به ذهن پهلوان انداخت. تختی تصمیم گرفته بود که خود وارد این میدان شود البته نه برای اثبات گفته هایش بلکه" برای این که به هر حال یک نفر باید وسط بیفتد و سبب خیر شود."

فردای آن روز تختی بدون هیچ اعلان و تبلیغاتی اول صبح به چهار راه ولیعصر فعلی رفت و تصمیم خود برای جمع آوری اعانه به نفع زلزله زدگان را به کمک دوستانش به اطلاع مردم رساند. پس از آن غوغایی به پا شد که در تاریخ مشارکت های مردمی ایران کم نظیر و شاید بی نظیر بود. محمود رفعت از دوستان و علاقمندان جهان پهلوان و نویسنده کتاب " تختی مرد همیشه جاوید" این واقعه تاریخی را چنین نقل می کند:" مردم که دهن به دهن خبردار شده بودند از دور و نزدیک خودشان را رسانده بودند به پهلوان و بی دریغ هر چه از دستشان برمی آمد کمک کرده بودند. چند دانشجو کتشان را درآورده بودند و انداخته بودند روی تل بزرگ لباس ها، پتوها، ظرف و ظروف ها، طلا و جواهرات و خلاصه هر چیزی که عابران معمولا همراه دارند یا خانه دارها می توانستند از آن صرف نظر کنند.

در این میان پیرزنی چادرش را از سرش برداشته بود و بعد از دادن آن به پهلوان پیشانیش را بوسیده و گفته بود:" پسرم خدا عمرت بدهد که به فکر مصیبت زده ها هستی، خدا عزتت را بیشتر از این ها بکند که غصه خانه خراب ها را می خوری، من خجالت زده ام که چیز دیگری ندارم."

پهلوان در حالی که چشمایش از اشک برق می زد چادر را برداشت و ملتمسانه از پیرزن خواهش کرد که آن را بگیرد. پیرزن چادر را که تختی به او داده بود دوباره روی تل هدایا انداخت و با لحن مادری که از حرف گوش نکردن فرزندش بی حوصله شده گفت:" مرحمت خشک و خالی که فایده ندارم، پسرم."

پیرزن وقتی با تردید دوباره پهلوان مواجه شد، خشمگینانه گفت:" یعنی ما فقیر بیچاره ها حق نداریم:" صورت پهلوان یک دفعه رنگ به رنگ شد، گفت:" شما را به خدا این حرف را نزنید . شما از هر ثروتمندی ثروتمندترید، حق دارترید، چون که بلندنظرتر و باگذشت ترید.

پیرزن همین که سرخ شدن صورت پهلوان را دید به گریه افتاد، اما چشم هایش را به تندی با گوشه لچکش پوشاند و عقب عقب خودش را از جمع مردم بیرون کشاند و رفت."

 برای مشاهده متن کامل اینجا را کلیک کنید

افتخاری دیگر برای دایی و ایران

فلورین شترونک (Florian Stronk) ، مسئول بخش بازاریابی EA Deutschland که یکی از طرفداران تیم هرتابرلین نیز می باشد به همراه گروه موسیقی Das Rohr آلبومی را برای طرفداران تیم هرتا برلین ارایه داده اند که یکی از آهنگهای این آلبوم برای علی دایی ساخته شده است.

این آهنگ که به زبان آلمانی است به این معنا است:
Singen Hey, Singen Hey, Singen Ali Ali Daei
بگو هى، بگو هى، بگو على على دایى
Aus Persien kam ein groBer Mann in unser land.
از ایران یک مرد بزرگ به سرزمین ما آمده
Macht Seine Tore mit kopf und fuB, nicht mit der Hand.
تا با سر و پا و نه با دست براى تیم ما گل بزند
Singen Hey, Singen Hey, Singen Ali Ali Daei
بگو هى، بگو هى، بگو على على دایى
Die Neun auf Trikot sturmt Ali fur Berlin
با پیراهن شماره ? براى برلین حمله مى کند
Weil wir ihn so sehr lieben Singen wir fur ihn.
ما این را مى خوانیم چون عاشق او هستیم


آری...علی دایی روز به روز افسانه ای تر می شود! به راستی که شهریار فوتبال ایران این روزها همچنان مایه مباهات ایرانیان است.. شرکت در مراسم معتبر در دنیا و ساختن یک   آهنگ برای او نشان می دهد که علی دایی تکرار نخواهد شد....

برای شنیدن بخشی از  این آهنگ اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده متن کامل اینجا را کلیک کنید
 

 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۳

 با یه چشمک دوباره....منو زنده کن ستاره
نذار از نفس بیفتم....تویی تنها راه چاره


آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره...
....این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میآره

امروز یه ماجرایی یادم اومد بد نیست شما هم بدونید

من چند وقت پیش با دوستم رفتیم یکی از واحد های انتقال خون که خون بدیم
شاید یه خورده خونمون تمیز بشه! رفتیم کلی فرم پر کردیم و کلی سؤال جواب دادیم
تا نوبت معاینه رسید...یه خانوم دکتر بود....شروع کرد چرت و پرت پرسیدن!...

نمیدونم غش نمیکنی...بیمارستان بستری نبودی سابقه فلان نداری.....معتاد نیستی.....اوه....

یه مشت چرت و پرت دیگه من هم وا نمیسادم سؤال بپرسه میگفتم نه..نه ..نه..نه...!
تا این که رسید به یه سؤال حساس!

گفت آخرین رابطه جنسیت کی بوده!؟گفتم تا حالا نداشتم!.... ازدواج نکردم خوب...

یه جوری نگام کرد....اینجوری!

 (یعنی خوب ازدواج نکردی رابطه چی؟)

خلاصه...بگذریم از بقیش....نکته اینجاست که براش جالب بود که میگم تا حالا رابطه نداشتم...یعنی اینقدر وضع جامعه خرابه؟....تفسیرش با شما!

راستی یادتون نره شما هم خون بدید! خوبه به خدا...

 کامنت شما باعث دلگرمی ماست!

 

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۳

لطفاً حتماً تا آخر بخونید

ولی قبلش....

میخوام دفعه بعد یه مطلب انتقادی بنویسم ...از دختر های بد ! و پسرای بد!

ولی اول دختر ها!

میترسم که دعوا شه..شدید!اگه موافقید که بنویسم تو کامنت ها بگیدکه بعد دعوا شد نگید چرا!!

یکی دو شب فیلم زیر نور ماه رو نشون داد که من تحت تأثیر قرار گرفتم و این
مطلب رو نوشتم...داستان یک طلبه هست که با واقعیت های جامعه آشنا میشه


اگه مطلب نظم خاصی نداره ببخشید...

 از اینجا شروع میکنم که این طلبه که اسمش هست سید حسن یه زن خیابونی رو
میبینه که منتظر ماشینه!...اون ازش دور میشه چند قدم اون ور تر یه مرد ازش میخواد
که ماشینش رو هل بده...وقتی ماشین راه میفته همون مرد زن خیابونی رو سوار میکنه!!
حسن به دستاش نگا میکنه...یعنی اون میخواسته به مرد کمک کنه ولی بانی گناه میشه

خیلی تفکر بر انگیزه نه؟

بعدش میره زیر پل رسالت( چه اسم جالبی) اونجا با زاقه نشین ها آشنا میشه
وقتی من دیدم اونا حتی شامشمون رو به سختی تهیه میکنن
اونم سیب زمینی...من که اون روز یه صندلی خریده بودم 000/30 از خدای خودم خجالت
کشیدم....( شما هم بکشید بد نیست!)

همون زاقه نشین ها وقتی داشتن میخوندن و میرقصیدن  میشد با وجود
اون همه درد میشدشادی رو تو چهره شون دید.....ولی ما چه قدر از این شادی ها داریم؟

در کلبه آنها رونق اگر نیست صفا هست....آنجا که صفا هست در ان نور خدا هست

یه جای دیگه حسن حاج آقا رو میبینه تو مترو که لباس شخصی تنشه
حاجی توضیح میده که یه روز تو بارون با بچه ش در به در دنبال تاکسی بودن
هیچ کی نگه نمی داشته! یه نفر نگه میداره میگه حاجی به شما بنز نرسیده!!!؟

حسن یه کار جالب هم میکنه...،میره کتاب هاش رو میفروشه عوضش یه شام
با حال برا زاقه نشین ها میخره. من که کیف کردم!

موقعی که حسن داره ملبس میشه با دوستش یه بحثی میکنه که دوستش میگه
این لباس پادشاهی نیست لباس کاره!...قضاوت با شما

آخر این فیلم این بیت شعر به نظرم با مسما میآد....

 دلم گرفت از اسمون ....هم از زمین هم از زمون

آرزوو کردم ای کاش اینقدر پول داشتم که همه این زاقه نشین ها رو حد آقل بتونم
شام بدم.....خیلی چیزای دیگه هم این فیلم داشت که خودتون برید ببینید!

 این بود بخشی از واقعیت جامعه ما....نظر شما چیه؟

 کامنت شما باعث دلگرمی ماست!

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۳

قبل از اینکه مطلب امروز رو بگم..باید چند نکته رو بگم.

 

1.وقتی کنتور وب رو میدیدم دیدم که چند تا دوست هم از امریکا ،انگلیس ،المان و کانادا

به من سر میزنن خواهش میکنم از این دوستان که وب من رو تو این کشور ها! پخش کنن

بین دوستاشون چون به احتمال زیاد او الان تو یکی از این کشور هاست!

شاید یه جوری شد و او هم به وبلاگ من سر زد و فهمید چه بلای سر من اورده...

 ۲.دوستانی که دوست دارن از آپدیت شدن وب با خبر شن id من رو ادد کنن

3.چون همه ما با کامپیوتر سر و کار داریم و همیشه هم اعصاب ما رو خورد میکنه

میخوام از این به بعد گاهی اوقات برنامه و یا نکات کاربردی رو هم براتون بنویسمچه طور ه؟

4.چه وب شلم شوربای شود!! عاشقانه،..فرهنگی..اجتماعی..سیاسی!..کامپیوتری!..

این چیزی که الان میگم حتماً همتون باهاش به نوعی برخوردین و دلتون خونه

من هم فقط میگم دلم خنک شه!

آقا چند روز پیش بود که مثل همیشه با زور از تخت عزیزم ! جدا شدم

و شال و کلاه کردم که برم دانشگاه...طبق معمول سر ساعت و جزو اولین نفرات

رسیدم...استاد هم با کمی تاخیر اومد...بگذریم درس شروع شد...

نیم ساعتی از کلاس گذشته بود که بقیه دوستان هم افتخار دادن و اومدن!

طبق معمول هم که جزوه نمینویسن و اخر ترم حاصل دسترنج دیگران رو میخورن!

حالا اینم هیچی! استاد وقتی یکی از بچه ها رو با اسم کوچیک صدا میکنه

و میگه من وقتی .... رو میبینم یاد جونی های خودم میافتم!!!

و بعد هم میگه من نمیدونم فلانی از دوستی با من هم فایده ی برده!!!؟

و این دوستان با غیبت و تاخیر زیاد اخر ترم هم نمره توپ میگیرن...

شما چه احساسی بهتون دست میده؟

پارتی؟ عدالت اجتماعی؟

 من نمیدونم دانشگاه جای درس خوندنه یا ....همه کار تو این دانشگاه

میشه به جز درس! بعد میگن چرا پیشرفت نمیکنیم!!

بیخیل....به قول یارو درست میشه ایشالا!

 این کبوتر خوشگل رو هم ببیند تا همه چی یادتون بره راستی نظر یادتون نره

کامنت شما باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آذر ۱۳۸۳

یه جنونه میدونم....دوا و درمون نداره...

یه تب تنده که پاییز و زمستون نداره....

عاشقی دردسره....اما تو باور نداری...

دل که تو سینه نلرزه سر و سامون ندااااره...

کی میتونه مثل من..به گریه هاش دروغ بگه...؟

یه نفر نیس به من ساده بگه بسه دیگه...بسه دیگه...


نمیدونم برنامه یکی دو شب پیش [کمر بند ها را ببندیم] رو دیدید یا نه...

موضوعش این بود که عروس و دوماد رفتن مستقل بشن....

طنز تلخی بود که میگفت جونای ما

به این راحتی نمیتونن واسه خودشون زندگی تشکیل بدن....

وقتی هم بهشون میگن خوب زن میخوای ؟ باید مستقل بشی!

 دوماد خان هم با غرور میگه...باشه...ما حاضریم

هر جور سختی بکشیم ولی با هم باشیم....

اون صحنه که روان و شرر! دارن سیب زمینی و تخم مرغ میخورن یا تلویزون ندارن....

تازه میفهمن استقلال یعنی چی!!!

آقا سرتون رو درد نمیآرم من هم میخوام رو به خلاصه نویسی بیارم!

اون برنامه به نظر من میخواست این پیام رو بده که گشنگی نکشیدی تا عاشقی یادت بره...

 نظر شما چیه؟؟؟؟   استقلال؟ عشق؟ ازدواج؟ سختی؟.....

این دو تا نکته رو هم بخونید کف کنید! 

آیا میدانستی که زرافه ایستاده وضع حمل می‌کند

 و نوزادش از فاصله 180 سانتی متری به زمین میافتد؟

 

اینم طبق سنت گیر دادن به زن ها!

 

کلى بود نام او بود حاجى الماس

سه زن بگرفت، شد نصف سرش تاس

ز یک زن بیشتر بردن خلاف است

زن اول به پایت جان فشاند

زن دوم به هر جا مى‏کشاند

زن سوم به قبرت مى‏تپاند!

ز یک زن بیشتر بردن خلاف است

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۳

 

گوید به من دل من...تا کی در انتظار ی؟؟

...دیگر نمیاید باز.... فریاد ز بیوفای ...

 


به سینه من، هنوز امیدی....به شوق دیدن محالی...

به خاطر او چه مانده آیا دگر ز من به جز خیالی..؟

یکی دو روز پیش تلویزیون نشون داد که

یه جانباز شیمیای دیگه هم شهید شد...

 


بعد از بیست و اندی سال....

وقتی یه صحنه های از قبل مرگش نشون میداد...

با خودم گفتم من باید خجالت بکشم از خودم....

این همه شکایت میکنم که چه قدر درد میکشم..

چه قدر غصه میخوریم...

اخه این درد ها و غصه های عشق ما درده؟؟

ما که این همه میآیم تو وبلاگ از درد عشق مینویسم....

در مقایسه با اینا درده؟؟؟


یه روز دیگه هم یادمه یه حاجی اومده بود

از وضع بد جامعه شکایت میکرد

میگفت مگه جوون های اون دوره( دوره جنگ) شهوت نداشتن..؟

مگه اونا لذت نمی خواستن؟

حالا شما قضاوت کنین....

درد های ما درده؟ ما باید شاکی باشیم؟

وضع جامعه باید این طوری باشه؟


درد عشق من و تو دردی حقیره...

اون گوشه شهر رو ببین کودکی از سرما میمیره...

 


این تفکر باعث میشه بهتر نا ملایمات زندگی رو تحمل کنیم

...نظر شما چیه؟


راستی دفعه بعد میخوام در مورد فروهر...

( نماد دین زرتشت) بنویسم...

به عنوان یه ایرانی زشته چیزی در مورد فروهر ندونیم....

اگه دوست داشتید در این مورد بنویسم تو کامنت ها بگید.

 

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۳

 

کرم بین و لطف خداوندگار.....گنه بنده کرده ست و او شرمسار.

 

میگن الان شب قدره....من که مسلمون نیستم...

ولی وقتی برنامه اش رو ازتلویزیون دیدم با خودم فکر کردم

 که خوبه ما تو همین یه شب یه خورده با خودمون

فکر کنیم...ببینیم تا حالا چه کارا کردیم..بیایم اعتراف کنیم...

حاج آقا میگفت این جوری گناهمون سبکتر میشه...

 

دل تو جنس یه الماس..... ارزشت بیشتر از اینهاس

 

باید بیشتر از اینا برای خودت و دلت ارزش قایل بشی...

نباید بذاری این دل هی آلوده بشه

حاج آقا میگفت..همین که مثل لاله و لادن به هم نچسبیدیم

میدونی چه قدرباید خدا رو شکر کنیم؟؟؟؟....

خدایا همه ما رو عاقبت به خیر کن...

شاید الان خوب باشی معلوم نیست 10 دقه دیگه هم خوب باشیم..

 

گر چه دوست به پشیری نخرد ما را.......

نفروشیم به دنیای  موی از سر دوست....

                                                                .




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ شهریور ۱۳۸۳

امروز داشتم تو مجله در مورد این بچه های خیابانی...میخوندم....

.یاد این بچه های

افتادم که فال حافظ میفروشن افتادم.....

همیشه من خیلی بی تفاوت از کنارشون رد میشم

شاید خیلی از شما هم این کار رو بکنین..

ولی با خودم گفتم از این به بعد سعی میکنم هر

دفعه یه فال ازشون بخرم...

آخه 50 تومن که چیزی نیست.ها؟....شاید همین 50 تومن من باعث

باشه بچه هه...دست خالی نره خونه..کتک نخوره ها..!

وای که چه کارا میکنه این 50 تومن!

به نظر شما این شاید بهتر از انداختن پول تو صندوق صدقات هست یا نیست.؟

آخه بعضی ها میگن اون پول هاپولی میشه!

 

 

بگذریم... سعی میکنم از شنبه داستان عشق رو بذارم..

امروز هم دوباره پروانه ی شدم...این چند خط تقدیم به عاشقا...

 

 

میگیره دل بهونه ت....میآم به سوی خونه ت...

اگه کسی ببینه.....میگم شدم دیونه ت...

 

میدونی توی دنیا...به غیر تو ندارم....

اگه بخوای دلم رو ....به زیر پات میزارم...

 

نظر شما چیه؟

 

 




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۳

اول یه خبر بدم بهتون که

 قراره یه داستان عشق دیگه تو این وبلاگ نوشته بشه!

به زودی زود...مثل قبلی به صورت سریال.!

هر کسی هم داستان عشق مشق! داره

که میخواد من بزارم تو وب برام e-mail بزنه

 

...اما...مطلب امروز..

 

چند روز پیش تلویزیون داشت مراسم استقبال مردم

از هادی ساعی رو نشون می داد

تو شهر ری...وقتی دیدم مردم با چه شوق و ذوقی

 رو سر و دست بلندش می کنن..

اول که اشک من شوق من هم در اومد..بعد هم یه نکته ی رو متوجه شدم...

 

مردم خدمتگزاران و پهلوون های خودشون رو خوب میشناسن...

 

اینو گفتم یاد یه قضیه از جهان پهلوان تختی افتادم

..شاید شنیده باشید..

اون موقع که زلزله اومد نمیدونم رودبار و...اینا بود فکر کنم...

میدونید تختی چه کار کرد؟؟

خودش با چشم گریون راه افتاد تو خیابون...یه گونی هم دستش گرفت!!!

از مردم کمکا هاشونو جمع کرد...یه دقه هم صبر نکرد.

..خودش راه افتاد رفت شمال..

پولا رو به هیچ مسئولی نداد که ببره..خودش برد

 با دست خودش بین مردم تقسیم کرد..

 

الان چه حالی پیدا کردی.؟ من که اینو وقتی شنیدم..وای...

 

حالا شما زلزله بم رو مقایسه کنید....این همه کمک خارجی ها کجا رفت..؟

چادر هاشون تو بازار دارن میفروشن!

بگذریم...سیاسیش نکنیم!....

با گفتن دو خاصیت ورزش حرفمو تموم می کنم

1...فکر نمیکنم تو این زمونه دیگه شادی خالص پیدا بشه..

..ولی این ورزشه که میتونه

برا چند لحظه...یه شادی نآب رو به دل همه بیاره نه...؟

 

2...یونان رو دیدید..؟ فکر میکنید چه جور میشد

 نام یه کشور این همه تکرار بشه..؟

اینم خاصیت ورزشه...ما میتونیم با ورزشمون

 خودمون رو به دنیا معرفی کنیم نه..؟

رضا زاده رو دیدید...همه دنیا اون موقع نام ایران رو شنیدن.

..ما چه جوری میتونستیم

خودمونو غیر ورزش اینجوری تو صدر اخبار قرار بدیم؟

 

 

و اما....فعلا سوژه و شعر کم اوردم..! شاید وب دیر تر اپدیت بشه..البته شاید..!

ولی دانشگاه که شروع بشه میدونم سوژه خودش میآد!!!

 

 

راستی مثل همیشه

 با نظراتتون منو دلگرم کنید...




کلمات کلیدی :کمی اجتماعی تر