نویسنده : کورش ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩

1-گاهی وقتا با خودم میگم این زندگی تکراری تا کی قراره ادامه داشته
باشه همینجوری...همه روزاش مثل هم و پر از دلتنگی. من تغییری در
زندگیم ایجاد نمیکنم اما دنیا منتظر من نمی مونه یه تلفن ساده یا یه ایمیل
یهو یه شوکی بهم وارد میکنه. اصلاً به فکرم نمی رسید که روزی از طریق
ایمیل خبر فوت یکی از هم کلاسی هام تو دانشگاه رو بگیرم! ناراحتدنیای عجیبیه
اصلاً قابل پیش بینی نیست همینطور که آروم واسه خودت نشستی ممکنه
یهو عجیب ترین اتفاقات ممکن بیفته! ممکنه زلزله بیاد! ممکنه خبر مرگ یکیو
بیارن! پس ممکن هم هست یهو SH در بزنه بیاد تو اتاقم!خیال باطل اینجور وقتاس که قدرت
خدا رو حس میکنه آدم...پس باید به معجزه ایمان داشته باشم...شاید هنوزم
دیر نیست به قول اندی قصه ای با آخر خوب، مثل یک افسانه میخوام...

2-از اونجایی که این وبلاگ دیر به دیر آپدیت میشه خوب بعضی خبراش
هم سوخته محسوب میشه! ولی خوب حتماً برای نگارنده! مهمه که نوشته
میشه مثل خبر مرگ کمدین معروف نورمن ویزدوم...یادش بخیر اولین فیلمی
که تو این ویدیو ها و به صورت سیاه سفید دیدم یکی از کارای نورمن بود...
باز هم یه بخش از زندگیم کم شد...اون از خسرو شکیبایی اینم از نورمن...
همینجوری چیزای خوب زندگیم که از دست بره دیگه چیزی ازم نمی مونه که..
به نظر من کمدین ها که مردم رو می خندونن بهترین جایگاه رو باید پیش
خدا داشته باشن چه کاری با ارزش تر از این...



3-اون موقع که هنوز رویاهای شیرین عاشقی جاشو به کابوس نداده
بود با خودم فکر کرده بودم که اگه بچه دار شدیم دختر بود اسم اونم
بزارم SH اینجوری خوشبختیم دو برابر میشه!خیال باطل چون صدایی که SH رو
به گوشم می رسوند با بقیه صدا ها فرق داشت، هر جا اسمشو
می خوندم با کلمات دیگه برام فرق داشت. بعداً یه سریال تو تلویزیون
نشون داد دلم خواست مثل اون اسمشو مخفف صدا کنم و تهش
جون و م مالکیت بزارم....اما حیف که دنیا چشم دیدن رسیدن من
به آرزو هام رو نداشت....

4- تو روزایی که فکر میکنم دیگه نمیشه عاشق موند، ابی میاد
میخونه که: هنوزم میشه عاشق موند، تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش، اگرچه دیگه وقتی نیست...
و کی بهتر از من میتونه عاشقی بدون مرز رو درک کنه...عاشق کسی
بودن تو یک قاره دیگه اونور دنیا! بعد لغت های آشنای دیگه ای
می شنوم تو این ترانه: از این زندگی خسته م...از مرگ نمی ترسم...
اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم...زیبا و شایسته بارها گوش
دادن اما به قول شادمهر: جای خالی تو، با ترانه پر نمیشه..

5- به قول یه وبلاگ نویس معروف چقدر ساده هست این مادرک من!
نگرانه اینه که نکنه دوست دختر پیدا کنم!دلقک یعنی وقتی مادرم فکر
کنه من امکان داره که وارد همچین چیزی بشم دیگه من از SH چه
انتظاری باید داشته باشم یعنی بعد این همه سال اینا هنوز نفهمیدن!
البته الانم بفهمن فایده ای نداره ولی وقتی می فهمن که تنها کاری
که از دستشون بر میاد اینه که قبل از مرگشون! ازم حلالیت بطلبن
واسه فکرایی که در مورد عشق من می کردن...

6-همیشه در مقابل مهاجرت به خارج از کشور مقاومت کردم به
دلایل شخصی و البته چون جذبه خاصی نداشته برام...ولی امروز
ناگهان یه جذابیت خاص پیدا کردم توش! وسوسه یک شروع تازه!
یه دنیای جدید بدون همه آدم هایی که می شناسی و بدون اینکه
آدم های مقابلت از تو چیزی بدونن! خیلی چیزا رو میتونم پاک کنم و
از اول شروع کنم اونجا ولی متاسفانه یه چیزایی همیشه باهام می مونه
ملیتم، احساساتی بودنم و شخصیتی که تو این سال ها شکل گرفته
و دیگه به این راحتی عوض نمیشه و از همه مهمتر یاد و فکر SH !

حرف های من از زبان دیگران! (نوشته من با لینک فرق داره حتماً هر دو رو بخونید!)

7- منم اگه یه روزی آدم معروفی بشم حتماً از این کارا میکنم!

عاشقانه های کورش برای SH
تو نه هستی و نه نیستی...!

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر و کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸

1-یکی از پاسخ هایی که به اون عده ای که میگن یه رابطه جدید
رو شروع کنم باید بدم اینه که معمولاً کسانی با سابقه یه رابطه
قبلی باید پیش طرف جدید رابطه قبلی خودشون رو کم اهمیت و
حتی اشتباه جلوه بدن! و من هرگز نمیتونم به یه فرد دیگه بگم که
مثلاً عشقم به SH بچگونه بوده و از این حرفا! و از اون طرف هم
هم درست نیست و هم کسی نمیتونه با یه نفر که درگیر رابطه
گذشته خودشه سر کنه!

2- در عالم خواب یه سر به اون دنیایی که من و SH با هم ازدواج
کردیم زدم! خواب دیدم که نمیتونیم بچه دار بشیم! و SH افسردگی
گرفته!گریه عجب اوضاعی بود...آخه چرا همیشه باید یه جای کار بلنگه!
دلم خوش بود تو اون دنیا خوشبخت شدیم ها..(عجب عکسی گزاشتم!نیشخند)



3-من به شیرازی ها ارادت دارم ها! چون میگن دختراشون خیلی
خوشگلن! نیشخند ولی لهجه باحال و بامزه ای دارن...توی فیلم امشب شب مهتابه
یه جاش میگه فکر کن حافظ شعراشو با این لهجه می خونده ها! همین

4-یکی از دوستام که رفته بود آمریکا، یهو خبر دادن که اومده ایران
بریم ببینیمش! بگذریم که میگفت اونجا بهشته و پا شیم بریم و اینا..
این اومدن ناگهانیش باز به من یاداوری کرد که اتفاقات غیر منتظره
چقدر به سادگی میتونه اتفاق بیفته! گفته بودم که بارها شده موبایلم
زنگ خورده و خبر غیر منتظره بهم دادن اینم همینجوری شد! از همه
دنیا بی خبر مشغول شطرنج بودم که گفتن فلانی اومده...نمیدونم
چه جوری میتونه ممکن بشه ولی به قول اینشتاین! جهان با وجود
همه پیچیدگیش بر اساس قوانین ساده ای کار میکنه...دوست دارم
به همین سادگی غیر ممکن، ممکن بشه و یه دفعه خبر بدن برم
فرودگاه استقبال
SH

5-یه خواب دیدم فیلم هندی! اکشن! نیشخندخواب دیدم که رفتم سراغ SH
و اون ازدواج کرده بعد شوهرش از من خوشش نمیاد! میخواد منو بکشه!
همه جا هم شایعه میکنه که من اومدم اونو بکشم و SH رو ببرم!
بعد یه جا صحنه سازی میکنه که دعوامون بشه و تو جریان دعوا
منو میکشه! من در آخرین لحظه میگم پس همه اینها یه تله بود...
بعد SH گریه میکنه بهش میگه قاتل چرا کشتیش! بعد ولش میکنه
و میاد بالای جسد من میگه تو چقدر خوب بودی و اینا...ولی من مرده ام!

6-توی فیلم مبتذل! American Pie 7 به نکته جالبی اشاره کرد که جا
داره روش بحث بشه! پسره به دختره میگفت من نمیتونم تصور کنم
که اولین بار .... با کسی به غیر از تو باشه! در حالیکه اکثر فیلم ها
و مردم آمریکا اون کار رو یه کار معمولی! میدونن و سعی میکنند تا
حداکثر سن 16 سالگی دیگه تجربه اش کنند! اینجا اون یکی نگاه ممکن
به اون کار! رو بیان میکنه و افراد معتقد به این به جای اون واژه رایج
از Make Love استفاده می کنند و قشنگی فرهنگ ما هم اینه که
اون کار رو فقط در چارچوب ازدواج مجاز میدونه و اونو عشق بازی میدونه
نه ...! و تفاوت انسان با حیوان هم تو این کار اصلاً در همینه چون
حیوانات اون رو از روی غریزه و بدون اختیار انجام میدن ولی انسان
از روی عشق! با این حساب علت منتظر موندن تا وقتش برای انجام
اون کار علت قشنگیه! فکر کنم اگه پدر و مادر ها و جامعه علت تابو
بودن اون کار رو اینطوری توضیح میدادن شاهد دوستی های بهتری
بین دو جنس بودیم!

7-موقعی که من عاشق SH شده بودم اولین آلبوم سرژیک اومده
بود که آلبوم خیلی قشنگی بود و بعضی آهنگ هاش برای من خاطره
ساز شد...مثل نامزدمو بدین برم! یا این آهنگه که میگه: یه روزی با ما
مهربونه، روز بعدش رو بر می گردونه...خیلی روزا بود که بهم بی محلی
میکرد بعد دوباره تحویلم میگرفت! و این آهنگه خیلی به حس و حال ما میخورد.
میتونید از اینجا دانلودش کنید

عکس روز!
یکی از عاشقانه ترین جمله هایی که خوندم...
من میتونم دنیا رو یه دستی فتح کنم به شرطی که اون
دست دیگه ام رو تو گرفته باشی...باید قاب گرفت زد به دیوار!

عاشقانه های کورش برایSH
هنوز هم معین رو دوست دارم چون میگه:
باید سر به جنون زد...دل به خاک و خون زد...
نرو از روزگارم...بی تو تمومه کارم...

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :فیلم و کلمات کلیدی :کمی احساسی تر و کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸

1-این جریان چایی بردن عروس موقع خواستگاری واقعاً چیز جالبیه!
چون کمتر پیش میاد طرف رو اینقدر از فاصله نزدیک و Face to Face ببینی!
داشتم کتاب خواستگار های من رو می خوندم که با توصیف نویسنده
از صحنه شربت اوردن رویا یک لحظه تصویر SH جلوی چشمم زنده
شد که یه بار برام شربت اورده بود اونجوری و لبخند زده بود...خیال باطل
ممنون آقای سید جواد طباطبایی! چند ثانیه از زندگیم لذت بردم
به خاطر این نوشته ات!

2- درست وقتی که درگیر روزمرگی شده بودم و چند وقتی بود
تصویری ازش تو ذهنم شکل نمی گرفت تا دوباره با دیدن فیبی! تو یک
لحظه جلو چشمام زنده شد! از طنز قوی سریال Friends خوشم اومد
و شروع به دیدنش کردم تا پایان فصل اول هم هیچ شباهتی بین چهره
فیبی و SH نمی دیدم ولی در این صحنه یک لحظه خیلی یاد اون افتادم!
بعضی وقتا هست که مو و چیزای اضافه دور و بر صورت نیست خیلی
واضح چهره طرف رو می بینی چند تا تصویر ذهنی اونجوری ازش دارم که
این شبیه اونه...هر جا برم و هر چی ببینم یه چیزی پیدا میشه که
هی یادم بیاره هنوز عاشقش هستم...


3-فکر کنم این سومین نفریه که تو وبلاگم گفتم شبیه اونه!
یه بار هم شما مرور کنید ببینید بین عکس بالا و این و این هیچ
شباهتی هست!؟ یا فقط به چشم من اینطور میاد...

4- یه قسمتی هست تو سریال فرندز دختره با یک دختره دیگه که
رقیب عشقی دوستش هست میرن خرید! بعد که دوسته متوجه میشه
اینقدر ناراحت میشه که انگار دوستش با اون صکث داشته! دوسته
هم هی توضیح میده که فقط یه بار بود! همش به تو فکر میکردم و
از این چیزا! خیلی باحال بود نمیدونستم خرید کردن اینقدر برای
دخترا مهم هست!هیپنوتیزم

5- در این ماه آبان به غیر از تولد من اتفاقات دیگه ای هم افتاده!
تولد اه!مدی نژاد! تولد شاه! تولد کوروش کبیر! و 9 امین سالگرد
فوت پدرم! اون روز که من گریه می کردم SH اونجا بود و بهم
دلداری می داد...افسوس

6- یکی دیگه از فامیل های نزدیکم رفت خارج و 5 نفر از تعداد
زرتشتیان ایران کم شد! لعنت بر کسانی که ایران رو غیر قابل
زندگی و قابل تحمل برای اونا کردن...عصبانی

7- توی تبلیغات این موسسه های آموزش زبان میگن که:
A new language, A new life
واقعاً همینطوره دیدن فیلم و
سریال ها با زبون اصلی یک دنیای دیگه ایه!

عکس روز! ناز!
(لینک منبع اصلی فیلتره،عذر خواهی از صاحب عکس)

عاشقانه های کورش برایSH
من از تویی که، بد کردی با من، گله میکنم، دل نمی کنم...

سخن روز!  عشق چیزی نیست که احساس کنید، کاری است انجام دادنی

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :فیلم و کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۸

1-تو اخبار میگفت دختر یه خانواده دیابت شدید داشته بعد اینا
نشستن فقط دعا کردن تا دختره خوب شه نبردنش دکتر! دختره هم
مرده! فکر نمیکردم تو خارج هم همچین آدم هایی پیدا بشه!تعجب قاضی
بهشون گفته خدا با دکتر رفتن شما هم میتونه اراده خودش رو عملی
کنه! قیافه یارو وقتی داشت آیه ای از کتاب مقدس رو می خوند
که رفتارش رو توجیه کنه خیلی جالب بود!عینک

2-فکر نکنم این عکس توضیح زیادی بخواد خودش احساس رو منتقل
میکنه! خیلی وقته اینجوری نخوابیدم مشق بنویسم!
* روز جهانی کودک (16 مهر) هم با کلی تاخیر مبارک!



3- به تفسیر جدیدی از ترانه اندی اونجا که میگه: خوشگل زیاد
پیدا میشه تو دنیا، اما یکیش خوشگل من نمیشه! رسیدم. اول
فکر میکردم خوشگل زیاده تو دنیا اما من شانس ندارم یکیشون مال
من بشه! حالا به این نتیجه رسیدم که خوشگل زیاده تو دنیا اما
هیچکدوم مثل خوشگله من (SH) نمیشن!

4-یه جا خوندم اگه میخوای دلیلی برای مردن داشته باشی
سیگار بکش! راه خوبیه واسه مرگ تدریجی رو سریع تر کردن!
حیف ازش خوشم نمیاد وگرنه حتماً سیگاری می شدم!خمیازه

5-توی فیلم شبی در موزه 2 طرف میگه میدونی راز خوشبختی
چیه؟ میگه دوست داشتن کاری که انجام میدی! پر بی راه هم نیست
تقریباً نصف روز رو مشغول کار کردن هستیم...

6-سریال جدید FlashForward در غیاب لاست داره دلبری میکنه!
فکر نکنم برای فروش باشه باید از اینترنت پر سرعت اداره استفاده کنید!
مربوط به آینده و تقدیر میشه همه مردم دنیا چیزایی از شش ماه آینده
می بینن و سعی میکنن اونو تغییر بدن..اطلاعات بیشتر اینجا

7-یه شرکته اومده در خونه مون چند تا کتاب داده گفته اینا تا فردا
دستتون باشه بخونید! اگه خوشتون اومد فردا دوباره میام بخرید!هیپنوتیزم
اگه نه پس بدید! شاید مردم ما کتاب خون تر بشن اینجوری...
با این ترفند منو مجبور به خوندن کتاب "همه خواستگار های من!" کردند!


عکس روز! کودکی های ما! با تشکر از منبع روی عکس!

عاشقانه های کورش برایSH
خیره شدن به عکس تو، تموم دل خوشیمه...

سخن روز! در جهان، یگانه مایه نیک بختی انسان، محبت است

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸

1- توی فال نوشته بود: ستاره ها بزرگترین سمبل انتظار هستند،
اما وقتی چشمک می زنند که همه جا تاریک شده! خدایا زندگیم به
اندازه کافی تاریک نیست...؟افسوس

2-دارا رارا دا دا دادادادا! ظهر جمعه ها اگه کمی گوشاتو تیز می کردی
این صدا رو از همون حیاط های ساکتی که پست قبلی گفتم میتونستی
تو اکثر خونه ها بشنوی! یادش بخیر اون موقع ها جمعه ها دلگیر نبود!
کارتون فوتبالیست ها می دیدیم! به عشق سوباسا تو کوچه ها سعی
می کردیم شوت چرخشی بزنیم! منتظر ولادت امام یا عیدی بودیم که
یکی دو قسمت بیشتر سوباسا ببینیم! اون موقع زندگی شیرین تر بود..
اگه میخوای یه لحظه با شنیدن دوباره اون آهنگ سر ذوق بیای میتونی
آهنگ کارتون فوتبالیست ها رو از اینجا دانلود کنی



3-حالا که صحبت فوتباله! بهتره بدونید شیرزنان آلمانی با شکست 6-2
انگلیس برای " پنجمین دوره متوالی" قهرمان جام ملت های اروپا شدند!
14 ساله قهرمان هستند! به این میگن قدرت...قلب

4-از اونجایی که آدم به آدم می رسه معمولاً! و اینایی که خارج
میرن معمولاً در آینده نزدیک یه سر به ایران می زنند! ممکنه من هم
در آینده فرصت دیدنش رو پیدا کنم...در تردید هستم که اگه همچین
فرصتی پیش اومد ببینمش یا نه؟ فکر نمی کنم شهامتش رو داشته باشم.

5-مطلب قرضی: دوست دارم اینجوری بمیرم...خیال باطل
سرت را که روی سینه‏ام بگذاری هیچ صدایی نخواهی شنید،
قلب من طاقت این همه خوشبختی را ندارد.

6- توی فیلم ها زیاد می دیدیم که شوهره از سر کار می اومد
می رفت شروع می کرد به روزنامه خوندن یا تلویزیون دیدن! ولی فکر
کنم این روزا دیگه همه اول برن سراغ کامپیوتر!

7- ماه رمضون هم رمضون های قدیم! رمضون بود و غروب و حس و
حال خدایی! با سریال هاش...تابستون که غروب هاش به درد نمیخوره
سریال های دولت @&^%* عصبانیهم که امسال به درد نمیخوره! ماه رمضون
باید پاییز باشه یا زمستون! این عرب ها هم با این تقویمشون!

عکس روز! جدیدترین مدل بالش برای آدم های تنها!

عاشقانه های کورش برای SH
منو با دلواپسی هام توی نیمه راه گذاشتی....
                واسه این شب زده افسوس دیگه احساسی نداشتی...

سخن روز! مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸

1-اینی که میگم رو هر عاشقی نمیتونه درک کنه! مخصوصاً عاشقی که تازه
عاشق شده! شده بعضی وقتا خیره میشم به عکسش از خودم می پرسم
این بود اونی که براش داشتی خودتو می کشتی؟ حتی برات تب هم نکرد!افسوس
بعد از خودم می پرسم هنوزم دوستش دارم؟ هنوزم برام قشنگه؟ دلم جواب
مثبت میده ولی نه با اطمینان...میگه چرا یاد اون بمونم؟ چرا عکسشو ببوسم؟
چرا تو خلوت شب هام بهش فکر کنم که در چه حاله...جوابی براش ندارم
ولی خودش میدونه که تا آخر عمر نه دیگه عاشق نمیشم...

2- اونجا نوشته که: هنوز داره می تپه...البته به خاطر تو و در انتظار تو




3-بعد چند وقت دو شب پشت سر هم خوابشو دیدم! دفعه اولیش چیز
خاصی نداشت جز اینکه با هم در رقابت و دشمنی بودیم! قربونش برم
دشمنیش هم باحاله!قلب دفعه دوم خواب دیدم خانم خوشگله! طلاق گرفته و
با یه بچه برگشته ایران!!!ناراحتتعجب بعد با هم رفته بودیم مشاوره پیش دکتر! دکتر از
من پرسید شما چه نسبتی با خانم دارید؟ با افتخار گفتم نامزدش هستم!خیال باطل
اینقدر حال کردم که وقتی اینو گفتم وقتی هم بیدار شدم با خودم گفتم اگه
همچین فرصتی پیش بیاد که یکی بپرسه بی توجه به عواقبش حتماً میگم
نامزدش هستم! خیلی حس خوبیه که به یه نفر بگی و باور کنه این موضوع رو!
اتفاقاً تو اون سفر تاریخی! که با هم رفتیم یارو سرهنگه ازمون پرسید ولی
من ابله! گفتم فامیلیم یا خواهرمه یه همچین چیزی. دلقک

4- شنیدی طرف میگه دیگه این خونه جای تو نیست! رومانتیک تره بگه
تو قلب من جات نیست!

5-دانشگاه که بودیم هی به در و دیوار می زدن ارشد MBA شرکت کنید!
هیچکی نمی دونست مخفف چیه! حتی از استاد زبانمون هم پرسیدیم
مطمئن نبود تا بالاخره چند روز پیش کشف کردیم یعنی Master of Business Administration کلی مشعوف شدیم جان شما! فریاد زدم یافتم! یافتم!

6-سال فوتبالی اروپا تموم شد! برای آلمان سه قهرمانی در رده زیر 17 و زیر 19
و باشگاهی زنان به دست اومد و ما کلی حال کردیم حیف که وردربرمن
جام رو از دست داد.. افسوس

7-مطلب قرضی! از مطرود:قلب
تصور داشتن تو آنقدر بزرگ است که هیچ ماده‏ی مخدری قدرت به وجود آوردنش را ندارد.افسوس

لینک روز! آقا احسان زحمت عکس پست قبلی رو کشیده بود
یادم رفت تشکر کنم این لینکم از خودشه ببینید قرائتی چی میگه!

عکس روز! زیباست! همین

عاشقانه های کورش برای SH
تو رو خواستم بیشتر از جون...ولی آخر کردی ترکمافسوس

سخن روز!   افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر و کلمات کلیدی :کمی احساسی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧

1-تو یکی از تبلیغ های لاست میگه که: برای عشق تا کجا می ری؟؟
اینو قبلاً نوشته بودم ولی میخوام از یه دیدگاه دیگه بهش نگاه کنم
اینکه تا کجا میخوای ادامه بدی خیلی مهمه! اگه قرار باشه تا آخرش نری
و این راه اومده رو بگردی بری سراغ یکی دیگه بهتره هر چه زودتر برگردی..
خیلیا بهم میگن بسه دیگه..تا کی؟ تا همین جاشم زیاده و...حکایت همینه
احساس میکنم اگه بعد مثلاً 20 سال هم از این راه برگردم این همه انتظار
ارزشی که نداره هیچ باعث پشیمونی هم هست..پس باید تا آخرش رفت..

2-دوست دارم وقتی برمیگردم خونه پیشش توی راه از این گل فروش
های سر چهار راه براش یه شاخه گل بخرم..
بر اساس راز



3-دوستی از آبله گرفتن خودش نوشته بود که منو یاد یه خاطره انداخت..
sh هم وقتی من عاشقش شده بودم آبله گرفت! میگفت کسی نزدیکش
نیاد که مریض نشه! ولی من دوست داشتم ازش آبله بگیرم تا تو دردش
شریک بشم!خیال باطل و اینکه بدونه حتی با صورت آبله رو هم برای من قشنگه..قلب
البته من آبله نگرفتم! دوست دیگه ای هم در مورد مش کردن موها نوشته
بود که باز منو یاد یه خاطره دیگه انداخت که قبلاً نوشتم اینجا
شاعر میگه: توی هر گوشه اینترنت! دارم از عشق تو یادی...
می سوزونه منو یادت ، دلی که به من ندادی..

4-یک اتفاق جالبه دیگه اینکه توی یه شب دو بار خوابشو دیدم! توی
بیشتر خوابا با هم قهریم! یعنی اون انگار منو نمیشناسه منم ازش دلگیرم
باهاش حرف نمیزنم! ولی این دفعه با هم حرف زدیم..یادم نمیاد چی بود
ولی حالت دلجویی داشت..اینو که میذارم کنار اون دو خاطره قبلی فکر
میکنم دنیا داره ما رو به هم نزدیک میکنه! سال 88 که داره میاد هفت سال
تنهایی و دلشکستگی رو رد میکنه..عدد من ، هفت...شاید خبری باشه!

5-نه! نمیتونی درک کنی چقدر خوشحال بود! به قدری که منو بوسه بارون کرد!خیال باطل
اینجاس که شاعر میگه: میخوام هزار تا بوسه! یکی دو تا خیلی لوسه!
فقط حیف که تو خواب بود..

6-کاش زندگی هم مثل فیلم های هندی بود! آخرش همیشه خوب تموم میشد..
دلم میخواد زندگی منم اینجوری شه...به قول اندی قصه ای با آخر خوب ،
مثل یک افسانه میخوام..

7-قدیمیا به تغییر و تحول تو سال جدید اعتقاد داشتن واسه همین تو دعا اومد
حول حالنا..آدم وقتی به جایی میرسه که از نظر منطقی چیزی که میخواد
براش ممکن نیست اون وقت دل به معجزه و دعا و اینا می بنده! میخوام برام
دعا کنید همین..

عکس روز! کمیک استریپ خواستگار!

عاشقانه های کورش برای SH
برای دیدن تو ، زندگیمو صبر میکنم

سخن روز!  دوست مثل پول، به دست آوردنش از نگه داشتنش آسان تر است

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر و کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧

0 - من یادم رفت بگم که با کد دار شدن کامنت بلاگفا دیگه میتونم کامنت بدم خمیازه

1-قبلاً هم خواب دیده بودم که خواننده های مورد علاقه م ترانه های
جدیدشون رو قبل از این که به بازار بیاد برای من می خونن! ولی هیچ
وقت متن شعراش یادم نمی موند! اما این دفعه به طور استثنائی یادم موند
تعجب
سریع هم نوشتم که یادم نره!
یکی دلش سیاه بود و رفت....یکی دلش سپید بود و موند
یکی دلش سنگ بود و رفت....یکی دلش شیشه بود،شکست
یادته گفتی زندگی همینه؟....یادته گفتم مرگ آرزو همینه..
نمیدونم این شعرو خودم گفته بودم یا نه! ولی خواننده ش شهروز بود

2-تقریباً یک سال پیش بود که تو این پست در مورد فیلم گلنار نوشتم..
حالا بعد یک سال باز یک عکس منو برد به کودکیم..گلنار کودکی ما هم
حالا مثل ما بزرگ شده! که تو عکس زیر می بینید..کاش شخصیت های
محبوب دوران کودکیمون با ما بزرگ نمی شدن! اینجوری هر وقت دلمون
میخواست می رفتیم سراغشون...



3-این ناخوداگاه آدم هم واقعاً ناخوداگاهه! یعنی آدم روش کنترلی نداره!
هر چی من از عشق فرار میکنم این ناخوداگاهه واسه خودش عاشق میشه!
البته تو خواب! خواب دیدم عاشق یکی از فامیلای اندی شدم!! و باش ازدواج کردم
اندی هم تو جشن عروسی میخوند و یکی از آهنگ های آلبوم جدید که هیچ جا
نخونده رو خوند! البته اهنگش غمگین بود! جالبتر اینکه یه بار دیگه هم قبلاً
خواب این آهنگ رو دیده بودم!

4- دوم آبان تولدم بود! همین...
خمیازهسال آخر یک ربع قرن زندگی! یک سال دیگه
به مرگ نزدیک شدم و از این بابت خوشحالم..نمی دونم روزی می رسه که
تولد واقعی داشته باشم با عشقم...

5-داشتم به مرگ فکر میکردم که یهو یاد بابام افتادم که دیگه نیست! و چه
عادی شده نبودنش..بعد یهو فکر کردم یعنی چی که نیست..لحظه ای که یه
نفر می میره رو نمیشه توصیف کرد..یهو یه نفر که تا الان بود دیگه نیست! الان
فکر کن به مرگ..واقعاً چیز عجیبیه..

6- نه زنده م نه مرده...زنده به گور همیشه...

7-کامران نجف زاده آخر خبر بیست و سی گفت...دارایی های هر کس به
اندازه حرف هایی ست که برای نگفتن دارد!
چقدر مایه داری؟

پانوشت: هیچ دقت کردین بی وفا ها چه زیاد شدن؟ حس میکنم اون
تب وبلاگ نویسی و کامنت بازی و اینا فروکش کرده..پرشین بلاگ شیش
سالشه! وبلاگ نویسی هم دیگه قدیمی و خز شده انگار! الان دور دوره 360 هه!

عکس روز! موسیقی سنتی هم دنیایی داره واسه خودش! با تشکر از اینجا

عاشقانه های کورش برای SH
برای دوباره دیدنت ، زندگیمو صبر می کنم..
افسوس

سخن روز! اگر فقیر با ثروتمند معاشرت کند دیگر شلوار نخواهد داشت که به پا کند
دلقک

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر و کلمات کلیدی :اندی




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٧

0-شرمنده دوستان بلاگفایی..من دیگه نمیتونم تو بلاگفا کامنت بدم! چراش
رو نمیدونم! میگه امکان درج نظر برای شما وجود ندارد!
بازم صد رحمت به پرشین خودمون..خدا حافظ بلاگفا!

1-اینجا خوندم که عضو های پیوندی به یه نفر خواص خودشون از فرد اهدا
کننده رو به فرد گیرنده منتقل میکنن! یعنی اگه قلب من شکسته س وقتی
مردم پیوند بشه به یکی دیگه اونم دل شکسته میشه!ناراحت با این حساب باید
تو عضویتم تو ایران اهدا تجدید نظر کنم! طفلک چه گناهی کرده این همه
رنج و عذاب رو تحمل کنه..؟

2-هر کی مدتی بیاد اینجا متوجه میشه که صاحاب وبلاگ! تو گذشته هاش
زندگی میکنه و آدم نوستالژیک و خاطراتی هست..اینم یه نمونه دیگه ش..
بچه که بودین قصه های من و بابام رو خوندین؟ هدیه جاودانه اریش ازر و ادبیات
آلمان به همه بچه های دنیا..اون حس قشنگ رو می تونید با خوندن دوباره
اون کتابا ولی این بار تو کامپیوتر! زنده کنید..آخر کتاب اول نوشته که: او
کوتاه ترین راه را برای رسیدن به زندگی جاودانی برگزیده بود از قلب نقاشی
هنرمند و نویسنده و شاعر به قلب کودکی پر احساس و ساده دل و مهربان..خیال باطل

این کتاب ها در اصل از اینجا دانلود شده ولی چون لینکاش از رپید شیر هست
و پر دردسر! دوباره براتون آپلود کردم که بتونید با برنامه های دانلود بگیرید..
برای خوندن کتاب ها که به فرمت پی دی اف هست به برنامه آکروبات ریدر
نیاز دارید که ایشالا دارید! اگه نه به جاش از این برنامه یک مگی استفاده کنید
کتاب ها به ترتیب 6 و 9 و 10 مگ هستن... 1  2  3

3-خیره شدن به عکست تموم دل خوشی مه...پرسه زدن تو خاطراتت معنی زندگی مه
از آلبوم جدید سعید شهروز به نام بی خوابی که می تونید از فروشگاه های
معتبر سراسر کشور تهیه کنید! قدیمی های وبلاگ می دونن که به سعید شهروز
ارادت خاصی دارم...در واقع اندی من تو ایرانه!

4-من آهنگ خارجی دوست ندارم ولی اینی که کشف کردم یه چیزه دیگه س!
یه عاشقانه پر انرژی! از اونجاش خوشم اومد که میگه..وقتی منو می بوسی
به خدا میتونم پرواز کنم!خیال باطل شاعر های ماهواره ای در یه جای مشابه میگن که
رد بول به شما بال میده! غافل از اینکه بدون رد بول و با یه بوسه هم میشه
پرواز کرد! متن کامل شعر و ویدیو و آهنگ رو اینجا بخونید

5- آدم وقتی کاری رو که عاشقشه انجام بده انگار به جای کار داره تفریح
میکنه! کاش رفته بودم مترجمی زبان آلمانی! یا مثلاً خبرنگار ورزشی میشدم!
از بوندس لیگا خبر و مقاله پیدا میکردم! خلاصه یه کاری گیرم می اومد که ربطی
به آلمان داشته باشه! شایدم مثل اینا که شیفته فرهنگ و هنر ایران میشن
منم میرفتم آلمان شناس میشدم! حیف فامیلامون همه آمریکا و کانادان
ولی اگه آلمان بودن شاید راضی میشدم برم خارج!انتخاب شغل هم مثل ازدواج
خیلی حساسه! با این اوصاف ترجیح میدم بیکار بمونم تا کاری رو که دوست ندارم
انجام بدم! زندگی به اندازه کافی خسته کننده هست..

6-نمیدونم از اینترنتی شدن کارا تو ایران خوشحال بشم یا ناراحت!
اینترنتی شدن کارا باعث میشه که یه جورایی بشه حق مسلم ما! و بالاخره
یه تکونی بخوره این وضع افتضاح! ولی از اون طرف درست انجام نشدن اون کارا
باعث دردسره! مثلاً انتخاب واحد ها که اینترنتی شده به جای آسون کردنش
باعث سخت تر کردنش شده! من نمیدونم چه فلسفه ای داره که باید ساعت دوازده
شب وارد سیستم بشی و انتخاب کنی حالا اون بیچاره ای که کامپیوتر نداره
باید چیکار کنه دوازده شب؟

7-خیلی بده که آدم "آرزو" نداشته باشه..افسوس

عکس روز! به این میگن وفادار! (عکس مثبت ایجده می باشد!)

عاشقانه های کورش برای SH
اگه قسمتم نبودی...ولی فرصتم که دادی..

سخن روز! ...نداریم

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ فروردین ۱۳۸٧

1- عصر که از سر کار داشتم میاومدم میدونستم خونه کسی نیست دم در که
 رسیدم یهو صدای "ریسه" هایsh به گوشم خورد! تعجب کردم گفتم نکنه معجزه
شده! ولی رفتم تو دیدم خبری نیست توهم فانتزی ای بیش نبوده! راستی میدونی
ریسه چیه؟ نه نمیدونی که..تو که صدای خنده هاشو نشنیدی..هر وقت باهاش بودم
سعی میکردم کاری کنم که بخنده..حالا برای من یا به من! زیاد فرقی نمیکرد اصل
همون خندیدنش بود که خوشحالم میکرد..

2-این دونه های رنگی که این زیر می بینید اسمارتیز هست! از هله هوله های محبوب
دوران کودکی من! زمانی که فکر کنم هر بسته ش بیست تومن بود! شکلاتی که به
خاطر اینکه سازنده ش یه شرکت اسراییلی هست دیگه کمتر تو ایران پیداش میکنید!
چند روز پیش به طور اتفاقی تو مغازه دیدم یه شرکت ایرانی تولیدش کرده و تو
بسته های شش گوش پلاستیکی! عرضه میکنه..ولی اون بسته های استوانه ای
مقوایی کجا و این تیکه پلاستیک بی روح کجا! یادش بخیر از آقا شاپور!
بقالی سر کوچه مون می خریدم و چه لذتی میبردیم از خوردن این قرص ها!
راستی شما هم اسمارتیز دوست داشتید؟ هنوزم دارید؟


3-بعضی ها میگن چون موسیقی آدم رو از یاد خدا غافل میکنه حرومه!
همون آدم میگه حتی اگه همه علما بگن حلاله من به همون دلیل میگم حرامه!
خیلی هم که کوتاه بیان موسیقی شون دیگه کمتر از شعر های مولوی نمیشه!
بر همین مبنا عشق هم تو ازدواجشون نقش اصلی نداره و معتقدن که به یه
سنی که رسیدن برای اینکه به گناه نیفتن(ادامه همون جریان یاد خدا) باید ازدواج
کنن..همین دیگه! به قول مدیری و دیگر هیچ!

4-یکی از حامیان مالی خانواده مون به رحمت ایزدی رفت..فکر نمیکنم برای
یه آدم هیچی بیشتر از دعای خیری که پشت سرش باشه تو اون دنیا به کار بیاد!
ما که دعا گوش بودیم..روحش شاد

5- دوستش می خورد و می خوابید اما او پله های ترقی را یکی یکی و با زحمت
 بالا می رفت، به جایی رسید که دیگه بالا رفتن از پله ها براش ممکن نبود، ناگهان
 صدای دوستش را از آن بالا بالاها شنید:« دیدی آسانسور ترقی هم وجود داره ؟!
منبع اینجا

6-میدونی چطور میشه زندگی بهتری داشت!؟ نه از اون شعار ها نه! راهکار عملی!
ساده هست..اگه وسایلی رو که روزانه وقت زیادی باهاشون سر میکنی رو بهتر کنی
زندگیت هم بهتر میشه کمی! مثلاً یه بالش نرم و راحت چند ساعتی زندگیت رو
بهتر میکنه! یا مثلاً تلویزیونی که روزی چند ساعت پاش میشینی! اگه تصویر
شفاف تری بده اون چند ساعت زندگی شیرینتری داری! این مطلب الهام گرفته
از شعار تبلیغاتی کالای جدید که خریدم هست!

7-بچه های قدیمی وبلاگ جریان خون دادن رو یادشونه ولی این دفعه
علاوه بر اون قضیه یه قضیه دیگه هم هست! که کاملش رو اینجا بخونید..

عکس روز!محبت در دنیای حیوانات!

عاشقانه های کورش برای sh
برای نوشتن از دلتنگی هام...واژه های تازه میخوام!

سخن روز!
بهترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!
ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٦

1- آهنگ "مداد رنگی" ابی رو دوست داشت..یادمه یه بار که همه جمع بودیم قرار
شد هر کسی یه اهنگی بخونه! اون شروع کرد به خوندن مداد رنگی ابی که
وصف خودش بود..با اون صدای "ناز" ش می خوند :
قرمزی لبای تو،تو هیچ مداده رنگی نیست...خودت تو آینه ها ببین،رنگ که به این قشنگی نیست!
و اون زمان من : روزا با اون زندگی رو پر از قشنگی می دیدیم..شبا به یاد اون
همش خوابای رنگی می دیدم.. حیف که زود تموم شد و " از اون روزای خوب
آشنایی..چیزی نموند با من به جز درد جدایی"  دانلود این آهنگ :
کم حجم - پر ججم

2-فیلم پارک وی رو دیدم..فیلم بیخودی بود! فقط یه صحنه قشنگ داشت جایی که
دختره میخواد ازدواج کنه و اون پسری که عاشقشه ولی دختره عاشقش نیست!
میاد محضر و به عنوان شاهد دفتر رو امضاء میکنه! و به دختره میگه: ببین من سالهاس
عاشق تو هستم ولی حالا می فهمم تو هیچ وقت منو دوست نداشتی! میام تا شاهد
ازدواجت باشم شاید اینجوری بتونم واقعیت رو قبول کنم و فراموشت کنم!
دختره
بی احساس هم میگه: خیلی زود فراموش میکنی! مرد میخواد همچین کاری بکنه!
من که نمیتونم تو میتونی؟ شاید اینجوری بشه واقعیت رو قبول کرد ولی اصلاً راه
خوبی برای فراموش کردنش نیست!

3- ساعت دوازده شب بود که ییهو یاد سفر دو نفره مون با sh افتادم! موقعی
که هنوز دیبرستانی بودم و عید هر سال می رفتیم یزد.. اون سال چند روز مونده
به عید فکر کنم یک هفته بود که ش گفت میخواد بره یزد ولی تنهاس! منم از
خدا خواسته گفتم من میام همسفرت میشم! خلاصه هیچ وقت یادم نمیره
که شب چهارشنبه سوری بود! رفتم خونه خواهرش دنبالش..اونا هم اونو سپردنش
دست من و مثل اینا که میرن ماه عسل! بدرقه مون کردن..شب چهارشنبه سوری
که ماشین گیر نمی اومد! از شانس ما یه سرهنگ! ما رو سوار کرد رسوند ترمینال
منم اون شب ریشمو سه تیغه زده بودم! این سرهنگه بد نگام میکرد! گفتم الانه
که بپرسه با خانم چه نسبتی داری؟ منم میگم نامزدیم! ولی نپرسید! خلاصه
رفتیم و سوار شدیم اتوبوسمون هم بنز بود..هنوز تصویر اون نور صورتی که شبا
تو ماشین روشن میکنن تو ذهنمه..هنوز یادمه که عکس های فارغ التحصیلی خودش
رو بهم نشون داد...و هنوز یادمه که زودتر از من خوابید و من میتونستم هر چی
دلم میخواد راحت نگاهش کنم ولی هم خجالت میکشیدم و هم می ترسیدم که
" جای نگاهم روی صورتش بمونه" و هنوز یادمه که میگفتم خدایا الان جزو بهترین
لحظات زندگیمه..از من نگیرش...ولی انگار خدا سرش شلوغ بود نشنید! و الان
چقدر مناسب این حاله شعر اندی که میگه: رفتی ، نرفته یادت...قشنگه خاطراتت..
اینم یه خاطره دیگه از طرف مرد خاطره های طلایی..

4- میدونم "فرقی نداره" واست عاشق موندن من....
میدونم واست یکی شد "بودن و نبودن من"
اما من ..."چاره ای جز این ندارم"...آخه خون شدی تو رگ هام
تو نباش من می میرم..بی تو من بدجوری تنهام
(بیت اول رو قبلاً تو این وبلاگ دیدید و باز هم خواهید دید!)

5-دوران دانشجویی که بیمارستان می رفتیم یادمه رو دیوار یکیشون جمله ای از امام
زده بودن که : باید کاری کنیم وقتی کسی مریض میشه خانواده ش به جز رنج مراقبت
از اون رنج دیگه ای نداشته باشن (رنج مالی!) ولی حالا خدا نکنه یکی بیمارستان
بستری شده! هر چی پول داره باید بده!

6-میشه آدم ها رو به سه دسته تقسیم کرد! اول کسانی که از اندی خوششون میاد!
اینا یا دلشکسته هستن یا عاشق رقص و شادی! دوم کسانی که اندی هم براشون
یه خواننده هست مثل بقیه! یا فقط از چند تا اهنگش خودشون میاد! اینا آدم های
بی احساسی هستن! دسته سوم کسانی هستن که از اندی خوششون نمیاد و
شاید بدشون هم بیاد! اینا معمولاً آدم هایی هستن که دوست دارن موسیقی
سنتی نیوش کنن! و فقط یه جا بشینن برن تو حس! و رقص و شادی و دلشکستگی
هم تو زندگیشون جایی نداره! حالا شما از کدوم دسته اید؟

7-همیشه خدا رو به خاطر آفرینش دریا شکر میکنم! تنها چیزیه که هنوز از دیدنش
لذت میبرم و سیر نمیشم! کنار دریا که عاشق شدم هیچ..غروب هاش هم بی نظیره..
مدتیه این عکس شده بک گراند من و ازش نمیتونم دل بکنم! ببینید...

پانوشت: نسخه جدید پرشین بلاگ اومده و به اجبار قالب ما هم کمی تغییر کرده!
دارم سعی میکنم از امکانات جدید استفاده کنم..مثلاً دارم همه مطالب رو
دسته بندی میکنم تا کسانی که بخوان آرشیو رو بخوننن راحت تر باشن! ضمن اینکه
میتونید فهرست همه 310 مطلب نوشته شده تا الان رو تو قسمت آرشیو ببینید
و دونه دونه بخونید! اینم یه راه دیگه برای آرشیو دوستان!

عکس روز! ریشه این درخت مثل ریشه عشق تو دلمه..

دلتنگی های کورش برای sh
میدونم بلاخره "یه روزی " میام به دیدار..پیشواز تو "فرودگاه"

سخن روز!  یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن    ژرژ هربرت  

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٦

1- به طور اتفاقی جمعه ساعت ده شب بود که سریال " حلقه گمشده" رو دیدم..
سریالی که قالبی طنز داره و ماجراهاش تو یزد اتفاق میافته و فکر کنم هر هفته
ساعت ده شب از شبکه یک پخش میشه! مامان من هم که یزدیه تا دید اینا لهجه
یزدی دارن گیر داد که اینو ببینیم! این سریال هم مثل بقیه موضوعش ازدواج و ایناس!
وقتی پسره رفت خونه دختره و من آجرهای سه سانتی و محیط آشناش رو دیدم
یاد بخشی از دوران عاشقی خودم افتادم..خونه اونا هم تو یزد قبل اینکه بیان تهران
همین شکلی بود..تازه ابروی دختره هم شیبه ابروی اون بود! به قول شاعر توی
هر گوشه این کشور! دارم از عشق تو یادی..خلاصه اینکه ما هم بخوایم عشق رو
ول کنیم اون ولمون نمیکنیم هر جا برم چیزی هست که باز منو یادش بندازه..
(نکته! انگار تو دهه فجر پخش نمیشه!)

2- این عکس هم حکایت خیلی از ماهاس..نوشته روی دیوار که میگه:
من فقط در اینترنت محبوب هستم! یا به عبارتی هیشکی منو دوست نداره!
واقعاً چرا بعضی از ما ها تو ایترنت محبوب هستیم ولی تو دنیای واقعی نه؟
(متاسفانه منبع عکس رو فراموش کردم!)

3-من تیزر ها و تبلیغ های آلبوم های اندی رو خیلی دوست دارم! چرا؟ چون هر وقت
می بینمشون یاد انتظار و شوری میافتم که برای شنیدن آهنگ های اون آلبوم داشتم
و اون لحظه ها برام زنده میشه! خیلی خوبه آدم بتونه قبل از یه حادثه بزرگ چیزی رو
پیدا کنه که بعد ها با دیدنش بلافاصله یاد اون حادثه و اون لحظات بیفته..

4- به نظر من نور تأثیر زیادی تو حس شما موقع شنیدن موسیقی داره!
یک اتاق نیمه تاریک به نظر من بهترین جا برای گوش دادن موسیقی آروم هستش!
مثلاً اتاق من رو ببینید! زمینه سیاه و پرده نیمه روشن رو نگاه کنید اضافه کنید
به اینها یک صندلی که تاب میخوره و اندی با بهترین کیفیت! اینها میتونه ساعتی منو
از این دنیا ببره..فقط حیف که این شرایط نوری! معمولاً بین ساعت 3-5 عصر هست فقط!
اگه تا حالا امتحان نکردین حتماً امتحان کنید! اتاق کاملاً تاریک هم حس خودشو داره!

5-از اونجاییکه اینجا جوانان و نوجوانان زیادی میان گفتیم خاطره ای عبرت ناک!
از خودمون ول کنیم شاید مورد استفاده قرار گیره (روانشناسان به این بیماری
خود پیر بینی میگن! اینجور افراد معمولاً دلشون پیر شده نه جسمشون!)
آقا جوون بودیم و جاهل! (البته تیپ جاهلی نداشتیم) پسرهای فامیل همه ناباب!
هی ما رو وسوسه کردن که بریم مش+روب بزنیم! ما هم اغفال شدیم و گفتیم
یه بار که ضرر نداره ببینیم چی هست! خلاصه یک مش+روب دست ساز! نمیدونم از
کجا پیدا کردن و رفتیم به قول هایده به میخونه!بر و بچ دو تا استکان که زدن
از خود بیخود شدن! ولی من خوردم اولاً دیدم تلخه به درد نمیخوره! بعد هم
دیدم این رو اعصاب من اثر نداره! ( از بس قویه!) یعنی عقلم سر جاشه! فقط
راحت میتونم بخندم! خلاصه اینا دیدن رو من اثر نداره دیگه بهم ندادن! گفتن تو
مش+روب رو حیف و میل میکنی! بگذریم..آخرش هم یه آدم فروش! ما رو لو
داد و مش+روب توسط بزرگا مصادره شد! نتیجه اخلاقی؟ ما یه بار خلاف کردیم ولی
اینا دیگه هی به ما مشکوک بودن! ما هم خلاف رو بوسیدیم گذاشتیم کنار!
و شما هم اگه فکر میکنید اعصاب قوی دارید پولتون رو حروم این چیزا نکنید!
اگه هم ندارید باز هم نکنید! چون بدنام می شید! اونا که نمیدونن شما از غصه
پناه می برید به این چیزا تا ساعتی از دنیا راحت بشید!
از طرف مرد خاطره های طلایی - خاطره درخواستی هم قبول نمی کنیم اصرار نکنید!

6-وقتی جنگ میشه یه مشت آدم از همه جا بی خبر که همدیگه رو نمیشناسن
میافتن به جون هم و هم رو میکشن به خاطر دو نفر رییس که همدیگه رو میشناسن !
کاش به جای این همه خون ریزی اون دو تا که با هم جنگ دارن میرفتن تو رینگ بوکس!
اینقدر هم رو میزدن تا یکیشون بمیره خلاص! دیگه اینهمه آدم رو به کشتن نمیدادن!

7- شاید خیلی از شما بخواید بدونید چقدر ثکصی هستید! این سایت با
بررسی علایم کف دست شما درجه ثکصی بودنتون رو به شما میگه!
ادرسش رو میذرام این زیر اون کلمه رو که خودتون میدونید اصلاح کنید
و تو آدرس بار وارد کنید... من که جزو داغ ها شدم و عدد هفت! حال میکنی؟
هفت همیشه با منه!شما چطور؟
http://www.12gage.com/3skgage.html

عکس روز! شیطنت از چشم سیاش می ریزه شماره 2!

دلتنگی های کورش برای sh
تو که رفتی...ولی عشق که می مونه

سخن روز! به زبانت اجازه نده قبل از اندیشه ات به راه افتد شیلون

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟

 




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ دی ۱۳۸٦

1- از طریق یک لینک رسیدم به انسان شبیه سازی شده! اومده بودن یه سری عروسک
های زیبا ساخته بودن که با یه دختر واقعی هیچ فرقی نداشت! در واقع اول فکر کردم
واقعی هستن! ولی بعد دیدم نه مصنوعی هستن..خلاصه که اینا رو گذاشته بودن
برای فروش به عنوان همسر مصنوعی! با قیمت گزاف هفت هزار دلار! که به خاطر گرونی
مواد مخصوص به کار رفته توش بوده! این راهی که بشر امروز در پیش گرفته که رفته
سراغ همسر روبات و همسر پلاستیکی و..! به زودی نسل بشر منقرض میشه!
اونوقت اوضاع ما چه خنده داره که وفاداریم و دلشکسته!

2-خیلی از نوشته های این وبلاگ ییهو به ذهن من میاد! مثل این! ییهو یاد
زی زی گولو افتادم! شما یادتونه؟ همون شخصیت عروسکی که قدرت جادویی
هم داشت و با یه پسربچه و خونواده ش زندگی میکرد و اگه اشتباه نکنم صبح
جمعه مهمون خونه ما ها بود! زی زی گولویی که خیلی مودب بود و میگفت " آقای پدر!"
بچه ها هم سعی میکردن مثل اون مودب باشن ولی الان بچه ها لات شدن! میگن
میزنم تو مخت ها! چی گفتی؟ اینا همش اثرات برنامه های جدیده! راستی شما
هم اسم کامل زی زی گولو رو حفظ بودین؟ "زی زی گولو آسی پاسی درا کوتا تا به تا!"
آهنگ این سریال کودکانه هم با حجم نیم مگ آماده دانلوده! دانلود

3-بعد حدود هشت سال خونه مون رو عوض کردیم! اثاث کشی و هزار بدبختی!
این سومین خونه ای که میریم توش زندگی کنیم! خونه دوران کودکی و بهترین
دوران زندگی..خونه دوران عاشقی و دلشکستگی...و حالا هم خونه تنهایی!
خونه بعدی هم ایشالا خونه ابدی باشه! دیگه راحت شیم از این دنیا

4-یادش بخیر shاینا که اثاث کشی میکردن برای دو تیکه از جهازش! جا نداشتن
من هم گفتم بذار ن تو اطاق من به امیدی که شاید یه روز خودشم هم بیاد تو اطاق من!
الان اون دو تیکه رو مامانه گفت باز کنم استفاده کنیم! چون خونه جدید جا نیست..
وقتی کارتون های دورش رو پاره میکردم حس میکردم اینا آرزوهای خودمه که دارم پاره
میکنم! میدونم که نمیتونی درک کنی پس بیخیل...

5-داشتم فکر میکردم این اعمال مذهبی که ما انجام میدیم هیچ ارزشی نداره! چون
همش از رو عادته! مثلاً خود من از بچگی عادت کردم یکی از این اداب که به مربوط
به غذا میشه رو انجام بدم! ولی بقیه رو نه! و این کاری که انجام میدم از رو عادت شده
نه از رو اراده! حالا یکی هم عادت کرده از بچگی نماز بخونه..بگیر برو تا آخر!

6- تو آپدیت قبلی از عظمت و شکوه کنسرت اندی در کداک نوشتم حالا هم شنیدم
که اندی تو مصاحبه ش با میلاد گفت دی وی دی این کنسرت بعد از محرم به بازار میاد
یعنی نزدیک های عید..کاش اینقدر عزا داری نداشتیم تو تقویم! همش آلبوم های اندی
رو به تاخیر میندازن! نکته مهم در مورد این دی وی دی اینه که برای اولین بار تو ویدیو های
ایرانی هست که با دوربین های اچ دی (high defenition)فیلمبرداری شده اونم نه یکی
هشت تا دوربین!که بهترین کیفیت ممکن رو به شما میده و افتخار اولین بار رو هم به اندی!
ادامه مطلب پس از چند ثانیه پیام بازرگانی! : اولین ها را از اندی بخواهید..اندی اندی..

7- تو نظرسنجی برای انتخاب بهترین آهنگ آلبوم فرودگاه همونطور که فکر میکردیم
دلتنگ و بیهوده نبوده به طور مشترک اول و فرودگاه دوم شد! اندی وقتی اینو شنید
گفت بچه های داخل ایران بیشتر آهنگ های غمگین دوست دارن (مثل خود اندی) ولی
بچه های اینور آب بیشتر آهنگ های شاد و اینا که باش تو کلوب برقصن دوست دارن!
خیلی معنی داره ها! یعنی اینوری ها بیشتر به غم و غصه هاشون فکر میکنن اونوری
ها بیشتر به فکر رقص و شادی هستن! اینم از تأثیرات خارج رفتنه دیگه!
دانلود مصاحبه میلاد (اندی فن کلاب) با اندی - حدود 4 مگ

توصیه! انیمیشن بسیار زیبای bee (زنبور عسل) رو گیر بیارید و ببینید! خیلی قشنگه

برای تارک! آقا یا خانم تارک آدرس ایمیل سالم بذار تا باهات تماس بگیرم!
شما ها یه آدرس درست از خودتون نمی ذارید بعد میگید چرا جوابتون رو نمیدم!
منم مجبور میشم اینجا پیام بازرگانی بدم!

عکس روز! عروس دریایی

دلتنگی های کورش برای sh
نگو عشق من تموم شد...چون تو دستات زندگیم بود

سخن روز! خنده، بزرگ ترین اسلحه در جنگ است

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟

 




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ آذر ۱۳۸٦

1-بعد خیلی وقت نمیدونم چی شد یاد پدرم افتادم..پدری که تو زندگیش رنج زیاد
کشید! و رنج زیادی هم به ما وارد کرد! نمیدونم تا حالا انتظار پایان عملی رو کشیدین
که یا مریضتون مرده میاد بیرون! یا بهتر از قبلش نمیشه! ما سه بار همچین تجربه ای
داشتیم..بگذریم داشتم به این فکر میکردم که چطور شد زود پدرم رو فراموش کردم
ولی عشق و عاشقی از سرم نپرید!؟ اینجا بود که فهمیدم تأثیر این عاشقی تو زندگیم
واقعاً بیشتر از اون چیزیه که فکر میکردم! ولی چرا آخرش خوب نشد..به قول شاعر
اگر داغ دل بود...ما دیده ایم...اگر خون دل بود...ما خورده ایم
گواهی بخواهید اینک گواه...همین زخم هایی (اشک هایی) که نشمرده ایم
پس چرا...؟

2-تو مجله نوشته بود که بد زمونه ای شده یارو بیست ساله با هم همسایه
هستن ولی هنوز همسایه خودشو نمی شناسه! من هم یاد دوران کودکی خودم
افتادم که عجب محله ای داشتیم هر همسایه ای تا نصفه کوچه همسایه های کناریش
رو می شناخت! اینقدر هم همه با هم صمیمی بودیم...بچه ها با هم بازی میکردیم
حتی به خونه همدیگه میرفتیم! عصر ها بزرگتر ها میاومدن صندلی می گذاشتن تو کوچه
هوا میخوردن! هنوز اسم همسایه هامون یادمه! خانم فرزانه..پژمان اینا! میثم اینا!
برزین اینا! (خوانواده دوستام رو اینجوری صدا میکردم که اسم دوستم + اینا ! )
خلاصه تو این دوره زمونه آدم باید هر روز حسرت روز های خوب گذشته رو بخوره!
الکی میگن هر سال بهتر از پارسال! دیگه عید که میشه باید ناراحت بشیم!

3-اقلیت بودن تو یه جامعه مشکلات خاص خودش رو داره مخصوصاً اقلیت
مذهبی بودن! ولی یک مزیت هایی هم داره! اقلیت بودن باعث میشه که آدم های
اون جامعه اقلیت بیشتر با هم متحد باشن و هوای هم رو داشته باشن! مثلاً
ما نقاش اوردیم فهمیدیم هم دین هستیم بهمون تخفیف داد!

4-من هر وقت میبینم یه پسر داره می رقصه خنده م میگیره! به نظرم رقص یه
کار دخترونه س! ولی نمیدونم چه اصراری دارن پسرا رو برقصونن! اصلاً اون هیبت
و مردونگی یه مرد از بین میره وقتی میرقصه! حتی شب عروسی! همیشه به این
فکر میکردم که چطور تو همچین شبی از همچین خفتی! فرار کنم!

5-زیباست و با شکوه...و باعث افتخار! این عکس رو ببینید اندی در kodak theaterجایی
که بیش از شش هزار نفر تو سالن چند طبقه کداک به عشق اندی جمع شدن..
همین کافیه که بدونید این سالن همون سالنیه که توش مراسم اسکار برگذار میشه!
برای درک بهتر عظمت این کنسرت میتونید این ویدیو 67 ثانیه و 3.5 مگی رو دانلود کنید
تو صفحه جدید چند ثانیه صبر کنید لینک مستقیم سمت چپ ظاهر میشه!

6-گاهی وقتا فکر میکنم داشتن دوست دختر یا پسر جزو مراحل عادی زندگی هست!
که باید طی بشه! البته قبل از ازدواج! یه مرحله انتخابی تو زندگی که فرصتی هم برای
تکرارش نیست! کسانی که به فلسفله لذت بردن از زندگی اعتقاد دارن احتمال زیاد
این مرحله رو هم طی میکنن! ولی کسانی که فلسفه وفاداری رو قبول دارن این هم
به لیست حسرت هاشون اضافه میشه!

7-من از کلمه "سردار" خیلی خوشم میاد! (هر چند از بعضی سردار ها زیاد خوشم نمیاد!)
همیشه کلمه سردار برام معنی حماسه و دلاوری رو یاداوری کرده..فارسی ناب بودنش
هم دلیل میشه بیشتر دوستش داشته باشم! تازه جالبیش اینه که اون استاد ادبیاتمون
میگفت یه تیمسار زرتشتی اومده این درجه های سر +هنگ و سر+لشکر و سردار اینا رو
جایگزین معادل خارجیش کرده..و چقدر هم خوب انتخاب لغت کرده که موندگار شدن نه
مثل کش لقمه! که باعث خنده میشه فقط..!

خواب! خواب دیدم با ش با هم همکار شدیم! یه کتاب مشترک نوشتیم

عکس روز! زبون به این درازی دیده بودی؟

دلتنگی های کورش برای sh
چه اعتراف تلخیه...رسیدن ته خط...وقت خلاصی از همه س...آی دنیا بیزارم ازت!
محسن یگانه - ای خدا دلگیرم ازت - دانلود

سخن روز! بهشت هم تنهایی ارزش ندارد برناردوسن پیر

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟

 

 




کلمات کلیدی :هفت شماره ای و کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٦

1-مسنجر رو که باز کردم با دیدن اسمش تو فرستنده آفلاین ها یک لحظه ایست قلبی کردم!
بعد دیدم یه عدد یک فرستاده همین! اینکه چند ماه یک بار یه چیزی از طرفش میاد برام
یه بار اینوایت عضویت تو این شبکه های دوستی! یه بار درخواست اد کردن..حالا هم یک
فرستادن...اینا یا اتفاقی هست و برای کل کانتکش فرستاده شده و خودش خبر نداره
یا هم اون شیطنت های خاص خودش هست که میاد زنگ میزنه و در میره! که اگه اینطوره
علاوه بر اینکه یادم میآره دیگه ندارمش و آهم در میاد در عوض میفهمم که گاهی اوقات
فقط "گاهی اوقات" به یاد من میافته و همین هم از طرف "دوست" برای من یه دنیاس
کسی چی میدونه..شاید داستان این عشق هنوز تموم نشده..شاید به قول اندی
باید به "معجزه" اعتقاد داشته باشم..شاید همه اینها "بیهوده نبوده" ولی صدایی از
پشت سر داره میگه : صنار بده آش به همین خیال باش!

2-چند روز پیش یه لینک دیدم یه جا از آهنگLIFE IS A FLOWER گروه ace of base تو یوتیوب
با دیدن این ویدیو رفتم به حدود هشت نه سال پیش! زمانی که هنوز کامپیوتر نداشتم
من تازه ضبط خریده بودم زمانی که داشتن ضبط که vcd پخش کنه خودش کلی بود!
یارو هم یکی از این سیدی های شو! داد به ما که باش ببینیم! از اون به بعد من فقط
آهنگ خارجی گوش میدادم! تو مدرسه هم همش با بچه ها سیدی مدرن تاکینگ و
سلن دیون و ریکی مارتین و بک استریت بویز و از این چیزا با هم تبادل میکردیم!جالبه
اصلاً آهنگ ایرانی گوش نمیدادم! چه میدونستم اندی چیه..معین و ابی کین..تا عاشق
شدم و از اون به بعد فقط ایرانی گوش دادم و همه از این نوار گوش دادنم فهمیدن که
عاشق شدم! از اینا که بگذریم این خانومه تو گروهace of base با اون موهاش! منو
شیفته خودش کرده بود! همش ویدیو هاشو میدیدم و از حق نگذریم ویدیو این خارجی
ها خودش یه فیلم کوتاهه! و اصلاً با ویدیو ایرانی نمیشه مقایسه کرد واسه همینه
ما با وجود نفهمیدن شعرش باهاش سرگرم می شدیم!

3- یه چیز جالبی که تو خانواده های زرتشتی هست دو زبانه بودن بیشتر اوناس!
به جز زبون فارسی ما به یه زبون دیگه که در واقع فارسی اصیل و خیلی قدیمی
هست هم صحبت می کنیم به اسم فارسی دری (dari)حالا جالبیش اینه که بعضی بچه
ها از همون اول هر دو زبون رو یاد میگیرن بعضی ها فقط همون فارسی رو یاد میگیرن!
بعد ممکنه تو خونه به دو زبون صحبت بشه مثل خونه ما! بعد جالبترش اینه که اونایی
نمیتونن دری صحبت کنن ولی میتونن دری بفهمن! واسه همین نمیشه ازش به عنوان
زبون سری برای حرف های محرمانه استفاده کرد!

4-بعد از طوفان تو دنیای موسیقی با آلبوم اندی و معین چند وقتی آهنگ خوب
جدید نداشتیم! الان آهنگ جدید و زیبای هلن به اسم فراموش نکنی اومده که
باز حرف دل منو زده... اونجا که میگه
اشکای من یادت بیاد وقت خدا حافظی مون...حرف خودت یادت باشه تو لحظه جداییمون
یا اونجا که میگه...
طاقت ندارم بیش از این فقط تو خواب ببینمت...وقتش رسیده که بیای روی چشام بشونمت
دانلود این آهنگ زیبا با حجم زیاد و حجم کم اینجا

5- از عجایب کشور ما اینه که سایت معروف رپیدشیر که بزرگترین آپلود سنتر دنیاست
فیلتر میشه و ما هم دیگه امیدی به برگشتش نداشتیم ولی برای اولین بار اعتراض
انگار فایده داشته! و این سایت و چند سایت آپلود معروف دیگه آزاد شدن..این همه
از بدی های مخابرات گفتیم از خوبیشم بگیم! که بالاخره برای یه بار هم برای
حرف ما اهمیت قایل شدن...به امید روزی که همه اینترنت پر سرعت داشته باشیم!

6-خیلی دوست دارم یه روز به این حرف اندی عمل کنم تو شعر یاران..
زنجیر ترس رو پاره کن...بگذر از این روزای سخت..

7- از اونجا که خیلی از خوانندگان این وبلاگ دم بخت هستن! براتون یه راهنمای
قدم به قدم ازدواج! تهیه کردیم که امیدواریم بخونید و استفاده کنید اینجا! البته
دستور العملش برای پسراس ولی خوب اصولش برای دخترا هم همینه با یکم تغییر!

معرفی: یک وبلاگ طنز زیبا..بخونید خوشحال بشید!

عکس روز! شیرزن!

دلتنگی های کورش برای sh
نمیخوام زخمامو مرهم بذرام...نکنه پیش چشات کم بیارم

سخن روز!
با دشمن خود چنان رفتار نکن که اگر با تو دوست شد از تو کینه داشته باشد - علی(ع)

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر و کلمات کلیدی :کمی احساسی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ مهر ۱۳۸٦

1-شما حتماً زیاد شنیدین که مهریه رو کی داده کی گرفته! وقتش هم که بشه
طرف مهریه رو می بخشه و میگه مهرم حلال جونم خلاص! ولی احتمالاً هیچ کدوم
از شما هم مثل من نمی دونید که مهریه بخشیده شده رو هم میشه پس گرفت!
تو مجله خوندم که تا سه ماه پس از طلاق میشه به مهریه رجوع کرد و مهریه بخشیده
شده رو پس گرفت! جل الخلاق! چه قانون هایی داره این مملکت..

2-نمی دونم وقتی دبستان بودید شما رو از طرف مدرسه می بردن سینما یا نه!
من که هیچ وقت یادم نمی ره اون جریان رضایت نامه پر کردن والدین و روز قبلش
یه ساندیس و کیک خریدن برای سینما و... وای که چه دنیایی بود..با دیدن یه لینک
در مورد فیلم گلنار یاد اینا افتادم..بچه ها گلنار یادتونه؟ همون که تو جنگل گم میشه
و پیش خرس ها گیر میافته..هنوز تصویر بزرگ خرسی خانوم رو پرده سینما و تو اون
تاریکی تو ذهنمه..خیلی فضا رو دلهره انگیز می کرد برام! خاله قورباغه با 98 تا بچه ش!
مرغ و خروس هایی که حرف میزدن..اون شعر و آهنگ های شاد بچه گونه ش..
گلنار...دستمال آبی ور دار...دستمال آبی..دستمال آبی...
یه مژده هم برای بر و بچ سرعت خفن! می تونین آنلاین این فیلم رو از اینجا ببینید
بر و بچ کم سرعت تر هم می تونن دانلودش کنن با حجم صد و خورده ای مگ

3- کودکی ما با ترانه های شاد و کلاه قرمزی و اینا گذشت اما بچه های امروز..
بهتره خودتون ببینید من چیزی نمیگم چون درد سر میشه برام! فقط میگم که
هر چیزی حدی داره..چه خوب چه بد وقتی از حد ش بگذره...اینجا رو ببین

4-از خیلی وقت پیش خرید یه خونه هر چند کوچیک رو هدف اول تو زندگی مادی
خودم گذاشته بودم..ولی با این اوضاعی که پیش اومد و قیمت خونه تو تهران به
بیش از دو برابر رسید! و وزارت مسکن هم با پر رویی! اعلام می کنه که بیش از
17 درصد نیست! آرزوی خونه دار شدن برای خیلی از مردم ایران به یه رویای دست
نیافتنی تبدیل شد! همه هم می دونیم چیزی که گرون شد دیگه ارزون نمیشه!
حالا آقایون محترم شعار خودشون رو اینطور اعلام کردن (من تو استادیوم دیدم!)
هر ایرانی یک خانه! ببینیم و تعریف کنیم..

5- سالی که من کنکور داشتم یادمه بعد مدرسه تقریباً هر روز تا هشت شب!
کلاس بودم! فکر کنم ماه رمضون بود که یه شب دیگه از بس خسته بودم
پله های آموزشگاه رو ده تا یکی! کردم و پرت شدم پایین! دستم مو برداشت و
گچ گرفتم..تو روز های بعد همه فامیل ها زنگ میزدن حال منو می پرسیدن و اینا
ولی من منتظر بودم sh زنگ بزنه! اونم نامردی نکرد و آخرین نفر! به من زنگ زد
منم با یه حالت دلخوری از یه طرف و خوشحالی از طرف دیگه رفتم که باهاش صحبت
کنم..میخواستم شاکی بشم که چه عجب یاد ما افتادی و اینا ولی مثل همیشه
خندید و گفت خوبی؟ من هم همه چی یادم رفت! اصولاً هر وقت از دستش دلخور
بودم خوب بلد بود سر منو گول بماله! تا زود یادم بره..خوب میدونست که
خنده هاش رو با هیچی تو دنیا عوض نمی کنم..واسه همین می اومد کنارم و یه
لبخند می زد و همه چی تموم! خیلی بده رگ خواب آدم دست یه نفر بیاد!

6-خبر های بدی به گوش می رسه..میگن جنگ می شه! وای..فکر میکنی اگه اولین
موشک به تهران برسه بازم کسی میگه انرژی هسته ای...؟ فکر میکنی جوون های
سوسول این دوره زمونه کلاش و ژسه دست میگیرن برن جبهه؟
دریغ است ایران که ویران شود..کنام پلنگان و شیران شود..

7-سینمای هند هم سینمای جالبیه! من فکر می کردم همه چی توش آزاده مثل آمریکا!
ولی فهمیدم که بوسه! تو فیلم های هندی ممنوعه! اینم در نوع خودش جالبه..

والپیپر روز! دلفین!

عکس روز!حالا غروب که میشه..

دلتنگی های کورش برای sh
بی تو زنده بودن...بی هدف نفس کشیدن..
تا ابد تو رو ندیدن...واسه من رنج و عذابه

سخن روز! محک طلا آتش است و محک انسان طلا! مثل چینی

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!

 




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر و کلمات کلیدی :فیلم




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٥

1-تو اینترنت مطلبی خوندم در مورد یه دنیای مجازی به نام second life که به تازگی
راه اندازی شده تو این سیستم شما یک اوتار سه بعدی برا خودتون میسازید و تو شهر هاش
زندگی میکنید پول در میآرید میرید مهمونی دانشگاه! همه چی عین دنیای واقعی تا الان هم
3 میلیون نفر عضو این دنیا شدن! جالبه که روز به روز اینجور دنیا ها دارن زیاد میشن اما چرا؟
دلیلش ساده س! مردم دیگه این دنیا رو دوست ندارن! دنیایی پر از جنگ و ظلم و....
مردم دارن یه دنیای دیگه برا خودشون درست میکنن مطابق میل خودشون!
کاش سیاستمدار ها هم اینو درک میکردن!

2-سیگار خودش به اندازه کافی ضرر داره اونوقت فکر کن وقتی سیگار تقلبی باشه
دیگه چی میشه! آدم های سیگاری به خیال خودشون برای اینکه کمتر ضرر کنن
( از نظر مالی)میرن سیگار های ارزون و تقلبی میخرن! ولی نمیدونن اینجوری بیشتر ضرر
میکنن! راستی اینجا سیگاری که نداریم؟


3-یه ویدیو براتون اماده کردیم با حجم فقط 1 مگ که شما کافیه 4 دقیقه از اینترنتتون
رو صرف دانلودش کنید تا بفهمید چرا میگن هایده صدا داشت! تو این ویدیو کوتاه هایده و معین
و فتانه و مرتضی و البته اندی و کورس یه جا نشستن و هایده بدون آهنگ همینجوری داره زیر لب
براشون اواز میخونه و همه محو هنرنمائیش هستن که میگه:تو که رفتی واسه من جای آشتی
که نذاشتی...کاش از اول گل عشق رو تو قلبم نمیکاشتی...

4-یادش بخیر! آدم وقتی عاشقه زیاد خیال پردازی میکنه! من هم اون زمان به این فکر
میکردم که اگه ازدواج کردیم بچه مون دختر شد اسمشو بذرام Sh! یعنی مادر و دختر
یه اسم اینجوری دوتا shدارم و خوشبختیم دو برابر میشه! اما نمیدونستم که...
از ما که گذشت! ولی شما میتونید از این ایده استفاده کنید!

5-اوایل دلشکستگیم تصمیم داشتم برای مرگ دلم یه لباس سیاه بپوشم
و تا آخر عمرم مشکی پوش باشم! و هیچ وقت لباس سیاه رو از تنم در نیارم
ولی بعدن متوجه شدم لباس سیاه ندارم! و به خاطر تنبلی بیخیالش شدم!

6-از شما چه پنهون چند روزی رفتم سر کار! شاید از این تکرار بیام بیرون
ولی هر روز که سر کار برمیگشتم میدیدم مثل قبله! به چه امیدی برگردم خونه؟ به
چه عشقی برم سر کار؟ قبلاً صبح تا ظهر رو میخوابیدم حالا میرفتم سر کار تنها تفاوتش
همین بود! خوب قبلاً که راحت تر بودم پس دیگه نرفتم!

7-تازگی یه ویروس سرماخوردگی خفن پخش شده همه جا مواظب باشید مریض نشید
وگرنه مثل من کارتون به سرم و پنی سیلین یک و دویست میکشه! تو بیمارستان پرستار از روی
اسمم حدس زد که زرتشتی باشم! بعد پرسید ببخشید اسم کوچیک حضرت زرتشت چیه؟!
بنده خدا تو جدول دیده بود! گفتم اگه اشو زرتشت دیدی و فکر میکنی اشو اسم کوچیکشه باید
بگم نه! اشو به معنی پاک هست و برای احترام به کار برده میشه گفت اهان پس این طراح جدوله
بی سواد بوده!

والپیپر روز! خرس قطبی!

عکس روز! یه بار عکس این خانم گذاشتیم دیدیم چقدر طرفدار داره بین شما گفتیم
یکی دیگه هم بذاریم!

دلتنگی های کورش برای sh
بی تو پرپر میشم دو روزه......دل سنگت برام میسوزه؟

سخن روز!
از زندگی خود لذت ببرید بدون آنکه ان را با زندگی دیگران مقایسه کنید

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :هفت شماره ای و کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر و کلمات کلیدی :اندی و کلمات کلیدی :زرتشتی




نویسنده : کورش ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ آبان ۱۳۸٥

1-یکی میگفت مرد همیشه حرف آخر رو تو خونه میزنه.............میگه چشم عزیزم!!

2-فیلم اشک سرما رو دیدم...فیلم خوش ساختی بود...اولای فیلم هی سرباز های
مملکت که داشتن مین خنثی میکردن خودشون میرفتن رو مین! چرا؟ چون یه چوپان دختر
اون طرف داشت دلبری میکرد هی حواس اینا رو پرت میکرد! اینم استفاده ابزاری از زنان
در جنگ!
صحنه ای از این فیلم که به دلم نشست سکانس های آخر فیلمه که دختر
چوپان که مأمور قتل سرباز مین یابه عاشقش میشه و اون رو از تله ای که براش گذاشتن
باخبر میکنه و یه لبخند میزنه اینجوری! ولی در نهایت جفتشون میرن رو مین میترکن!


3-آهای تویی که میری خارج کشور تبعه میشی هیچ فکر کردی که بعدا باید برای
اومدن به کشور خودت ویزا بگیری؟ خیلیه ها! فکر کن آدم بخواد بیاد خونه ش بعد
جلو در بهش بگن ببخشید شما؟

4-نیم هفته! تعطیلی خوش گذشت!؟ هیچ میدونید بابت این تعطیلی 80 میلیارد تومان
ضرر به کشور وارد شد؟ (اخبار گفت) به نظر من اینهم از سیاست های فرهنگی دولته
که سعی در هر چه بزرگتر جلوه دادن مراسم و اعیاد مذهبی داره...بابا همه قبول دارن
که عید فطر عید بزرگ و مهمیه ولی باید مملکت رو تعطیل کرد!؟ یه طرح بازنگری تو تعطیلات
هم در دست اجراست که من حدس میزنم با توجه به این سیاست دولت از تعطیلات عید
نوروز کم کنن و به عید های دیگه اضافه کنن تا بیشتر جلوه کنن!
نکته!: 80 میلیارد ضرر واسه این بوده که همه واسه 2 روز حقوق گرفتن ولی هیچ تولیدی
تو کشور انجام نشده تو این دو روز!

5-یه اتفاقی افتاده بود! هول نکنی ها...سعی کن خودتو کنترل کنی...تولد من بود!
دیدم تو تلویزیون هم داره تبریک میگه! ولی بعد که دقت کردم دیدم داره عید فطر رو تبریک میگه!
به هر حال رفتیم (کیا؟ من و سایه م!) تو 23 و یک سال دیگه به مرگ نزدیک شدیم..
نکته: دیگه میدونید که با تبریک گویان در این وبلاگ برخورد شدید صورت میگیره
حتی با اونایی که خارج کشور هستن!
نکته 2! استاد میگفت تو خارج به کسی میگن فقیر که پول برای خرید کیک تولدش نداشته
باشه نه اینکه نون نداشته باشه بخوره! با این حساب ما چقدر فقیر داریم؟!

6-یه مدت بعد اینکه عاشق شدم یه دفتر خاطرات گرفتم و شروع کردم خاطرات عاشقی
رو توش نوشتن...که به جلد دوم هم رسید! ولی الان میترسم برم سراغش...اینا رو نوشتم که
بعدا با sh بشینیم بخونیم کیف کنیم! ولی الان خودم هم جرأت ندارم برم سراغش..
اما ناپرهیزی کردم و رفتم! این خاطره مال 15/3/80 هستش...یکی از علاقه مندی های من
عکاسیه! اونم گرفتن عکس های خانوادگی! اونم عکسی که sh توش باشه!دوربین رو آماده کردم..
تو کادر نگاه میکنم همه رو به دوربینن به جز sh! روشو اونور کرده! میگم همه رو به دوربین!
sh میفهمه که با اونم و لبخند میزنه و منه فرصت طلب فلاش میزنم!مهم نیست بقیه تو عکس
چه جوری افتادن! اصل کاریه خوب افتاده! راستی شما دفتر خاطرات دارید؟!

7-یاسمن تازه وبلاگ زده من هم اتفاقی وبلاگشو دیدم این جمله از آپدیتش برام جالب بود.
در حساب عشق 1+1 برابر است با همه چیز و 1-2 مساوی هیچ!

دلتنگی های کورش برای sh
تویی تنها دلیل بودن من....فراموشم نکن...فراموشم نکن..

عکس روز! اولین موس تاریخ! منبع

سخن روز!هیچ مریضی مریض تر از کسی نیست که روز تعطیلش بیمار شده باشد!!

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!

 




کلمات کلیدی :هفت شماره ای و کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٥

1-روز مهر و ماه مهر، جشن مهرگان به ایرانیان فرخنده باد!(البته دیروز بود!)
به این مناسبت آهنگ جشن مهرگان رو براتون آپلود کردم که هم توش در مورد
این جشن میگه هم ریتمیکه و باحاله!مجدداً به عنوان یک ایرانی دانلود کنید
حجم: 167 کیلو بایت! کیفیت: متوسط دانلود


اطلاعات بیشتر در مورد جشن مهرگان
در ضمن یادتون نره تو این وبلاگ هر کی تبریک بگه باهاش برخورد شدید صورت میگیره!

2-چون بیشتر بازدید کننده های اینجا خانما هستن گفتم این نکته رو یاد آور بشم که..
هیچ وقت به همسرتون نگید " تو که نمیتونی یه مانتو برام بخری واسه چی با من ازدواج کردی!"
توان مالی پایین همسرتون رو چکش نکنید بزنید تو سرش! داغون میشه! افتاد؟

3-آموزش نکات دلبری! یه همچین کتابی رو sh به من نشون داد من خندیدم گفتم
خودت نوشتیش؟ گفت نه! با خودم گفتم نویسندش باید بیاد پیش شما شاگردی
این کارا که تو بلدی..این درسا که تو خوندی و این مشقا که تو کردی تو هیچ کتابی نمیگن!
یادمه یه بار گل زده بود به موهاش اینجوری...من شده بودم اینجوری
دلبرکان گرامی! برای آراستن خود از وسایل طبیعی استفاده کنید!


4-این روزا که قصه ها همش آواز غمه...تو دلا به جای عشق،حسرت بیش و کمه
من هنوز اسیر این عشق و دیوونگیم...چرا؟

5-یه فیلم مستند دیدم در مورد صیغه و..! آدم در اینجور موارد 2 تا احساس ممکنه
بهش دست بده! یا اینکه تا الان که اینکارو نکرده خیلی سرش کلاه رفته! احساس دیگه
هم اینکه وای من چقدر مثبت هستم! (با اجازه مثبت بویز!) نظر شما کدومه؟

6-بعضی از این آهنگ های اندی هست حتماً باید تو واقعیت تجربش کنی تا بفهمیش!
مثلاً من دوران عاشقیم وقتی یه هفته میشد نمیدیدمش حاضر بودم هر چی دارم
بدم تا ببینمش اون وقت به این شعر اندی میرسیدم که...
همه دنیا یه کنار،صورت یارم یه کنار

7-میگن روح ما بخشی از روح خداست..پس چرا خدا خودش رو آزار میده؟!

خبر! هموطن های عزیز! ملت همیشه در صحنه! باز همه افتخاری دیگه بیافرینید!
برید اینجا و رأی بدید که در نسخه بعدی فیفا لیگ ایران هم اضافه بشه! فکر کن..
فیفا لیگ ایران رو به رسمیت میشناسه تو بازی هاش اونوقت ملوان بندر انزلی رو همه دنیا میبینن!

دلتنگی های کورش برای sh
تنها تر از همیشه به انتظار نشستم...انتظاری که پایانی ندارد..

عکس روز!جمشید به این میگه شاهکاری! باحالی! میدونی؟ تک خالی!

سخن روز! به زن لال هم اگر اسرار خود را بسپاری فاش میکند! مثل انگلیسی

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!

 




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر و کلمات کلیدی :زرتشتی




نویسنده : کورش ; ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ شهریور ۱۳۸٥

1-یارو تو فیلم میگفت من از نظر ذهنی ازدواج کردم ولی از نظر عینی مجردم!
خیلی خوشم اومد! هر کی بهتون گیر داد چرا ازدواج نکردین اینو بهش بگید!

2-رفتم جلو آینه...یهو یه خاطره قدیمی تو ذهنم زنده شد..یه روز که رفته بودم خونه شون
باید آماده میشدن تا بریم مهمونی! رفتم تو اتاقش دیدم جلو آینه نشسته-لطفاً به 3 دقیقه
پیام بازرگانی توجه کنید!! 1-وفادار هر روز بهتر از دیروز دینگ دینگ!2- وفادار نمکی رو فقط
یک بار امتحان کنید! 3-همین امروز در قرعه کشی بانک وفاداران شرکت کنید!..ادامه مطلب
و داره موهاشو شونه میکنه...اینقدر مجذوب این صحنه شدم که به در تکیه دادم و خیره شدم به
تصویرش تو آینه...اون هم از تو آینه به من نگاه کرد و لبخند زد...وای یکی باید میاومد منو جمع کنه!

نکته! از امروز وفادار مگزین اگهی میپذیرد

3-تولستوی میگه :همه میخواهند دنیا رو درست کنند ولی هیچ کس به فکر درست کردن
خودش نیست! یه نکته ظریف تو این جمله هست ببینم کی میگیردش!

4-یکی میگفت تو زندگی یه دو راهی بهشت و جهنم هست که انتخابی که اونجا میکنی
بقیه زندگیت رو تعیین میکنه! فکر میکنی این دو راهی کجاست؟ خیلی جا ها میتونه باشه!
پس هر وقت داری تصمیم مهمی میگیری اینو در نظر داشته باش!

5-معین میگه...اگه نباشه دریا ، به قطره اکتفا کن..
یه شعر دیگه هست که میگه...یا تو یا هیچکس دیگه
به نظرت کدوم رو باید انتخاب کرد؟

6-همیشه چشم و دل رابطه خوبی با هم داشتن! چون شاعر میگه..
ز دست دیده و دل هر دو فریاد....که هر چه دیده بیند دل کند یاد!
اما بعضی وقتا میشه که دیده و دل با هم نا سازگار میشن! خیلی چیزا هست
که چشمام میپسنده ولی دلم راضی نمیشه!دل و دیده شما رابطه شون چه جوره!؟

7-یکی باید بره به sh بگه که..
دلت چه جوری اومد بگذری خیلی ساده؟....تنهاش گذاشتی اما،حالا دل به کسی نداده
هیچ از خودت میپرسی عاقبتش چی میشه؟
نه زنده س نه مرده...زنده به گور همیشه(تا بی نهایت!)

دانلودک! آهنگی که این روزا منو مجذوب خودش کرده آهنگ میشکنم میشکنم
از آلبوم جدید اسی هستش...>> دانلود<< اینم یه تیکه از آهنگ..۷۷۰ کیلو بایت
دوست دارم رو گفتم،واسه دل تو اما،اعتنا نکردی به این احساس زیبا

ویژه! یک ویدیو کوتاه از آهنگ خدای آسمونا که اندی تو کنسرت اجرا کرده دارم با
کیفیت عالی و حجم 6.6 مگ دوستانی که مثل من نمیتونن به کنسرت برن با دیدن این
ویدیو میتونن دقیقاً حال و هوای یه کنسرت رو احساس کنن!
حتی اونا که اندی دوست ندارن!
چون آپلود کردنش یکم دردسر داره اول میپرسم! اونا که میخوان دانلود کنن تو کامنت بگن
اگه درخواست کافی بود آپلود میکنم! به همه اندی دوستا بگید بیان کامنت بدن!

نکته 2! من و دوستم 8 ساعت پشت سر هم NFS بازی کردیم! کسی میدونه رکورد
بازی پشت سر هم تو دنیا چقدره من بشکنمش؟

دلتنگی های کورش برای sh
هر کی از راه میرسه،بهم میگه دیوونه م!......آخه ورد زبونم: برگرد دردت به جونم

عکس روز!نکن قلقلکم میاد دیگه!

سخن روز!هر کس به اندازه دلش پیر است.

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :کمی احساسی تر و کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٥

1-بیچاره مردا: وقتی به دنیا می یان همه حال مامانشونو می پرسن .
وقتی ازدواج می کنن همه می گن چه عروس خوشگلی .
وقتی می میرن همه می گن بیچاره زنش

2-یادش بخیر از بس دلم براش تنگ شده بود زنگ میزدم خونه شون مزاحم تلفنی!
میشدم تا فقط صداش رو بشنوم که میگه الو..؟از بس اینکارو کردم ردم رو از مخابرات
گرفتن! فکر میکرد من مزاحمش میشم...نمیدونست که عاشقم و از زور دلتنگیه...

3-حالا که من گریه میکنم...اشک میریزم یه دریا...
...صدای خنده های تو میره تا پشت ابرا..
تا چشامو وا میکنم غم تو دلم نشسته...
به هر طرف که رو کنم درهای شادی بسته...
به من نخند یه روز دلت،دل به کسی میبنده..
اون روز میبینی عاشقی، گریه داره ن خنده!

4-یه جا خوندم که به خواب رفتن یه نوزاد در اغوش شما یکی از آرامش دهنده ترین
حس ها رو در وجودتون بیدار میکنه...پس بشتابید که دیره!

5-یکی از بلا های این دوره زمونه تلویزیون هست که کلی وقت آدما رو میگیره! خوشحال بودم
که مدتیه خیلی کم تلویزیون میبینم! ولی کم کم فهمیدم که اسیر بلای بزرگتری شدم!اینترنت!!

6-رفتم دانشگاه دیدم یکی از این مونیتور های گنده زدن که توش ساعت و تقویم
و اینا رو به ملت نشون میده! گفتم چه کاریه! این همه پول خرج کردن واسه این؟
بعد دیدم که بله! چیزای دیگه هم هست مثل...اگه هر مسلمان یک سطل آب
بریزه اسراییل رو آب میبره...اون وقت دو زاریم افتاد!

7-چند روز پیش خواب اندی رو دیدم! خواب دیدم رفتم خونه شون! فکر میکردم که
پولداره و خونه شون مجلله ولی دیدم یه خونه معمولی دارن!(در پیت!) بعد کلی با هم
گپ زدیم و خندیدیم آخرش هم یه آهنگ زنده برام اجرا کرد تو اتاقش!
مرتبط 1: کوجی زادوری رو که میشناسید؟ میدونستید اولین ویدیو که ساخته مال اندی بوده؟
مرتبط 2: کامبیز آلبوم جدیدش به اسم شیطنت رو به بازار داده که اسم آلبوم و
آهنگ اصلی آلبوم یعنی شیطنت از کارهای قبلی اندی هستش کامبیز تو آلبوم قبلش هم
آهنگ تو این زمونه شهرام رو اجرا کرده بود و ته ویدیوش ازش تشکر کرده بود که آهنگشو
خونده! ولی اینجا نامی از اندی نبرده! عجبا!

دانلودک! از این به بعد یه سری چیز های اضافه که میخوام بذرام فقط به شرطی میذرام که
شما ها کامنت بدین! یه عده هستن که خودشون خوب میدونن تنبلیشون میاد کامنت بزارن!
هر وقت از تنبلی در اومدن من هم از تنبلی در میام! اصلاً خوبه تعطیل کنم؟ 1 ساله بین
100 و 120 کامنت درجا میزنیم! در حالیکه فقط تعداد اعضا ایمیلی نزدیک 300 تا هستش!
اگه هم میخواین وبلاگ زودتر آپدیت شه زودتر بیاین و بیشتر کامنت بدین!
آهنگ ملایم و قشنگ چوبه دار از لیلا (قدیمیه)

نکته! وفادار در سفر های استانی! خودش به شهر شما هم میاد میتونید جاذبه
های طبیعی شهرتون رو معرفی کنید؟

گلایه های کورش از sh!
من اونقدر با وفا بودم که جز تو کسی ظلمی چنین با من نمیکرد!

عکس روز!دیگه قدیمی شده ولی شاید بعضی ها ندیده باشن!

سخن روز!یکی از ناشناخته ترین لذت ها در زندگی حرف زدن با خویشتن است. فرانسیس رواتر

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤

o! بعد از داستان عشق من، عشق افسانه، عشق میلاد رو هم بخونید!داستان آموزنده ایه!
مخصوصاً برای نوجوون ها! اینجاس...آفلاین بخونید و براش نظر بدید

1-اونایی که داستان عشق من رو خوندن میدونن یه نامردی زنگ زد به من
و گفت sh ...شد! که من کارم به بیمارستان کشید! تو داستان لیلی و مجنون
هم یه همچین نامردی هست! میآد میگه:
ای بی خبر از حساب هستی!     مشغول به کار بت پرستی (مثل من)
به گر ز بتان عنان بتابی!           کز هیچ بتی وفا نیابی!
آن دوست که دل بدو سپردی        بر دشمنیش گمان نبردی؟ (نه بخدا)
شد دشمن تو ز بیوفایی           خو باز برید از آشنایی
دادند به شوهری جوانش!        کردند عروس در زمانش!
و غیره! مجنون اینا رو که میشنوه قاط میزنه و غش میکنه! طوری که طرف از حرف
هاش خجالت میکشه! (البته مجنون کارش به بیمارستان نکشید! از این لحاظ
پیش ما روسفیده!) ای کاش اون فرد نامرد هم اینقدرخجالت کشیده باشه
(اگه علاقه دارید بگید باز هم از لیلی و مجنون بنویسم براتون)

2-من یه کشفی کردم هر چی آدم خوشگل تر باشه حساس تره!
ولی یه وقت فکر نکنی بر عکسش صادقه ها! نظرت چیه؟

3-به نظر شما اسم رو شخصیت تأثیر میذاره؟ من که میگم اینطوره...
چون خیلی افراد هم اسم رو دیدم که از خیلی جهات شبیه هم هستن..
مثلاً کوروش ها! همه یه رگ از کورش کبیر به ارث بردن....این یه چشمه ش!
...بعد از پایان جنگ سرداران میآن به کورش میگن تو اسیر ها زنی هست
به اسم پانته آ که میگن زیباترین زن عالمه! اجازه میخوایم که اونو به حضور شما بیاریم!
کوروش میگه نه! میترسم ببینمش و وسوسه بشم! با احترام ازش نگهداری کنید
تا شوهرش پیدا بشه! اتفاقاً شوهرش تو یه جبهه دیگه علیه کورش میجنگیده!

به این میگن جوونمردی....حتی علیه دشمن...
مرتبط: کوروش در تمام عمرش یک همسر داشت! (فکر کنم ماندانا) بر خلاف
پادشاهای دیگه حتی بعد از مرگ همسرش هم همسر دیگه ای اختیار نکرد!
تا اینجا کاشف به عمل اومد که کوروش هم وفادار بوده! ولی دلشکستگیش بین علما اختلافه!
مرتبط۲! فراز کوتاهی از زندگی کورش کبیر

4-یادش بخیر سر کلاس هی دست به سینه می شستیم تا اسممون
تو تخته سیاه قسمت خوب ها باشه! تصویر بدون شرح!

5-بنده خدا فرهنگستان...زیاد مسخره ش کردیم! ولی یه لغت خوب هم ساختن ها!
ماهواره!همه به راحتی استفاده میکنن از این لغت و حتی افراد کمی میدونن
معادل انگلیسیش satelite هستش!

6-همون استاد ادبیات اخراجی که براتون گفتم میگفت...
زمان انقلاب یه حدیثی بود که زیاد میگفتن ولی الان کمتر میگن!
پیامبر: من از عربم ،ولی عرب از من نیست!

7-فردین تو یه فیلمی میگه: گریه همون غصه های آدمه که آب میشه
و می ریزه!....پس گریه کن! گریه قشنگه!

نکته!هیچ توجه کردین علاوه بر 7 مطلب در هر پست این وبلاگ ماهی 7 بار آپدیت میشه!

لینکک! عشاق معروف تاریخ رو اینجا ببینید!

عکس روز!            منبع اطلاعات هفتگی


دلتنگی های کورش برای sh
عشق من، جز غم دلواپسی نیست.......آخه قلبم مثل قلب کسی نیست!

سخن روز! 
از کسانی که دینشان وسیله ای ست برای باج گرفتن بپرهیز

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!
فقط و فقط اگه صفحه کامنت ها باز نمیشه اینجا کامنت بده>>>>>                       
GetBC(168); 15 نظر 




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ دی ۱۳۸٤

1-میدونی...بعضی ها از قبل بازنده اند! یا بعضی چیزا را قبل از اینکه شروع کنی
باختیش!اگه گفتی مثل چی؟...عشق!...تو قمار عشق تو از قبل بازنده ای!
این ایهام داره! یعنی تو به هر حال دلت رو که میبازی...ولی ممکنه بازی عشق
رو هم ببازی...اما نکته! سعی کن به دلدار ببازی نه به دلبر...میفهمی که چی میگم؟

2-هیچ توجه کردین که موقع عروسی داماد کت سیاه میپوشه عروس لباس سفید!
یعنی دوماد عزا داره...عروس خوشحاله!!!!

3-بچه ها چند روز پیش تولد 50 سالگی کیهان بچه ها بود..
کامران نجف زاده خبرنگار بیست و سی نامه خودش رو که تو کیهان بچه ها
چاپ شده بود پیدا کرده بود! وقتی کیهان بچه رو دیدم پر کشیدم به 10-15 سال
پیش...یادش به خیر هر 3 شنبه میرفتم کیهان بچه ها میخریدم اون اولا
دونه ای 5 تومن بود!چه قدر هم دوستش داشتم..شما هم کیهان بچه ها
میخوندید ؟یا شاید هم هنوز میخونید!؟

4-هی تو این مجله ها در مورد شادمهر میخونم که نوشتن با رفتنش به خارج
ترانه هاش مبتذل شدن و از یاس کبود به پاپ کرن رسیده! به نظر شما
شادمهر پسرفت کرده یا پیشرفت؟(این کلمه مبتذل منو کشته!)

5-هر وقت به دفتر خاطراتم یا اون روسری نگاه میکنم یاد شادمهر میافتم که میگه..
فایده نداره اشک و گریه زاری....من خودتو میخوام نه یادگاری

6- اینو بخونید آخرش بگید آمین!
زن زیبا بود در این زمونه بلا!      خونه ای بی بلا هرگز نمونه ای خدا!
زن گل ماتمه! خار و گل با همه!         زن نامهربون دشمن جونه!
دل سرای غمه،غم عالم که کمه    خونه هیچ مردی بی زن نمونه!

7-به نظر شما با این آدمایی که تو خواب خور و پوف میکنن! باید چه کار کرد؟
به نظر من باید همشون رو یه جا جمع کرد آتیش زد! بابا شوخی کردم چرا میزنی..؟
من یکی از این دوستا دارم یه شب که خونه ما خوابیده بود هی خور و پف میکرد
من بیدار میشدم ! اونوقت من هم بیدارش میکردم که هوی! خور و پف نکن! بعد
خودم میخوابیدم! بعد از یه مدت اون دوباره خوابش میبرد و خور و پف میکرد و من
بیدار میشدم دوباره اونو بیدار میکردم! و همین طور تا صبح شیفتی میخوابیدیم!

پاورقی! بالاخره من تونستم اسپلینتر سل رو بازی کنم! من الان تو فضا هستم!
پاورقی 2! ترم تموم شده و دیگه حرف های استاد رو نداریم! ولی نگران
نباشید ترم بعد مستمع آزاد میرم سر کلاس هاش..

مخصوص یه نفر! یادمه یه نفر گفته بود من میخوام زرتشتی شم باید چه کار کنم!
اینجا چند نفر هستن مثل تو! برو جوابت اینجاس!

دانلودک! یاهو مسنجر جدید چند روزی هست که اومده..

عاشقانه های کورش برای sh
تو نگفتی با من از عشق،قصه دلدادگی...من شدم پا بند عشقت رو صفا و سادگیت(یا سادگیم؟)
               اولین و آخرین عشقم تو هستی....این بود کلام آخرین
                                                        
سخن روز! 
آنان که غنی ترند، محتاج ترند.
ضرب المثل فارسی 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!
فقط و فقط اگه صفحه کامنت ها باز نمیشه اینجا کامنت بده>>>>>                       
GetBC(150);  ۲۰ نظر




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۸٤

۱- میگن روح های همزاد در اولین برخورد همدیگه رو شناسایی میکنن!
این همونه که میگن طرف با یه نگاه عاشق شد!نظرت چیه؟

2-اینهمه از دلتنگی گفتم...یه دفعه هم از خاطرات خوبم میگم
که همیشه تو ذهنم میمونه:

-یادمه 2-3 بار با هم تلفونی حرف زدیم!
هر کی منو اون موقع میدید میتونست رنگ خوشبختی رو تو صورتم ببینه!
آخه مثل نامزد ها با هم حرف میزدیم!!

-یه روز رفته بودم خونه شون که همه با هم بریم جایی...
منتظر بودم...دیدم نشسته جلو آینه داره موهاشو شونه میکنه..
یک نگاهی از تو آیینه به من که مست تماشا بودم انداخت و یه لبخندی زد که...

-یادمه یه زمانی گفت که از ریش پروفسوری خوشش میاد!
من از فرداش ریش پروفسوری گذاشتم!

-یه دفعه هم باهم دونفری رفیتم یزد...خونه مامانش..(دلتون بسوزه)..توی راه
عکس های فارغ التحصیلیش رو نشونم داد..


3-خلاصی از دیده نشدن آپدیت وبلاگ ها!خودم نوشتم! حتماً بخونید اینجا

راستی بالاخره گلچین ارشیو رو هم به بلاگفا منتقل کردم..


4- یادم رفته بود از ملی پوشان تشکر کنم! دیروز یادم افتاد!
ملی پوشان بدونن که...
لبریز احساس غرور،ملتی با یاد شماس


5- توی دانشگاه یه مراسمی بود که توش چند نفر رقص کردی به نام هلپرکه اجرا کردن
با ساز و آواز و...قبلش که مسئول گروه داشت در این مورد توضیح میداد گفت:
خوشبختانه یا بدبختانه رقص تو ایران بهش توجه نشده! نظر شما چیه؟

6-عشق یعنی وقتی به یه نفر بگی از لباسش خوشت اومده ،اون هر روز اون لباس رو بپوشه!


۷-دانلودک!
اینم آهنگ از خدا خواسته با صدای شادمهر! دانلود


اینم دلتنگی های من...

رنگ قشنگ اون چشات.....هنوزم یادم میآد
صدای گرم خنده هات......هنوزم یادم میآد
میگفتم توی زندگی، فقط تو رو دوست دارم.....قول و قرار و وعده هات هنوزم یادم میآد..


اینم جمله هفته:

تمام تاریکیهای دنیا هم نمی تواند شعله یک شمع را خاموش کند.

وقتی عصبانی هستی تا ده بشمار.
ضرب المثل امریکایی

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۳

 فعلاً که دوره امتحاناست و وبلاگ در رکود به سر میبره!بگذریم...

یه فیلم از برنامه کودک دیدم دوباره فیل من یاد هندستون کرد....

میگم کاشکی بزرگ نمیشدیم ها.....میخوام دوباره برم مدرسه....
میخوام وقتی زنگ میخوره مثل موشک بدوم بیرون تا کارتون فوتبالیست ها رو ببینم!

میخوام دوباره زنگ تفریح برم بیسکویت یا ساندویچ دوستم رو به زور
بگیرم و بخورم ...اونام مظلوم هیچی نگن!

میخوام دوباره رو اون نیمکت ها بشینم هر چند دیگه جا نمیشم!

میخوام مبصر بشم!

میخوام دوباره راه مدرسه تا خونه رو بدوم یا از اون پودر ها بخرم...تمبر هندی...
لواشک....دوباره با دوستم دزدکی بریم کلوپ سگا بازی کنیم! بعدش هم پیراشکی
بخوریم...یا یخ در بهشت...اوووه...چه کارا که میکردیم....

میگم بد نیست چند وقت یه بار به کوچه باغ های خاطره سر بزنیم

کاش زمان به عقب بر میگشت و دوباره عاشقش میشدم...بعد زمان متوقف میشد!

 راستی شما که مدرسه میرفتید و یا میرید...چه کار میکنید یا میکردید!؟

 

راستی عیدتون هم مبارک!

 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر




نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آبان ۱۳۸۳

امروز میخوام براتون ماجرا ی مدرسه رفتنم رو براتون بگم...


بگذریم از این که منو کشون کشون !
میبردن مدرسه..

همه از پنجره نگام میکردن!!!
خلاصه وقتی رسیدم داشتم گریه میکردم...

بعد یه شاخه گل بهم دادن..! فا یده نداشت
دیدم پسر همسایه هم که اسمش پژمان بود هم اونجاس...
من که خودم به اندازه کافی شیطون بودم
 دیگه اونم به من اضافه شد وااای...
خلاصه زنگه اول گذشت...

زنگ تفریح که تموم شد ما رو به صف کردن که بریم کلاس
من و دوستم اینقدر سر صف حرف زدیم

 که ناظم اومد بهمون گفت برید خونه تون!
( یعنی اخراج!)...ما که این چیزا حالیمون نبود!

 از خوشهالی بال در اوردیم!
مثل موشک کیف رو ور داشتیم و رفتیم خونه!

 راستی مدرسه هم سر کوچه بود!
مامانم تو کف مونده بود که چرا زود اومدم!...

حالا این هیچی...روز بعد ما ما نم اومده بود
دنبالم که بریم خونه...دم در وایساده بود...
دیده همه بچه ها رفتن حیاط خالی شد!

ولی من نیومدم! میره از مدیر میپرسه...میگه رفته
خلاصه دنبال من میگرده پیدام نمیکنه!

 میآد خونه میبینه من اونجام!!
کف میکنه! میگه کجا بودی تا حالا؟ میگم خونه!

قضیه این بوده که تا زنگ خورده من مثل
موشک دویدم و اولین نفر از مدرسه(زندان!)فرار کردم...

وقتی مامان بنده خدا
میرسه تازه همه داشتن میاومدن بیرون

ولی من خونه هم رسیده بودم!
خلاصه اینه داستان مدرسه گریزی من!

ولی خدایش وقتی یه خورده حالیم شد
از همه با انضباط تر بودم،..

الان هم تا حالا یه غیبت هم تو دانشگاه ندارم!
بسه دیگه سرتون رو درد نمیارم...

فقط این خبر نامه رو گذاشتم

 که عضو شین واسه خوشگلی که نیست!...

عضو شین که اگه خبر مهمی شد بتونم خبرتون کنم!

،..بعضی وقتایه چیزای هم میفرستم واستون..

.فعلاً 10 نفر بیشتر عضو نشدن!




کلمات کلیدی :کمی خاطراتی تر