تولد شش سالگی وبلاگ!

1- روز 31 تیر 1383 در چنین روزی بود که این وبلاگ رو ساختم! اولش توش
ترانه های عاشقانه می نوشتم بعد متن های کوتاه از خودم و داستان عشق
و بعد هم به این روال هفت شماره ای در اومد. جالبه که تولد خود پرشین بلاگ
همین حدود ها هست چون یادمه اون موقع تولد دو سالگیش بود! حالا خود
پرشین بلاگ کارش به فروش کشیده شده اما من هنوز اینجا رو سر پا نگه داشتم!نیشخند
در راستای تولد شش سالگی در سیاست های کلی این وبلاگ هم تغیراتی
داده میشه!یول از اونجایی که خیلی وقته بیشتر میخونم و کمتر می نویسم و
بعضی وقتا هفت تا شماره اینجا به زور جور میشه از این به بعد بخشی خواهیم
داشت با نام "حرف های من از زبان دیگران" که قبلاً هم بود ولی حالا رسمی میشه!
در این بخش به نوشته های اکثراً کوتاه دیگران که حرف دل من توشه لینک
داده میشه. به قول این مهماندار ها از ادامه جشن لذت ببرید!



2-جالبه که یکی دو ماه دیگه عروسی یکی از فامیل های نزدیک مشترک
من و SH هست و احتمالاً به همین دلیل از خارج به ایران میاد...این فرصت
رو دارم که بعد از نزدیک به 9 سال ببینمش...ولی جرأتش رو ندارم! فرصتی که معلوم
نیست بار دومی داشته باشه....ولی هر چی فکر می کنم نه دلش رو دارم
نه اینکه فکر می کنم به نفع هیچکدوممون باشه...من که جز دلتنگی و گلایه
چیزی برای گفتن ندارم...اون هم که نمی دونم...افسوس

3-خیلی جرأت کردم که بعد مدتها دوباره ناخنکی به دفتر خاطراتم زدم...
نوشته بودم که: SH داشت در مورد کسانی که تا حالا عاشقش شدند و
اون ردشون کرده صحبت می کرد...آخرش گفت ولی همه شون عاقبت به
خیر شدند ها! بعد ها اگه بخواد در مورد من صحبت کنه باید بگه بدبخت شد طفلی! زنده به گور شد! قفس نشین شد! از این چیزا...

4-یه ویدیو برام ایمیل شده، یه دختر ایرانی داره گیتار می زنه و شعر دلت نگیره
رو می خونه. خیلی قشنگه، کاش یه روزی SH اینو برام بخونه!....گریه نکن آروم بگیر
به فکر زندگیت باش، غصه ام میشه اگه بفهمم داری غصه می خوری...دلت نگیره
مهربون، عاشقتم اینو بدون...دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون...دل نگرونتم همش.. اگه خطا کردم ببخش...بازم منو به خاطر تموم خوبی هات ببخش...اصلاً فراموشم کن و فکر کن منو نداشتی...اینجوری خیلی بهتره بگو منو نخواستی...
دانلود کنید از اینجا

5-قبلاً هم گفتم که چقدر شطرنج رو دوست دارم، هر چند وقت یکبار هم
نکته جدیدی در موردش یاد می گیرم. توی شطرنج دو طرف در واقع دارند
با هم حرف می زنند حرف که چه عرض کنم در اصل تهدید! اما نه با زبان
بلکه با حرکت مهره ها. یه شطرنج باز خوب باید بدونه هر حرکت حریف یعنی
چی، یعنی که داره میگه هی فلانی میخوام فلان مهره ات رو بزنم! باید این
حرف رو از تو سکوت حریف بخونی...شطرنج باز های خوب می تونن عاشق های
خوبی بشن چون میتونن یاد بگیرند حرف طرف رو بدون اینکه بگه بخونند...
اگه دست من بود آموزش شطرنج رو تو مدارس اجباری می کردم!

حرف های من از زبان دیگران:

6-شانس بد من....

7-هشدار! قبل از خوندن این لینک آماده زلزله باشید!
خیلی دوست دارم بدونم جواب SH به این چیه...

لینک روز! عکس خودتون رو بدید و قیافه 20 سال آینده تون رو ببینید!

عکس روز! غیر ممکن...

عاشقانه های کورش برای SH
کاشکی میدونستی چیه عشق من و احساس من...

اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است! ولی کو گوش شنوا؟؟

/ 57 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی

http://eshgheparnia.persianblog.ir/ سلام. مطالبت وقت لازم داره تا بشه دقیق خوندشون.دوباره برای نظر میام. داستان کوتاه .بخونید نظر بدین ادامه ی داستان چی میشه؟ پرنیا دختری است 22 ساله ،بسیار زیبا ومهربان ،ساده با دلی پاک.در خانواده ای ثروتمند و تحصیل کرده در تهرانبه دنیا آمده و پدر و مادرش پزشک و دو برادر به نام های پدرام و پوریا،پرام دانشجوی پزشکی در خارج از کشور و پوریا 15 ساله محصل.

سحر.ا (بانوی آبی پوش سابق)

سلام ممنون از حضورت آره 57تا یادمه خودت می گفتی ره رو ان نیست گی تند و گهی خسته رود...ر هرو ان است که اهسته و پیوسته رود[لبخند]

فرهاد

سلام.. ترجیح میدم 20 سال قبلمو دوباره تجربه کنم تا 20 سال بعدمو

رضا

تولد وبلاگت مبارک [گل]

لیلی

رویایی ست در دوردست... می خواندت!

roya sam

من بی جنبه نیستم دوست ندارم از این حرفا بهم بزنند

جیرجیرک

من حتمنی اون عروسیو میرفتم هر چی پیش بیاد مطمئنابه دیدنش می ارزه[گل]

میلاد

بهتر بود توی این همه سال یکم روی احساساتت تجدیدنظر میکردی. من چند بار خواستم برگردم دیدم طرف اصلا ارزشی واسه یک کارکتر حرفام قائل نیست. پس منم قائل نمیشم.... حرفی ندارم .قصد توهین ندارم. نمیخوام بگم کارت اشتباهه . نمیخوام حرفی بزنم که فکر کنی یه طرفا دارم فکر میکنم. ولی در کل. خواست بگم من این قضیه رو کشیدم و فهمیدم اشتباهه. البته قبلا گفته بودی که این موضوع مثل قبل نیست و راحت تر باهاش برخورد میکنی. پس بهتره یه حرکت بزنی و اصلا باهاش برخورد نکنی! بهر حال. تو جامعه ی ما کم محلی و بی محلی واقعا روی دختر جماعت جواب میده. هرچقدر به یکی کم محلی کنی بیشتر طرفت میاد. این تجربه ای هست که به من ثابت شده[نیشخند] [مغرور] خوش باشی!!!

سحر

سلام تولد وبلاگتو تبریک میگم فقط امیدوارم به عشقی که لیاقتشو داری برسی

آناهیتا

سلام از وقتی که دل خودم شکست و معنیه شکستو فهمیدم از وقتی فقط با اسم عشقم زندگی کردم از وقتی بیقراریا و گریه های خودمو دیدم دلم نمیخواد هیچ کس معنیه شکستو بفهمه!! درکت میکنم بغض گلومو گرفته کاش به عشقت برسی من که هیچوقت نمی تونم این دعا رو برای خودم کنم......