ماشین زمان شخصی!

1-دفترچه خاطرات و جعبه خاطراتی دارم که جرأت ندارم برم سمتشون!
چون مثل ماشین زمان عمل می کنند و تا ده سال میتونن زمان رو
برای من به عقب ببرند! معمولاً میرم سراغ خوباش و خوشبختانه
چون پیش بینی همچین روزگاری رو کرده بودم با جزییات زیاد خاطرات
خوبم رو ثبت کردم طوری که بعد از هفت هشت سال هم به خوبی
جلوی چشمام زنده میشه...هر کسی با ثبت لحظه هاش حالا
به صورت نوشته یا عکس و فیلم و...میتونه ماشین زمان شخصی
خودش رو اختراع کنه! مال دیگران رو نمیدونم ولی مال من عوارض
جانبی داره! و بعد از هر سفر در زمان همونقدر که شادم کرده
چند برابرش حسرت و دلتنگی و اینا بهم دست میده واسه همینه
که جرأت ندارم برم سمتش!
پانوشت: اون موقع اینا رو با این هدف می نوشتم که بعد ها با هم بشینیم بخونیم..



2- با تحریف! جمله ایشون:
هدف که تو باشی...استفاده از هر راه و وسیله ای میتونه توجیه پذیر باشه!

3-اصل این مطلب از من نیست و متاسفانه منبعش رو فراموش کردم!
بگذریم...یکی میگفت ما ایرانی ها باید مثلاً 40 سال نامزد باشیم و یک سال
ازدواج کنیم! چون وقتی ازدواج میکنیم و اون امضاء ی کذایی زده میشه
دیگه فکر میکنیم طرف مال خودمونه و هر کاری میخواهیم میکنیم و
ترسی برای از دست دادن اون نداریم! واسه همینه که بعضی ها
میگن ازدواج قاتل عشقه...در حالیکه اگه فکر کنیم هر دفعه که
می بینیمش ممکنه آخرین دفعه باشه! (شاید بمیریم!) عشق هامون
رنگ دیگه ای پیدا میکنه...

4- باز ولنتاین شد و این حرفا که آقا ورژن ایرانیش چند روز دیگه اس
و این صحبتا! ولم کنین بابا ولنتاینم کجا بود...

5-یه نفر خواسته بود عاشقانه ترین فیلم هایی رو که دیدم معرفی
کنم! من لحظات عاشقانه تو فیلم ها زیاد دیدم اما اینکه کل یه فیلم
عاشقانه باشه نه! انتخاب اولم مثل خیلی های دیگه فیلم کازابلانکا
هست که قبلاً در موردش اینجا نوشتم و انتخاب دوم هم بی گناهی! که
اون هم قبلاً در موردش اینجا نوشتم!

6-دو تا کتاب کوچیک هست به اسم اندرز های کوچک زندگی
پیشنهاد میکنم بخونید و به خاطر داشته باشید..از اینجا بگیرید.

7- و پایان این آپدت با جمله ای نفس گیر از مطرود عزیز:
وای از نیمه‏شبی که بیدار ‏شوم، تو را بخواهم و خودم را در آغوش دیگری بیابم.
اینم یه دلیل دیگه که عاشق ها نباید دوباره عاشق بشن و ازدواج کنند!

عکس روز! اونجا که اندی میگه " ارزششو داشت عشق من" به یه زبون دیگه!

عاشقانه های کورش برایSH
هنوز می شینم...تو رو ببینم...تو اون خیابون...زیر بارون
چه خوش خیالم...که بر می گردی...باور ندارم...
دانلود کنید این آهنگ رو از اینجا

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟

/ 47 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آتوسا

منم میخوام شروع کنم به نوشتن خاطرات که ثبت بشن[گل]

دختری از هیچ جا

کامنتم کوش پس؟ می گم من اون عکسه رو ندیده بودم تا الان! چه قفل و زنجیری داره بابا!! دفترچه خاطرات من همین جوری عین دفتر تلفن عمومیه [نیشخند]

همسفرنسيــــــــــــم

من دفترامو كه با دقت و تمام حوادث با جزييات نوشته بودم از بين بوردم.اخه هروقت ميخوندمشون بدجوري حالم گرفته ميشد.بعد ديدم تو حافظه م هميشه هست و همين غنيمته . پس ديدم بهتريه غير خودم كسي ندونه چي به سرم اومده

رتبه اول

من که مدتهاست خاطراتم را توی وبلاگهام می نویسم...بعد چون محرمانه مستقیمه ...مدتی بعد فراموش می شه و یا پاک می شن ...چیزی برای غصه باقی نمی مونه[زبان]

شیدا

اصلا برام مهم نيست آپديت هات نمي دنم چرا جديدا همه عين همن تكراري

شیدا

من خاطره هامو رمزي مي نويسم آخه همچيم ولوه همه جا ساعت ها مي گردم كه يچيو پيدا كنم

فرهاد

سلام.... عاشقانه ترين فيلم ايراني كدومشه؟؟؟؟؟؟ من به روزم با قلمرو بدون برگشت

آشنايي با يك معلول قطع نخاع

سلام کورش خان ممنون از لطفت عزیز دل برادر تو یاهو نیستم تغریبا هیچ وقت تاندبرد را گیر میارم و ازت میپرسم جریانشو با آرزوي سلامتي براي شما شاد باشيد لذت بردن از اونچه كه داري را فراموش نكن بخصوص نفس كشيدن به همه با صداي بلند سلام كنيد