91 هم تمام شد..

1-واقعیت عجیب و تلخیه، دیگه کمتر تنهایی و دلشکستگی
اذیتم میکنه...دارم به 30 سالگی نزدیک میشم و دیگه
اون شور و شوق 18 سالگی رو ندارم، دیگه بعد 11 سال
تنهایی جزوی از زندگیم شده و کمتر اذیتم میکنه عادت کردم..

2-عید امسال هم مثل سال های قبل SH نیست
فقط فرقش اینه که دو تا لاکپشت هام کنارم هستن کمتر تنهام!

3-آره تو اینجا نبودی ولی من نگات می کردم..

حرف های من از زبان دیگران!

4-نگران نباش! نگرانی احمقانه است! مثل اینه که
چتر بگیری دستت و قدم بزنی در انتظار بارون!

5-بعضی وقتا اون شخص نیست که دلتنگشی بلکه
دلتنگ احساسی هستی که وقتی با اون بودی داشتی..

6-«ترا می‌خواهم»
در این جمله اندوهی‌ست ؛
اندوه نداشتنت !

علیرضا روشن

7-بدهکار توام‌!
بدهکار بوسه‌هایی که به دستانت نخواهم زد!
بدهکار دوستت دارم‌هایی‌
که به تو نخواهم گفت‌!
بدهکار لحظه‌های نابی که با تو نخواهم داشت‌!

بدهکار تو
و طلب‌کار جهانم‌!

به نقل از +

/ 32 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
y

از اولین روزی که نوشتی مطلبتو دنبال کردم. و هنوزم که هنوزه بهت سر میزنم و احساستو کاملا میفهمم. گاهی وقتها اونی که میخوای پیش نمیاد. تحت هیچ شرایطی. با اینکه لیاقتت بیشتر از خواستته اما بهش نمیرسی. کاریش هم نمیشه کرد. تنها راهش اینه که قبل اینکه از این همه ناراحتی پشیمون شی شروع کنی به یه زندگی جدید و قشنگ. نمیگم خاطراتتو فراموش کن . چون نمیشه... ولی میگم زندگی کن اما در کنار خاطراتش ولی زندگی کن با کسی که لیاقت خوبیهاتو داشته باشه. به امید روزهای خوشت:)

ابوذر اکبری

میگن که رویائی شده خاطرم بگو محاله من زِ یادت برم میگن که این حرفا یه مشت بهونه ست نهایتا یه بغضِ بی نشونه ست میگن که خاطرات یه مشت خیاله رسیدنِ من به تو گل محاله میگن نگو نگو که دوسِش داری بگو میای مهر و امید میاری میای که من از غصه ویرون نشم راهیِ سرزمینِ مجنون نشم میای نگاهت گُلِ آرزوم شه هر چی بدی بود به خـدا تموم شه میای که باور کنی من زنده ام نگن که عمریه یه بازنده ام میای و خنده رو لبام می کاری هر چی بوده از دلم در میاری میذاری با بغضِ تو آشفته شم یه جمله که خوشت میاد گفته شم میذاری گریه بره از روزگار همین یه بار غرورُ یادم بیار بذار بدونن پای تو می مونم عاشقم و از تو فقط می خونم بذار بدونن فصلِ غُصه مرده خـدا همینجا یکی یکه خورده . . .

ابوذر اکبری

درود امید که راه خودت درست زندگی رو با تمام وجود ادامه بدی این روزا منم خونوادمو از دست دادم شاید موقت باشه شایدم دائم برای دومین بار این بار احساس آرامش دارم تقریبا بیشتر وقتا مث قبل از خشم لبریز نمیشم دارم یاد می گیرم از دست دادن رو دارم یاد می گیرم دوباره ساختن رو هنوز تو سی سالگی هم زندگی رو مشق می کنم این دوبیتی رو دیروز نوشتم : هر غم و غصه ی ما تو سر هر نکبت و یاس عاشق عاشقیا بدون تردیدم و بحث هر دل خسته که ترسید امانش به خـدا من و تو می گذریم از این سراشیبی نحس [گل][گل]

الهام

سلام... سال نو مبارک... لاک پشت؟؟؟آفرین...بازم به معرفت لاک پشتا

آشنايي با يك معلول قطع نخاع

سلام پیر مرد ممنون از لطفت با آرزوي شاد کامی و سلامتي براي شما با داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی باید شاد بود

سارا

ببخشید من نفهمیدم. این عشقت مرده یا رفته خارج؟ ببخش از خنگیم اما واقعا نفهمیدم.

امیرمسعود

تک تنها تو خیابون به زیر نم نم بارون...باز به یاد تو می افتم...

خدی جوووووووووووووووووون

خوبی وفادار؟ حرفی ندارم فقط خواستم اعلام حضور کنم...

ملیکا

لینکتون کردم!!!!!!!! بهم سربزنید خوشحال میشم

ستاره

هی آره واقعا کمترتنهایی اذیتم میکنه مجموع سالهای من به 7 رسید.....بازم مجبوریم ادامه بدیم چه می شه کرد مردگی....دل مردگی....روزمردگی....ثانیه های مرده....