تولدم بود..

1،2-خوب متاسفانه در جریان مهاجرتم به ویندوز 8 نوشته
هایی که برای وبلاگم ذخیره کرده بودم از دست رفت!
یکیشو می دونم در مورد تولدم نوشته بودم که باز هم
بدون او گذشت و دیگه هیچ چیزش مهم نیست! یکی دیگه
هم یه خواب خوبی بود که یادم نمیاد...

3-هر وقت تونستین از یه گیاه سه ماه نگهداری
کنید و خشک نشه بعد برید سراغ یه حیوون خونگی
اگه 6 ماه تونستین زنده نگه اش دارین اون وقت به
فکر ازدواج بیفتین...فکر بدی نیست به عنوان پیش نیاز اینا رو تو محضر بخوان!
از وبلاگ دومم +

حرف های من از زبان دیگران!

4-Samireh Ahmadyani originally shared this post:

از یه جایی به بعد آدم دیگه دوس نداره همه چی درست بشه ،
دوس داره همه چی تمام بشه ...
 
5-hasan ashegh originally shared this post:
(اینو خیلی دوست دارم)
بی تـو ..
بـا خـدا شـده ام ..
روزه میگیـرم ..
نمـآز میـخوانـم ..
دخیــل می بنـدم بـه هر امـامــزاده ی  پَـرت و دور ...
شـآیــد کـه بـیــایـی ...!
 
6-کافی کتاب + originally shared this post:

خوبی زندگی بیشتر در این است که یک مرگی هم در انتهاش هست . 
هوشنگ گلشیری

7-هیچ کده originally shared this post:

تو نمی دانی ...
امّا ...
من با خودَم یواشکی نام ِ کوچک ِ تو را صدا می زنم و دل َم یک جوری می شود ...

/ 20 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بازیگر سینما

لطفا chatt.irرو با اسم زیبا چت لینک کنید بعدش بگین تا ما هم شمارو لینک کنیم[لبخند]

شیرین

سلام تولدت مبارک دوستم....[لبخند][گل][گل][گل][گل]

يك معلول قطع نخاع

سلام کورش خان ویندوز 8 چطوره؟ زودتر از7 بالا میاد اینکه گفتی جمله ای که در روز رستاخیز باعث تخفیف در مجازات می شود: ما از همان ابتدا نیز علاقه ای به دنیا آمدن نداشتیم در جوابت میگن : پس چرا 100میلیون اسپرم را سوسک کردی و از همه زودتر رسیدی به تخمک با آرزوي سلامتي براي شما با داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی باید شاد بود

barbad

تو هنوز زنده ای پسر. عشقت کهنه شدو خودت پیرمرد. دیگه تو پرشین بلاگ عتیقه شدی پیرمرد

علی

چرا دیگه پست نمیذاری؟ از اولین روز وبلاگت تا الان خواننده نوشته ها و خاطراتت بودم.

مرضی

من هم یواشکی اسم کسی را صدا می زنم و حالم منقلب می شود.

الهام

پاراگراف شماره 3 خیلی باحال بود.دستت درد نکنه بابت تذکر[نیشخند]

arashtn53

ای بابا کورش جان تو که هنوز دلشکسته‌ای تا کی آخه؟! :)

لیلی

دیگر حتا یواشکی نام کوچکش را صدا نمی زنم حتا به گرفتن دستانش ذره ای نمی اندیشم! از آن تندیس پاک عاشقی، تنها خاطره‌ای مبهم مانده... هرچند این خیلی هم بد نیست!

پرندۀ سنگی

من شنیدم اگه تونستین از حیوون خونگی نگهداری کنین بعد به بچه دار شدن فکر کنید