چیزی برای زندگی کردن

1-حتماً اسم استیفن هاوکینگ که شاید مشهورترین
دانشمند زمان حال باشه رو شنیدین..تو فیلم مستند
جدیدی که در مورد زندگیش ساخته شده میگه: عاشق
جین که شدم چیزی برای زندگی کردن پیدا کردم، برای
اینکه بتونم ازدواج کنم باید کار پیدا میکردم و برای کار
پیدا کردن باید PhD م رو تموم می کردم...بله این عشقه
که مهم ترین چیزه تو دنیاس..هاوکینگ هم اگه عاشق
نمی شد شاید یه معلول و مثل بقیه آدم های معمولی می موند...

2-تولد 29 سالگیم هم گذشت..چیزی که هر سال
فقط یادم میاره یک سال دیگه به سختی بدون
عشق گذشت..یک سال دیگه از بهترین سال های زندگی..

3-ترانه "خداحافظ" اندی هم مثل مهم نبود و فرودگاه
رو دسکتاپم جاودانه شده و هر از گاهی گوش میدم..
ولی این تیکه اش خیلی بزرگواری میخواد و نمیتونم
هضم کنم که...تو نیستی به قلبم جوابی بدهکار!؟
البته درسته که...منم که اسیرم تو نیستی گرفتار..

4-قبلاً هم گفتم که تو اون روزای اول دلشکستگی
خواب عروسیمون رو دیدم! خواب دیدم مادرم کنارم
بود و میگفت دیدی بالاخره شد! اون روزا آدم اهل
ایمانی بودم...به عشق ایمان داشتم و به خدا!
ولی بعد 12 سال خیلی از اون ایمان ها فاصله گرفتم
و به هیچی دیگه ایمان زیادی ندارم..تحقق اون خواب
الان تقریباً غیر ممکنه دیگه..ولی شاید راه شناخت
و رسیدن به خدا برای من ممکن شدن اون غیر ممکن باشه..

5-پایان چند روز خوش با بتمن و دوستان!
سکانس ویژه: جلسه روان درمانی جوکر! 
دیالوگ ویژه: همه شما مردم باید بدونید که
هیچ چیزی ظالم تر از حافظه آدم نیست...
غیر قابل فراره...حتی نمیتونی به دیونگی پناه ببری!

6,7--خدا قسمت بکنه..


/ 16 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پ.ج

ده سال بعد از حال این روزام با کافه های بی تو درگیرم گفتم جهان بی تو یعنی مرگ ده سال ِ رفتی و نمی میرم ده سال بعد از حال این روزام تو توی آغوش یکی خوابی من گفتم و دکتر موافق نیست تو بهتر از قرصای اعصابی ده سال بعد از حال این روزام من چهل سالم می شه و تنهام با حوصله ،قرمز،سفید، آبی رنگین کمون می سازم از قرصام می ترسم از هر چی که جا مونده از ریمل ِ با گریه ها جاری از سایه روشن های بعدازظهر از شوهری که دوستش داری گرم ِ هم آغوشی و لبخندین توُ بستر ِ بی تابِتون تا صبح تکلیف تنهاییم روشن بود مثل چراغ ِ خوابتون تا صبح ده سال ِ که لب هامو می بندم با بوسه های تلخ ِ هر جایی ده سال ِ وقتی شعر می خونم لبخند ِ روی صندلی هایی یه عمر بعد از حال این روزام یه پیرمردم توی ِ یه کافه بارون دلم می خواد ،هوا اما مثل موهای دخترت صافه ترانه: حسین غیاثی خواننده و آهنگساز: سیاوش رحمانی ................. اینو الان دیدم. یاد اینجا افتادم. به روح و نسبت پدرم با خاله ی پسر عمه هام هم اعتقادی ندارم [شیطان]

لیلی

من اون حس شگفت‌انگیز رو دارم......!

سما

عزیز دلم با دل خودت این کارو نکن میدونم با حسی که تو داری ، شاید محاله ،اما سعی کن یه بار دیگه عاشق شی

سما

اینم ادرسمه ،بیا لینکت کردم تو م لینکم کن بالا میزنم نظرم ارسال نمیشه،اینجا مینویسم neshani.blogtez.com

سما

وای من عاشق نظرای تاییدی ام همین کامنت میزاری،همون لحظه ببینیش توی وب منم نظرام تاییدیه بیا واسم نظر بزار منتظرتم زودی بیا

سما

این شعر توی نظرات ( پ . ج ) رو خیلی خیلی دوس دارم ،خیلی غمگینه

سما

میخاستی نظراتتو تاییدی نکنی حالا من واسه تفریحم که شده ، هی واست نظر میزارم اخه خیلی دوس دارم همون موقع میبینم، نوشته هامو دیگه بااای ،پرروشدم

lara

[بغل]

ابوذر اکبری

دوباره سرخ سرخه باور دل سپید عشق تو روزا نمونده دوباره از تو میگم از تو آره یه معشوقی تو اوج قصه مرده مث یه برگ سبز و غارت باد زمونه خیلی چیزا یادمون داد همش این بوده تصویر خیالی یه کوه درد زیرش عزم فرهاد نگو له شد همه روزای رفته همه در حسرت و سوز جدائی مجازی شد همه عاشق شدن ها من اینجا حاضرم هستی خـدائی 2 دوباره آبیـم میشم تو بـارون دوباره تازگی سبزی بهارون تو رو میخوام همین حالا همین جا تو اوج سادگی نه قلبی زندون مث مـا خیلیا هستند تو دنیا همش گیرو گرفتار سکوتن همش هشتی گرو واسه نه دل تو وهم اوج در حین سقوطن بگو میریم از این غصه من و تو به کوچی شاد بال و پر می گیریم ولی حیف از دلای هر دوتامون اگه کم شیم اگه بی هم بمیریم . . . [گل][گل]

سما

این ایمیل و ادرس وب ،سما ست که الان واست کامنت گذاشتم و سوال راجع به خواستگارم پرسیدم ادرسو بالا میزنم ارسال نمیشه ، اینجا مینویسم neshani89@gmail.com وب :neshani.blogtez.com