نفس هامو میخوام چکار

1- اون موقع که دلم شکست بلافاصله خواب
عروسیمون رو دیدم! اون موقع فکر می کردم شاید
در آینده این اتفاق می افته و امیدوار بودم اما الان
فهمیدم که خواب و رویاهای ما گاهی میتونه چشم انداز
کوتاهی از زندگی ما در یه دنیای موازی باشه و اون خواب
من هم همین بود...در یکی از این دنیاهای موازی اون
اتفاق منجر به دلشکستگی من نشده بود و اون بله گفته بود!
امیدوارم علم روزی بتونه منو به اون دنیا ببره..

2-یادت باشه  با یک نگاه اینجوری عاشقت شدم..
چه برسه به یه روزی بیای بشی مال خودم..
وقتی تو رو حس میکنم، حتی نفس نمی کشم..
نفس هامو میخوام چکار من اگه عشق تو بشم..

3-آینشتاین: خدا تاس نمی اندازه! (هیچ چیز شانسی نیست)
(اشاره به عدم قطعیت موجود در فیزیک کوانتوم)
نیلس بور: اینقدر به خدا نگو چیکار کنه!!
(همه چیز شانسیه- فیزیک کوانتوم)

4-پدر من ساعت ساز بود..
وقتی آینشتاین کشف کرد زمان نسبی هست
ساعت سازی رو ول کرد!!
Watchmen -2009
زمان خیلی پیچیده تر از اونه که اندازه بگیریمش
و بخوایم با ساعت ببینیم کجاش هستیم..

حرف های من از زبان دیگران!

5-

6-حتا اگرعشق ات نسبت  به کسی  تمام شده باشد
از یادآوری لحظه کشفش مثل زخم تازه خون  می آید....
تا یادش می افتی مثل اینکه همان موقع خودت
با کارد زده ای توی قلب خودت...

zohreh hajiyan originally shared:

7- من برای با تو بودن
از همه چیز گذشتم
تو داشته هایت را
به رخم میکشی؟؟!!

Haniyeh Rezaei originally shared:

/ 19 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بوسه 162

سلام كورش مدت هاست وبلاگت نيومدم... امشب رفتم وبلاگ سالها پيشم رو باز كردم و خوندم و باز اومدم وبلاگت... هنوز مثل اون موقع ها يي همون حس ها رو داري ولي چه وبلاگ ها تنها شدن... يادمه كامنت هات بالاي 100 تا بودن... دارم نم نمك متن هاتو ميخونم...

Sogol

AzZiiiiizZaaaam??????????????

سما

شعر ،با یه نگاه اینجوری عاشقت شدم ..... ، خیلی قشنگ بود بیچاره اون دختری که تو و این عششق ناب تو رو از دست داد ..

سما

به نظر من اون باخته ، نه تو

سما

به ارشیوت نیگا کردم دیدم ۹ ساله داری وب نویسی میکنی تعجب کردم که چرا ۱۱ سال از عمرتو گذاشتی ،ببخشیدا البته بعد یاد خودم افتادم ،دیدم کار تو عجیب نبوده منم از سال 83 رو یه عشق موندم و تا حالا زندگی و عمرمو گذاشتم ینی ۹ سال از جوونیم رو سر یه عشقی گذاشتم که .. تهش فقط یه طلاق واسم یادگار گذاشته و یه داغ توی سینه م بذار اشكامو پاک کنم ... کار دله نمیشه بگی چرا عمرتو گذاشتی در حالیکه اون رفته بود ، و میدونستم نمیخادم و دیگه برنمیگرده ولی الان پشیمونم ، شاید اگه رها میکردم ،بهتر بود

سما

تو که به ﺗﺌﻮﺭﯼ های روانشناسی و فیلسوفانه علاقه مندی ، اینو بهت میگم یه جایی خوندم برای رسیدن به چیزی باید رها کنیش ، تا رها نکنی به اون که باید نمیرسی شاید عشق حقیقی تری رو بعد از رها کردن این عشق پیدا کنی که از اینکه بهش رسیدی خدا رو شکر کنی

سما

شاید عشق تو یه جای دیگه منتظرت باشه و تا تو نری اونم تنها باشه و توی تنهاییش عمرش به اخر برسه به این ارتباطات و تصادفات ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ اعتقاد داری؟ میبخشی اظهار نظرات ریلکسم و راحتمو

معمولی

باوجودیکه سالهاست از دلشکستگیم می گذرد همچنان زخمش تازه است . نشد با این وضع کنار بیایم

مهدیه

سلام. اگ با تبادل لینک موافقی لینک کن و خبر بده لینکت کنیم

ابوذر اکبری

میگم تو ای خـدا قدت بلنده موهات خرمائی و زلفات کمنده میگم تو ای خـدا اطوار داری که اینقدر عاشقای زار داری میگم روزا که می میره دلامون تو هم اونجا به یاد هر دو تامون میشینی زار از غصه می باری به یاد بی کسا هر شب بیداری به یاد اونا که خونه ندارن شبا سر روی خاک نرم میذارن به یاد وانا که پر غم ترینن اما بازم می خندن باز همینن 2 میگم تو ای خـدا دیدی صدامون همینجا و همین شب با نگامون گره خورده به نام روشن تو چه پر امید و شادم این من تو . . . [گل]